امروز سیزدهم فروردین است، روز همگانی ریختن زباله در پارک‌ها و گره زدن چمن‌ها برای غافلگیر کردن و پیچ خوردن پای دام و طیور احتمالی. امروز روز مادر همه‌ی بشر است به قولی، روز طبیعت. دسته جمعی می‌رویم تا مشت محکمی بر دهان تحریم‌ها اقتصادی زده و تا جایی که می‌توانیم کباب جوجه، چنجه، برگ و کوبیده بزنیم بر بدن تا جایی که سر معده‌یمان سوز بزند و در حالی که در یک حرکت ملی رکورد مصرف نوشیدنی‌های گازدار را می‌شکنیم، در ترافیک شلوغ ورودی و خروجی‌های فضاهای سبز برای یکدیگر بوق بزنیم و دست تکان دهیم و دور از شما گاهی اوقات نیز  ببینیم که یک فحشی، چارواداری‌ای، چیزی بین چند نفر در حال حواله شدن می‌باشد.

روز مادر مبارک، ببخشید روز مادر طبیعت مبارک :))

---

---

پی‌نوشت:

1- به جای شرکت‌های اسلحه‌سازی، اگر ایران مصرف نوشابه‌های کوکاکولا و پپسی و ... را تحریم کرده بود، الان چی می‌شد؟ انتظار داشتی چه بشود؟ هیچی نمی‌شد، اول این که قیمت نوشابه بامشادکولا و کولاموتوری سه برابر می‌شد، بعدش هم که مردم در صف‌های طولانی پشت سر هم دو ساعت می‌ایستادند برای خرید نوشابای تولید وطن.

2- عنوان پست را با یک ریتم شعاری تلاوت نمایید.

3- ببخشید، مثل این که دوباره اشتباه نوشتم، روز طبیعت مبارک، ما با مادر طبیعت کاری نداریم، در اصل ما با مادر و خواهر هیچ کسی هیچ کاری نداریم! ما با خود طبیعت و پدرش کار داریم که قرار است امروز درش بیاوریم، پدرش را می‌گویم. یک چنین انسان وارسته‌ای هستم من!

در روایت است که روزی از همین روزها

دکتری خوب و رویایی از میان دکترها

آن که پیشتر داشت با هولوکاست مشکل‌ها

در اهواز سر داده این چنین سخنرانی را:

هشتاد میلیون بیشتر می‌فهمند یا شما؟

چون کلنگ‌نامه به این جا رسید حاجی قصه‌ها

آن که بود پای محکم نامزدی در انتخابات سرتاسر دنیا

گفت که یا تکذیب می‌کنی حرف‌هایت را

یا که با بر و بچه‌ها می‌تکذیمیبتان به امید خدا (دوباره به قول مهران مدیری: مـــــــــــــــادر جـــــــــــان!)

تا نشر شایعاتی دیگر روز و شب همه‌ی شما به فنا (به قول عروسکی از مجموعه کلاه قرمزی به نام دیوی یا دیبی)

---

---

پی‌نوشت:

0- عنوان نوشته را با وزن یک فیلم هالیوودی به نام "خوب، بد، زشت" بخوانید و اگر وقت شد آن را برای یک بار هم که شده ببینید، هر چند که خیلی از شما تا حالا چند بار باید آن را دیده باشید.

---

1- ویژگی‌های شخصیتی دیوی:

   1- 1- دیو هنوز کودک است و بسیار ماچی به طوری که ملتمسانه از دیگران می‌خواهد که ببوسندش.

   1- 2- او که همه‌چیز را وارونه می‌فهمد، وارونه نیز عمل می‌کند، به عنوان مثال اگر بگویی بنشین می‌ایستد و اگر بگویی بایست، می‌نشیند. همین‌طور هر کاری که بگویی نکند را می‌کند و بالعکس.

   1- 3- یکی از مشهورترین جمله‌های او «ازت متنفرم» است که با احساسی عمیق می‌گوید و منظورش این است که «دوستت دارم».

   1- 4- او آب زیاد دوست دارد و تنها هم آب می‌خورد. با این وجود هر بار که آب می‌خورد کمی آب می‌خورد ولی تعداد دفعاتی که آب می‌خورد زیاد است.

   1- 5- از دیگر ویژگی‌های دیو خندیدن شدیدش است که منجر به غلتیدن بر روی زمین می‌شود.

   1- 6- در قسمت‌های آخر کلاه‌قرمزی ۹۳ او از خودش رفتاری تازه نشان می‌داد که بر اساس آن گردنش را ۱۸۰ درجه می‌گرداند و عقب‌عقب راه می‌رفت.

---

2- ویژگی‌های شخصیتی سایر موجودات موجود در پست:

   2- 1- دکتر دیگر کودک نیست، بلکه دکتری شده است برای خودش.

   2- 2- دکتر همه چیز را مستقیم می‌فهمد، خودش یک نفره هم می‌فهمد. به عنوان مثال اگر وضعیت ملکت به لحاظ اقتصادی فاجعه باشد ایشان با آمار نقطه به نقطه از اقتصاد چین و آمریکا و کل اتحادیه اروپا جلو می‌زنند. همچنین ایشان از دیگران هم می‌خواهد که در توییتر ایشان را فالو نمایند.

   2- 3- یکی از مشهورترین جمله‌های او را نمی‌شود تکی اینجا نوشت، باید آن‌ها را در یک کتاب کوچک گردآوری نمود. از جمله این جمله‌ها:

      2- 3- 1- وقتی کشورهای غربی شاهد رشد و پیشرفت ایران بودند هر روز یک قطعنامه تهیه کردند و در شورای امنیت علیه ما صادر کردند. من امروز به آنها می‌گویم آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه‌‌دان شما پاره شود. (آذر ۱۳۸۶) 

      2- 3- 2- بعضی ها قیافه روشنفکری می‌گیرند اما به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند. (آبان ۱۳۸۷)  

      2- 3- 3- در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند حالا ۴ تا «خس و خاشاک» در این گوشه‌ها یک کاری می‌کنند. (خرداد ۱۳۸۸) 

      2- 3- 4- می گویند قطعنامه می دهیم، خوب قطعنامه بدهید، آن قدر قطعنامه بدهید که بشود چهار هزار تا، بابا دیگر آن ممه را لولو برد ... اون که عددی نیست، گنده تر از اون هم عددی نیستند؛ بگذارید این جمله را بگم که آن ته چیزی که آنها را می سوزاند چیست؟، بابا جان! آب را بریز همون جایی که می سوزد. چرا آب را جای دیگری می ریزید؟ ( امرداد ۱۳۸۹) 

      2- 3- 5- آن ‌زمان ‌ملت ایران درسی به آنها داد که تا ابد آن‌را فراموش نخواهند کرد؛ حالا که پشم و پیل همه آنها ریخته است. اگر خیلی عرضه دارید، اوضاع کشورهای خود را جمع و جور کنید و به ملت‌های خود برسید؛ شما ‌نمی‌توانید آب بینی‌ خود را بالا بکشید. (آبان ۱۳۸۹) 

      2- 3- 6- شما باید کسری جمعیت خود را جبران کنید. ماشاالله قدیمی‌ها خیلی بهتر از شما در این باره کار می‌کردند. (اردیبهشت ۱۳۹۱)

   2- 4- او اسفندیار رحیم‌مشایی را خیلی دوست دارد و عاشق رییس جمهور شدن است. او دو دوره چهار ساله رییس جمهور ایران بود اما به اندازه دو دهه سفر استانی، قاره‌ای و سازمان مللی رفت است.

   2- 5- از دیگر ویژگی‌های دکتر، به شدت خنداندن مردم داخل و سایر ملل موجود در دنیا و بیگانگان فضایی است، به حدی که برخی احتمال سقوط شی نورانی را در آسمان ایران به دلیل خنده بیش از حد راننده شی نورانی دانسته‌اند.

   2- 6- در آینده شاید دکتر بتواند گردنش را 360 درجه بچرخاند و با مغزش راه برود و با پایش فکر کند، هیچ چیز بعید نیست!

---

3- ویژگی‌های تصویری شخصیت‌های موجود در پست:

ایشان جناب "دیوی" هستند. به نقل از جناب دیوی: دلم برای کامنت‌های "مودی" گشاد شده است. کجایی "مودی"؟

و برویم برای عکس بعدی، این شما و این هم ...:

خب، حالا کمی باید کور سوی امید را به نوشته بیفزاییم تا در پایان راه نجات را به شما بنماییم، می‌رویم که داشته باشیم ....

ایشان هم نفس هالیوود هستند، چی؟ ایشان کجای پست حضور داشتند؟ خب معلوم است، این دیگر چه جور پرسشی است؟ ایشان در تمام مدت در ذهن نویسنده پست داشتند با آهنگ "شش و هشت" بندری از خودشان حرکات موزون در می‌کردند. پس چه فکر کرده‌اید شما. نویسنده‌ای که "جنیفر لارنس" هنگام نوشتن در ذهنش نباشد، نویسنده نیست، کاپی نویسنده است.

---

4- این قدر این شاخه آن شاخه پریدم که خودم هم نفهمیدم قرار بود چه بنویسم و از ابتدا به چه منظوری تایپ کردن را شروع کردم، شاید باورتان نشود اما من هم شده‌ام مثل برخی دکترها که تا میکروفن می‌بینند حرف و سخنرانی از معده‌یشان می‌آید بیرون، تا چشمم به صفحه کلید می‌افتد، لاطایلات است که جاری می‌گردد! برای شفای هر چه سریع‌تر کلنگ بیشتر دعا بفرمایید.

شما هم شنیده‌اید؟ ما (یعنی ایران) پانزده شرکت ایالات متحده را تحریم کردیم. اگر کمی بیشتر دقت کنیم می‌بینیم که خود این شرکت‌ها از پیش بر حسب تحریم‌های ایالات متحده بر ضد ایران، نمی‌توانستند با ما (یعنی ایران) رابطه‌ای داشته باشند. یعنی ما تحریم‌ها را در ارتباط با این پانزده شرکت دو قفله نمودیم و کلیدش را هم انداختیم کنار باقی کلیدهای مشکل‌گشای مملکت.

خواهشی که از دولت دارم این است که کار کارشناسان صدا و سیما را از این وضعیتی که هست سخت‌تر نکند، تا حالا طفلی‌ها پی نامردی آمریکا و نقض برجام بودند، از این به بعد باید حواسشان باشد تا وقتی خواستار لغو تحریم‌ها می‌شوند بگویند لغو تحریم‌ها به جز آن پانزده تا. یک چیزی در مایه‌های کله‌پزی برادران قلی‌دانی به غیر از قلی.

---

پی‌نوشت:

1- بی زحمت این برادران و خواهرانی که تعطیلات سال نو می‌روند ترکیه، این جناب "اردوغان" را از برق بکشد بیرون، اردوغان چندی پیش سیاستمداران آلمان و هلند را "نازی" نامید. همین مانده کل دنیا را به علاوه ترکیه به جرم کودتا و توطیه بر ضد ترکیه بیاندازد در زندان. باز هم دم دکتر خودمان گرم. فقط می‌رفت چوب می‌کرد در آستین هولوکاست. به خود لانه زنبور کاری نداشت. همچنین ایشان ایران را به اتخاذ سیاست‌های نژادپرستانه در عراق متهم کرد. برادر، اخوی، قارداش، شما کلاه خودت را سفت بچسب، قرص‌های ضد توهم کودتایت هم را روزی دو بار بیشتر بخور.

2- تا حالا که سال، سال اشتغال نبود، همه سر کار بودند، چه برسد به امسال که خودش هم سال اشتغال است!

3-  ایران 15 شرکت ایالت متحده آمریکا را تحریم کرد!

سلام، حال شما خوب است؟ سلامت و تندرست هستید؟ امیدوارم که سال هزار و سیصد و نود و شش آفتابی برای شما پر از نعمت سلامتی باشد.

زیاد وقت شما و خودم را نمی‌گیرم، با یک "چه خبر از کجا" در خدمت خودتان و خودمان هستیم:

---

---

0 - احمدی‌نژاد با ورژن "تو پوینت او" (2.0) رسید.

---

1 - پیش‌بینی "کارشناسان مسایل خاورمیانه به جز عربستان" حاکی از آن است که با توجه به ماندن نام "اقتصاد مقاومتی" در نام سال نود و شش آفتابی و اقتدار اقتصادی برخی کشورهای منطقه و جهان، احتمال وجود این نام مبارک بر کل دهه‌ی آتی و علاوه بر آن، بر قرن‌ها یا هزاره‌های آینده نیز وجود دارد.

---

2 - با سپاس ویژه از رسانه ملی که با پخش برنامه‌های صد و هشتاد درصد شاد و متنوع، موجب برآوردن هر چه بیشتر شادی در عموم ملت ایران می‌گردد. به ویژه برنامه شاد و مفرح "محله گل و بلبل دو"، توصیه می‌گردد هر وقت در خوردن آجیل و شیرینی و میوه شب عید زیاده‌روی نمودید، از این برنامه دیدن فرمایید تا به صورت خودکار مقادیر اضافی خوراکی از راه دهان شما بیرون بیاید.

---

3 - طی یک حرکت تکراری و مقوا، یک سری از ورزشکاران غیور کشتی‌گیر، وزنه‌بردار و رزمی‌کار که احساس مسوولیت داشت از حلقشان می‌زد بیرون مانند هر دوره به جمع اندک نامزدهای شورای شهر تهران پیوستند. هر چند که از دیدگاه عمومی به هیکل برخی از این ورزشکاران می‌خورد بیشتر نقش وصول‌کننده چک برگشتی‌ها را داشته باشند.

---

4 - دولت یک بار دیگر تاکید کرده که خلاصه یک روزی آمریکا خواهد فهمید که تحریم‌ها هیچ فایده‌ای ندارد. یکی به این جناب دولت بفرماید شاید این آمریکا نخواست این را بفهمد، مگر آمریکا از قدیم نماد نفهمی و بی‌مغزی نبود، پس چرا شما عزیزان این همه روی فهم ایشان حساب باز کرده‌اید؟ یک ذره هم روی فهم بالای خودتان حساب کنید، آخر تا چه زمانی باید روی نفهمی دیگران امید داشت.

---

5 - دولت از مردم خواسته تا گران‌فروشان را معرفی کنند، به قول "نقی معمولی": گران؟ مگر داریم؟ مگه میشه؟ الان تورم نقطه به نقطه‌ی ما شونصد بیست درصد منفی است.

---

 6 - یکی از ویژگی‌های مراسم دید و بازدید عید نوروز برای من این است که وقتی همه‌ی فامیل در پی درآوردن میزان درآمد و نام همسر احتمالی آینده‌ام هستند، حس حضور در کنفرانس مطبوعاتی به من دست می‌دهد، در این میان بانوان و آقایان متاهلی هم وجود دارند که با تعریف و تمجید از دختر فلان فامیل و پسر بهمان همکار سعی در زدن مخ شما دارند. البته گفته‌ام و می‌گویم بارها، نظر اینجانب بیشتر به نظر بانو "جنیفر لارنس" نزدیک‌تر است.

---

7 - دیروز آن فامیل‌هایی آمده بودند خانه‌ی ما که مثل ربات یک سری احوال پرسی ضبط شده از قبل را برای شما در سی ثانیه Play می‌کنند. شاید باورتان نشود، اما پس از پاسخ به سری سوم پرسش‌ها حس ربات بودن به خودم هم دست داد و کم مانده بود تا بروم وسط مجلس و با یک رقص رباتیک مجلس را به دست بگیرم. آخر از من می‌پرسند: بابا و مامان خوب هستند؟ خب د لامذهب، بابا و مامان، شکر خدا همین جا کنار دست شما نشسته‌اند، بعد رو می‌کنند رو به بابا و مامان و می‌پرسند که بچه‌ها خوب هستند؟ تریپ "رونالدینیو" احوال پرسی می‌کنند، نه؟ شانسی که آوردیم هنگام روبوسی هی چپ و راست را تغییر نمی‌دهند وگرنه احتمال لب تو دماغ شدن بالا می‌گرفت.

---

8 - در پایان هم تشکر می‌کنم از خیل بسیار بسیار بیشمار شرکت کنندگان در بازی وبلاگی کلنگ، بنا به آمار رسیده از جانب اداره آمار کلنگی دولت وقت، تا کنون دو میلیون نفر از شرکت در این بازی وبلاگی همچون دریافت یارانه انصراف داده‌اند و این مهم به راست شدن کمر دولت در هر زمینه‌ای از جمله زمینه مهم اقتصادی کمک نموده است.

---

پی‌نوشت:

9 - نگران نباشید، از جمله به روزرسانی‌های "ورژن دوم دکتر" نسبت به "ورژن نخست دکتر" ارتقای نوع فناوری به کار رفته در کیسه‌کشی آن است. آیا می‌دانستید "ورژن دوم" را می‌شود با سنگ‌پا، کیسه کشید؟!

10 - نوروزتان پیروز :))

خب، به سلامتی سال یک هزار و سیصد و نود و پنج آفتابی هم در حالی که از سرشار از مقاومت اقتصادی بود و هست، در حال به پایان رسیدن است و همین طور اقدام و عمل مقاومتی است که از آن تر تر می‌کند، دوباره بر آن شدم تا کمی از آن تــــرترهای توپ را کاندیدای دریافت ترتر ترین تر سال گردانم!

---

---

نامزدهای دست به یقه ترین فرد سال:

1- محمد جواد ظریف، به دلیل دست به یقه شدن با مخالفین برجام، زیرجام، و سایر اقصی نقاط جام.

2- محمدباقر نوبخت: به دلیل چهار سال یقه به یقه شدن شدید با مخالفان دولت و پاس دادن تمام مشکلات به دولت قبل.

3- سید حسن قاضی‌زاده هاشمی: به دلیل یقه‌گیری و اجرای فن بی‌شعوری روی فرماندار بدره.

و اما برنده‌ی بلامنازع این بخش، جایزه یقه طلایی "گوز تو" می‌شود به ...

دست به یقه ترین فرد سال 95

دست به یقه ترین فرد سال 95

دست به یقه ترین فرد سال 95

دست به یقه ترین فرد سال 95

... : حسام نواب صفوی به جهت گرفتن یقه شبکه‌ی معدوم و ضد الویس "فارسی وان" آن هم بدون پرداخت درهمی، ریالی، چیزی.

---

---

نامزدهای خوش عکس‌ترین فرد سال:

1- دانلد ترامپ: بدون شرح.

2- ترانه علیدوستی: همین جوری، دلم خواست.

3- الهام چرخنده: به دلیل غیبت طولانی از مجامع بین‌المللی و رسانه‌ای.

4- نخست وزیر انگلیس : بدون دلیل مرتبط با دولت آقای دکتر روحانی.

و برنده‌ی یکی یک دانه‌ی این بخش، جایزه قاب طلایی " گوز تو" می‌شود به ...

خوش عکس ترین فرد سال 95

خوش عکس ترین فرد سال 95

خوش عکس ترین فرد سال 95

خوش عکس ترین فرد سال 95

خوش عکس ترین فرد سال 95

... : عباس جدیدی به دلیل حضور فعال در تمامی عکس‌های خویش‌انداز و مخصوص عکس‌های غیر خویش‌انداز. در شایعاتی گفته می‌شود که نامبرده پس از اعلام تمایل خانم آنجلینا جولی برای حضور در ایران، آمادگی خود را برای گرفتن عکس با ایشان نیز اعلام فرموده‌اند. آفرین بر این روحیه.

---

---

نامزدهای سخن بزرگان‌ترین فرد سال:

1- پرزیدنت روحانی: به دلیل گشایش‌های پیاپی چه با کلید و چه بی کلید.

2- گزینه دوم با وام گرفتن از سیاست‌های دولت پرزیدنت روحانی می‌شود: دکتر محمود احمدی نژاد به دلیل یک عمر تلاش برای شادی هر چه بیشتر اذهان عمومی، چه در هشت سال خودش، چه در چهار سال پرزیدنت روحانی، چه در سال‌های دور از خانه.

3- گزینه سه، به دلیل قدرت بیش از حد گزینه یک و دو، سایر گزینه‌ها در مقابل ایشان عددی نیستند،

در نتیجه جایزه سخن بزرگان‌ترین طلایی سال "گوز تو" می‌شود به ...

خوش بیان ترین فرد سال 95

خوش بیان ترین فرد سال 95

جواد خیابانی: به دلیل فعالیت‌های شدید ایشان در این زمینه، ایشان توانسته‌اند نظر هیات داوران را بدون هیچ گونه دلیل خاصی و حتی حضور در بین نامزدهای احتمالی، برای تمامی دوره‌ها در این بخش کسب نمایند. جا دارد تا به پاس زحمات بی‌دریغ ایشان"سخن بزرگانی" را نقل نماییم.

خوش بیان ترین فرد سال 95

خوش بیان ترین فرد سال 95

---

---

پی‌نوشت:

0- جایزه خوش خواستگار ترین مرد سال هم می‌رسد به محمدرضا گلزار برای یک عمر دریافت تقاضای ازدواج!

1- جایزه خوش بازیگرترین بازیگر سال هم مثل همیشه می‌رسد به "جنیفر لارنس"

خوش بازیگرترین بازیگر سال

به حمد و قوه الهی این دوران با شکوه مرخصی نیز به اتمام رسید و من آماده تصویر برداری از نمای پایانی می‌باشم. البته نمای پایانی مرخصی‌های من بر خلاف همه‌ی فیلم‌های رایج و مقوا که صحنه‌ای از غروب زرد، نارنجی، قرمز و مشکی است، یک طلوع آفتابی یا بارانی می‌باشد. یعنی کله‌ی سحر "وقتی همه خوابیم" من دارم می‌روم. چی؟ اگر من هم خوابم پس کی دارد می‌رود؟ شما به این کارهایش کاری نداشته باشید، لپ کلام این که پیشاپیش سال نوی شما مبارک. راستی در چهارشنبه سوزی (ببخشید، چهارشنبه سوری) بروید درخت و گل بکارید که کام دل نیز برآرد!

چند روز پیش بود که پرزیدنت "روحانی" با یک بیان داد و فریادی داشت به گوش مردم و مسوولان می‌خواند که "وی آر د بست". حالا که تورم صد و هشتاد درصد منفی شده و ما با مشت و لقد(لگد، لگن و سایر اعضای مرتبط) زده‌ایم پک و پوز استکبار را ترکانده‌ایم چه معنی دارد سود بانک‌ها پانصد و بیست درصد باشد؟ گوشت هزار تومان ارزان شد، پس چرا رسانه میلی (ملی) هیچ از این خبرها پخش نمی‌کند؟

می‌دانید نتیجه‌ی این گونه سخنرانی‌های منم منمی یا به قولی بگم بگمی در چیست؟ در این است که اگر تا چند دهه پیش هر که عقل داشت از این مملکت در می‌رفت، الان هر که پا دارد می‌گذارد و می‌رود. در خبرها خواندم که حقوقی که برای کارگرهای زحمت‌کش در نظر گرفته‌اند در حدود نهصدهزار تومان است. چه خبر است؟ ببین می‌توانید رکورد خط فقر کشور عزیزمان را خراب کنید. آخر قیمت این خط فقر آن قدر بالا رفته که دیگر به صورت رسمی می‌توان گفت اسمش را باید از خط "فقر و نداری" به خط "ثروت و دارندگی" تغییر داد. آخر خط فقری که دارد می‌رسد به پنج میلیون تومان خودش جزو مرفهان جامعه محسوب می‌شود.

باز من دو خط سخنرانی گوش دادم به یاد فیلم "بی پولی" افتادم. حسب و حال من کلنگ شبیه آن رفیق "بهرام رادان" در فیلم است که از او دو میلیون پول طلب داشت و می‌خواست با دو میلیون تومان پول هم زن بگیرد و هم خانه‌زندگی مستقل تشکیل بدهد و هم به قول خودش، مثل طبیعت و جانداران موجود در آن زاد و ولد داشته باشد. من نمی‌دانم زمان "احمد رنجه" در فیلم بی‌پولی مگر چقدر عقب‌تر بود؟ با دو میلیون تومان می‌خواست با زن و بچه‌های نداشته‌اش آن قدر زندگی کند تا بر اثر عوامل طبیعی از جمله تصادف با پراید از دار دنیا برود. الان با دو میلیون تومان بخواهی یک خانه زندگی تشکیل بدهی، فوق فوقش بتوانی با لنگه چپ جوراب پدر زن آینده‌ات ازدواج کنی. مرغ هم زن آدم نمی‌شود. به نقل یک دیالوگ از فیلم "ابد و یک روز" که می‌گفت "چه فسنجونی"، باید در پاسخ به پایین آمدن نرخ تورم از جانب پرزیدنت بگویم "چه افت تورمی".

به قول یکی از دوستان با این وضع اقتصادی به صورت علنی بعضی‌ها "ریندن بر گوهان". معنی دقیقش چه می‌شود را نمی‌دانم اما نظر بنده به کلمه‌های سخیف و زشت در این زمینه نزدیک‌تر است. تا نیامدند مرا بیاندازند در گونی بهتر است که خودم کم‌کم از کادر خارج شده و بروم برای برداشت طلوع بارانی آماده شوم. رفتم که بروم زیرپوش‌آباد. چه زیرپوش‌آبادی. تو با اون داغ آفتابت سوزوندی دل و مغز ما را ای زیرپوش‌آباد. ای خوش به حال پیراهن‌نشینان.

---

پی‌نوشت:

1- هیچکس می‌فرماید: نمکی با چرخش کنار یه بنزه، هیکل و چرخش باهم کرایه‌ی بنزه، من و تو اون بودیم از یه قطره، حالا ببین فاصله‌ی ماها چقدره؟

2- زمستان که تمام می‌شود تو آغاز می‌شوی ای بهار زیبا، نوروز پیشاپیش مبارکتون باشه :))

3- اسکار سوم اصغر فرهادی "گوز تو" می‌شود به جناب "پرزیدنت" به جهت روایت فیلم "وی آر د بست"

4- هر کسی، در هر موقعیتی که به ریاست یک جایی در ایران منتصب میشود، چنان با خط درشت و فونت "بی تیتر" می‌زنند "انتخاب شایسته و بجای جنابعالی را تبریک می‌گوییم" که انگار نفر قبلی جفت پایش را گذاشته بوده این سو و آن سوی مدیریت مکان مربوطه و مشغول کارهای بی‌تربیتی بوده!

5- تحقیقات خودم نشون داده که اینستاگرام می‌تواند عاملی مفید برای پیشرفت روند خودشیفتگی و خودمانکنی برخی از دخترها و پسرهای ایرانی باشد.

6- تا حالا هیچ دقت کرده‌اید که من و هم‌نسلی‌های من "از رنجی که می‌بریم" نمی‌توانیم به ذات خود نفهم باشیم، کسی فهمید چی قرار بود بگم یا باز هم نفهمید؟

7- فکر می‌کنم در کشورهای جهان اول از اختراع چراغ راهنمایی در حدود یک قرنی باید گذشته باشد اما در کشور ما هنوز یک قرن دیگر باید بگذرد تا همه به چراغ راهنمایی احترام بگذارند.

8- احمق‌سالاری یعنی جایی که باید به حماقت دیگران بگویی چشم!

9- از آنجایی که بنده با یک پایان باز راهی یک مسافرت یک ماهه در دور دنیا هستم به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که سیستم پرداخت هزینه برای توالت‌های بین راهی در ایران حدود شونصد برابر منظم‌تر و دقیق‌تر از نظام دریافت مالیاتی در کل دنیا هستش.

10- برخی از پرزیدنت‌ها در اثر اصابت گلوله، بمب، ترکش و از این دست اقلام انفجاری دار فانی را ترک می‌گویند، برخی دیگر در اثر صدور بیانیه در خواهند گذشت و برخی دیگر در اثر صدور نامه به این و آن. خوش به حال کسانی که در اثر تصادف با پراید به این مهم نایل می‌آیند!

11- یک کلنگ با استعداد گیج، یا هیچ وقت حرف نمی‌زند یا وقتی می‌زند، صد در صد گند می‌زند. آمدم یک "گودبای" پارتی برای خودم بنویسم، به صورت رسمی گند زدم به هر چه که قرار بود بنویسم. خدانگهدار تا سال بعد. نـــــــــــور، صـــــــــــــــــدا، تـــــــــــــــصویر، حــــرکت ...

---

---

دعوت از اندک خوانندگان کلنگستان برای حضور در یک بازی وبلاگی:

یک پست کوتاه یا بلند با درون مایه‌ی طنز نوشته و سعی نمایید در آن به صورت غیر مستقیم نام چند اثر هنری مانند: فیلم، سریال، کتاب، تابلوی نقاشی و ... را بنگارید. سپس آن را در تارنمای "ویکی‌پدیا" یافته و آن را لینک نمایید. در صورتی که به صورت مستقیم نام آن اثر هنری را در متن ذکر می‌نمایید سعی کنید نام آن را به صورت قرمز درآورده و آن را لینک نکنید! مثال‌های آن در همین پست آورده شده است. در صورتی که در این بازی شرکت کردید و چنین پستی را به نگارش درآوردید، به کلنگ اطلاع دهید تا زیر همین پست لینک شوید. تا آغاز سال نو برای شرکت در این بازی وقت دارید.

---

شخص اولی که زنگ را به صدا در آورد: گندم بانو: ما عقب موندیم یا جو یهویی عوض شده؟!

شاید خیلی وقت باشد که درست و حسابی از خجالت نوشتن برنیامده‌ام اما در این مدت تا دلتان بخواهد سلبریتی‌ها و مسوولین همیشه در صحنه (همیشه در اینستاگرام) سوژه برای نوشتن کلنگ جماعت دست و پا کرده‌اند. از بستن فلان کانال تلویزیونی آن طرف آبی که یکی از بازیگران خوش یقه‌ی کشورمان مسوولیتش را بر عهده گرفته تا احتمال کاندیداتوری بیست و یک نفر در انتخابات ریاست جمهوری سال 96. البته در این مدت کمی که تا انتخابات ریاست جمهوری مانده است باید منتظر اتفاق‌های عجیبی باشیم. این شما و این چند تحلیل کلنگی از برخی کاندیداهای احتمالی:

---

عزت‌الله ضرغامی

چکیده: احمدی‌نژاد بدون کاپشن، ریاست پیشین صدا و سیما و ماهواره، دارنده کانال تلگرامی خمیازه،

غذای مورد علاقه: شام ایرانی، هر چیزی که در برنامه آشپزی بهوونه تبلیغ گردد و داخل سرویس پنچ پاچه (پارچه) طبخ گردد.

سریال مورد علاقه: یوزارسیف و بر و بچ کنعان به غیر از زلیخا.

هنرمند مورد علاقه: بسم الله الرحمن الرحیم، برادر مسعود ده‌نمکی.

فیلم سینمایی مورد علاقه: تکرار پانصدم اخراجی‌های یک و دو و سه و .... هزار و سیصد و نود و شش.

ورزش مورد علاقه: سانسورهای وسط پخش زنده والیبال ایران و ایتالیا که در ایتالیا برگزار شده است. به ویژه آن سرویس محمد موسوی که از بس اوت بود سقف سالن را سوراخ کرد و رفت خورد به برج پیزا و آن را برگرداند سر جای اولش تا صاف شود.

رنگ مورد علاقه: یک خط مشکی، بیست و چهار ماه سال در گوشه کانال یک و دو سه.

مجری مورد علاقه: فرزاد حسنی با آیتم‌های نمایشی و متمایل به توهین (البته توهین‌های از پیش هماهنگ شده و نه غافلگیرانه).

خواننده مورد علاقه: با یک احساس خاص جناب آقای محمد علیزاده.

---

غلام‌علی حدادعادل

چکیده: کاپشن بدون احمدی‌نژاد، سردسته بازماندگان از ورود به مجلس دهم، نویسنده برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی در کلاس چندم؟

غذای مورد علاقه: دابلیو دابلیو دابلیو دات ادبیات پارسی دات آی آر

سریال مورد علاقه: آن قسمت از رامین ناصر نصیر که می‌گفت زین پس به جای واژه‌ی بی‌ناموسی Dog-Hand بفرمایید سگ‌دست.

هنرمند مورد علاقه: رامین ناصر نصیر، حکیم ابوالقاسم فردوسی، ابوالقاسم حالت و باقی ابولقاسم‌های موجود در ادب پارسی.

فیلم سینمایی مورد علاقه: جدایی نادر از سیمین و ازدواج مجددش با ادبیات پارسی.

ورزش مورد علاقه: مشاعره‌ی امدادی. (به قول دوست ایشان بفرمایید بیت تا بیت امدادی)

رنگ مورد علاقه: سپید همچون دیو سپید پای در بند، ای گنبد گیتی ای دماوند.

مجری مورد علاقه: خودش و محمد صالح اعلا.

خواننده مورد علاقه: به احتمال شصت درصد محسن چاووشی، محسن یگانه، محسن دوگانه، محسن پایه گازسوز و بقیه محسن‌های هیبریدی.

---

محمدباقر قالیباف

چکیده: کت و شلوار به‌علاوه احمدی‌نژاد، ریاست چند ساله‌ی اخیر شهرداری تهرون، رکورددار دوم شرکت در انتخابات تا کنون.

غذای مورد علاقه: هر چه که در رستوران گردون برج میلاد سرو می‌شود.

سریال مورد علاقه: مستند افتتاح اتوبان امام علی.

هنرمند مورد علاقه: به افشای پایگاه ویکی لیکس آنجلینا جولی، جسیکا آلبا، هیلاری داف و بقیه داف‌های موجود در هالیوود به غیر از جنیفر لارنس که مختص شخص کلنگ است!

فیلم سینمایی مورد علاقه: فیلم سینمایی مراحل ساخت اتوبان دو طبقه صدر.

ورزش مورد علاقه: صدور روزی یک اخطار برای ساختمان‌های فرسوده از جمله پلاسکو جهت رفع تکلیف.

رنگ مورد علاقه: آسفالتی اتوبانی.

مجری مورد علاقه: مرتضی حیدری.

خواننده مورد علاقه: آگاهی چندانی از این بند در دستان ما قرار ندارد اما به افشای تارنمای ویکی‌لیکس به احتمال خیلی ضعیف آرمین تو آ اف ام، ساسی مانکن، امیر ژوژولو، رضایا فری یا قلی یا ....

---

محسن رضایی

چکیده: دارنده رکورد شرکت در انتخابات فارغ از نتیجه به دست آمده، آن که هی به سپاه وارد شده و از آن خارج می‌شود.

غذای مورد علاقه: رییس جمهور پلو.

سریال مورد علاقه: بازگشت سعید جلیلی به میز مذاکرات، حمله به H3، گاو مش حسن و البته لیلی با من است.

هنرمند مورد علاقه: فریبرز عرب نیا، ابوالفضل پور عرب، جمشید هاشم پور و یک لوله بخاری روی کتفش.

ورزش مورد علاقه: پرتاب دیسک، پرتاب موشک، پرتاب هر چیزی که پرتاب خورش ملس باشد.

رنگ مورد علاقه: آبی پرتابی!

مجری مورد علاقه: وحید یامین پور.

خواننده مورد علاقه: حامد زمانی، کویتی پور، آهنگران، حاج محمود کریمی و بر و بچ...

---

تا بخش دیگری از تحلیل کلنگی کاندیداهای احتمالی درود و دوصد بدرود. الان است که بیایند کلنگ را با جا کلنگی با هم ببرند آن‌جا که، بهرام گور می‌گرفت همه عمر، به قول مهران مدیری: مـــــــــــــــادرجــــــــــان!

پی‌نوشت:

1- الان شکست عشقی مد جدید اینستاگرام و تلگرامه. نود و نه ممیز نود و نه درصد نوجوانان ما بدون این که تا حالا عاشق شده باشند، تو زندگیشون شکست عشقی رو دست کم یک دفعه خوردن! اینا همش تقصیر دانلد ترامپه، بله پس چی فکر کردید.

2- شهرداری تهرون روی بنرهای تبلیغی نوشته "سیگار آرام آرام شما را خفه می‌نماید" طرف برداشته با خودکار زیرش نوشته اگه این آلودگی هوای شما بزاره بله، ما هم هیچ عجله‌ای نداریم.

3- تحقیقات پژوهشگران در پژوهشکده سرن نشون داده که همه‌ی کاندیداهای احتمالی در ریاست جمهوری ایران هیچ طرحی بهتر از طرح مسکن مهر برای حل مشکل مسکن ندارند اما اولین مشکل مسکن ما رو همون طرح مسکن مهر می‌دونند.

4- الان هر کانال تلویزیونی که افتتاح میشه یا بسته میشه، اول حسام نواب صفوی مسوولیتش رو بر عهده می‌گیره اگه نگرفت اون وقت داعش اعلام وجود می‌کنه.

5- خواهش می‌کنم هنگام رای دادن به اسم کوچک کاندیدای مورد نظر دقت کنید، مثلا غلام‌قلی همیشه پای میز مذاکرات نظرش منفی هست، اما ارشیا یا آرین بیشتر اوقات نظرشون مثبته.

6- اگر مسعود فراستی داور جشنواره اسکار بود، هر سال جایزه‌های اسکار رو برای سازندش پس می‌فرستاد. اصغر فرهادی رو هم به صد و بیست سال انفرادی محکوم می‌کرد.

7- این طور که احمدی‌نژاد داره به رییس جمهورها نامه ارسال می‌کنه، تا چند وقت دیگه اداره پست نامه‌های دکتر رو می‌فرسته تو بخش اسپمر.

8- ...

این طوری که این 77 نفر از پرداخت مالیات فرار کردند، مایکل اسکافیلد با برادرش از زندان فرار نکردند.

پی‌نوشت:

1- البته بین خودمان بماند که ممکن است تعداد آن‌ها از هفتاد و هفت هزار نفر هم بیشتر باشد!

2- آمدم یک خودی نشان بدهم و با اجازه شما بروم وبلاگ‌های دیگر یک دوری بزنم،

باز دوباره دو روز آمدم خانه، روزها با سرعتی نزدیک به سیصد درصد سرعت نور سپری شدند! خلاصه آدمیزاد جماعت رفتنی است و به قول آقاجان، همه یک روز باید بروند. یعنی خلاصه همه یک جایی برای رفتن دارند، یکی خانه‌ی بخت می‌رود و یکی می‌رود پایتخت. خوشم می‌آید در دوره‌ای از تاریخ به سر می‌برم که هر کسی یک جایی برای رفتن دارد، ورزشکارهای المپیکی ما به شورای شهر، بازیگران تلویزیون و سینما به کانال‌های خارجی، مخ‌های علمی و المپیادی برای ادامه تحصیل و زندگی به آمریکا، اختلاس‌گرهای مالی به کانادا و سوییس، حمیدهای معصومی‌نژاد به رم ایتالیا (به حق چیزهای نشنیده و ندیده!)، سرمربی‌ها و مربی‌های ورزشی به جمهوری آذربایجان و ترکیه، وزیر امور خارجه و هیات دولت و باقی اعضای خانواده‌یشان هم که هر جا دلشان کشید، بی‌جنبه‌ها و بی‌مغزها به پاتایا، بی‌مجوزهای موسیقی پاپ به لس‌آنجلس و لندن، مدل‌ها و مانکن‌های تازه کشف‌شده‌ی عرصه‌ی مدلینگ به اینستاگرام، معتادها و موادی‌ها به پارک، بی‌خانمان‌ها به قبرستان و در نهایت قلی‌ها و قلدون‌ها هم می‌روند عسلوله!

پی‌نوشت:

1- رفتم که بروم، تا درودی دیگر، بدرود.

2- خوش به حال جمع زیادی از اهالی مردم کشورم که جایی برای رفتن به جز خانه‌ی خودشان ندارند. دهانتان آلبالویی :)

3- یک سری هم هستند می‌روند جا، مثل مرغ، اردک، کشوی کمد و فک من پس از مشاهده‌ی بعضی از هنرمندان عرصه‌ی مدلینگ کشورم در اینستاگرام که حد(لیمیت) ابعاد لبشان دارد میل می‌نماید به سمت لب و لوچه‌ی جانور بزرگی به نام "شتر".

4- این چه قیافه‌هایی است که مد شده، پسرها ریش می‌گذارند تا حدی که بیشتر به عوامل داعش شبیه می‌شوند و دخترها هم به کل یک لامپ ال‌ایی‌دی 250 وات قورت داده‌اند با دو تا چسب پنج سانتی جای ابرو و دو تا کلوچه گیلان به جای لب و لوچه؟!!

5- یعنی آنقدری که دابسمش کلیپ خواستگاری از "محمدرضا گلزار" لایک داشت، "سلام بمبیی" بیننده نداشت.

من نمی‌دانم چه اصراری هست که خبرگزاری‌های داخلی این همه از قیدهای مقدار(کمیت) به صورت نابجا استفاده می‌کنند. برای نمونه: سقوط شدید قیمت گوشت گوسفندی. (قید شدید در ازای کاهش دو هزار تومانی آن هم فقط روی خط اینترنت، وگرنه در قصابی‌ها آب از آب تکان نخورده، مگر این که باز هم همه تشریف ببریم آن قصابی‌ای که در کوچه‌ی آن خبرگزاری یا خانه‌ی ریاست جمهوری فعالیت می‌نماید)

پی‌نوشت:

1- لابد در انتهای سال هم باید منتظر افزایش شدید دست‌مزد، در ازای کاهش شدید تورم باشیم.

2- قضیه زمانی جالب‌تر می‌شود که قیمت چیزی بالا می‌رود(آن وقت می‌شود افزایش اندک (ناچیز) قیمت گوشت گوسفندی)!