نخست برای این همه دیر به دیر نوشتم یک عذر خواهی به همه بدهکارم. دست کم آن‎هایی که پای ثابت کلنگ بوده‎اند. از آخرین باری که کسی در این مملکت عذرخواهی کرده باشد زیاد نمی‎گذرد اما از آخرین باری که تنبیه شده باشد یا خجالت کشیده باشد شاید به قدمت چند هزاره می‎گذرد. حالا چرا دیر به دیر می‎نویسم؟ چی؟ برایتان اپسیلونی هم اهمیت ندارد؟ پس لابد الان دارید کدو حلقه حلقه می‎کنید؟ خب وقتی اینجا را می‎خوانید لابد برایتان اهمیت دارد دیگر.

کجا بودم؟ این که چرا دیر به دیر می‎نویسم. گاهی وقت نمی‎شود که مثل قدیم بنویسم. نه این که چیزی برای نوشتن نداشته باشم، دلیلش این است که من نه فرصتی برای نوشتم دارم و نه ابزار مناسبی برای دسترسی به اینترنت. شرکتی هم که در آن مشغول به خر حمالی هستم از لطف خدا جز دو تا فنجان سفید و یک فلاسک چای و یک سوییچ قراضه‎ی شبکه، چیز دیگری در بساط ندارد. تازه اگر هم فرض کنیم که داشته باشد، که دارد، از کل دار و ندار شرکت به من کلنگ، یک بیل و دو تا فرقون رسیده که آن هم در اختیار انبار است. از دیروز که آمده‎ام مرخصی همین دو تا قلم جنس را هم گم کرده‎اند و به امید خدا تا آخر مرخصی، کل شرکت هم مثل آن سکوی نفتی مشهور، گم می‎شود و می‎رود پی کارش و هر کسی می‎رود کنار خیابان بساط باقالی و چغندر راه می‎اندازد. اگر به شانس من است، همه مثل تاجر پوسان "اند" تجارت و پول درآوردن می‎شوند و من می‎مانم و چرخ باقالی‎ام.

حالا بعد قرنی که من آمده‎ام خانه، می‎بینم درخت کاج از ریشه در آمده و هر چه گل و گیاه بوده یا نابود شده یا در شرف ترکیدن است. باغچه خانه‎ی ما این روزها به ویرانه‎های شهر "حلب" هم بی‎شباهت نیست. از باقیمانده گروه داعش تقاضا دارم تا مسوولیت آمدن برف سنگین را در چند ماه پیش بر عهده بگیرد تا هم کمی دل ما خنک شود و هم دل صدا و سیما. الان شما از کانال یک تا کانال پرس‎تی‎وی که در تلویزیون ما آخرین کانال هست و از بس کسی نزده آن کانال، روی موجش را خاک گرفته است، مجری صدا و سیما از ماتحتش صدا در بیاید، می‎افتد گردن داعش. این داعش گور به گور شده هر چه که نداشت، الحق و الانصاف خوب اخلاق مسوولیت پذیری داشت.

چند روز پیش توی جراید گفته بودند که بعضی‎ها، با زن و بچه‎یشان شب‎ها را در قبرستان‎ها به سر می‎کنند. خدا را شکر مسوولین همیشه در پشت صحنه به جلوی صحنه یا بهتر بگویم به جلوی قبرستان آمده‎اند و همه‎ی آن‎ها را از قبرستان‎ها بیرون گردند. این طوری هم داعش چیز دیگری برای به مسوولیت پذیرفتن پیدا می‎کند و هم بیست و سی می‎تواند سرخط بزند، مشکل قبرخواب‎ها با کمک مسوولان حل شد.

پی‎نوشت:

1- یک دکتری که شما هم شاید او را بشناسید، چند سال پیش بیست دقیقه بیشتر حرف زد، هنوز سر آن بیست دقیقه اضافی یک نفر حاضر به عذر خواهی نیست. دلتان خوش است، توقع دارید تا مساله به این مهمی هنوز حل نشده است، مشکلات معیشتی مردم حل شود؟ "ساری گایز" ما در این مملکت دنبال حل مشکل خواب و لباس خواب و اتاق خواب مردم نیستیم، در اصل مساله اتاق خواب ملت یک مساله به شدت ناموسی است و به خودشان ربط دارد. چه معنی می‎دهد؟

2- فیلم "سلام بمبیی" را اگر ندیده‎اید، بروید و ببینید تا دیگر به "جومونگ"، بانو "یومیول"، "تاجر پوسان" و آن شمشیرساز دیوانه که تا "جومونگ" را از یک فرسخی می‎دید، هی برای عرض ادب و احترام خم و راست می‎شد، این همه گیر ندهید. به کی قسم که آن برادر مشنگ "تسو" که الان اسمش یادم نیست، اگر فیلم می‎ساخت از "من سالوادور نیستم" بهتر درمی‎آمد. به قول یک بابای کارشناسی، این فیلم‎ها همه مقوا و کارتن است آقا. بعدش هم در حالی که دارد عینکش را پرت می‎کند توی صورت مجری برنامه، چنان بر پشت صندلی تکیه بزند که جد و آباد طراح و سازنده صندلی بیاید جلوی چشمان بیننده.

3- باقی بقایتان، رضا عطاران امشب توی خوابتان!

  • بازدید : ۲۳۳

تعداد نظرات این پست ۴ است ...

۱۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۴۰
همه شرکتا همین طورین! حداقل اونایی که من دیدم! کلا دو تا میزه و یه خانم منشی و یه رئیسی که به نظر همیشه دورکاری میکنه! (از نتایج حاصله گشتن به دنبال مکان کارآموزی! گشتم نبود نگردید که نیست!)
مشکلات ما خدا رو شکر همی طوری همشون حل میشن! این مسئولین همه "لطف خدا" به ما هستن!
لطف رو خوب اومدی :))
۱۰ دی ۹۵ ، ۲۲:۱۲
فکر کردم بعد از اینهمه مدت نوشتید،قراره در مورد ارش صادقی باشه
چون امشب همه جا ترکیده سر این موضوع
+ فیلم سلام بمبی رو ندیدم ولی قشنگ معلومه یه چیزی تو مایه های فیلم کمای سیصد سال پیشه.
که همانا از گلزار ابی گرم نخواهد شد.
میگم یه چیزی، کل صنعت سینما قدمتش به سیصد سال میرسه؟
همین که از گلزار پولی درمیاد جای شکرش باقیه !
۱۱ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۱
سیصد سال پیش همانا به معنای یعنی خیلی قدیمی میباشد:))
:))
۱۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۲۳
برو خدا رو شکر کن!!! اگه بدونی من با چه شرایطی سر کار میرفتم!!! :/

برادر تسو! یونگ پو ^___^

آقا ما از یه جایی به این نتیجه رسیدیم که بریم فیلم هندی قدیمی ببینیم بهتر از فیلمای ایرانیه!!! :)))

بقیه پست هم که کلا موافقم باهات :)
خدا رو شکر. همین یونگ فو از گلزار بهتر بازی می کنه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی