کار به جایی رسیده که صبح ناشتا با چشم و چال پف کرده، هنوز دست و رویت را نشسته ای، که خبر می رسد که در یک دانشگاهی یک دانشجو در اعتراض به نمره می خواسته به رگ زنی اقدام نماید (منبع). قدیم ها می گفتند فلانی تا آخرین قطره خونش پای مملکتش می ایستاد حالا دوره زمانه عوض شده، با امن و امان شدن مرزهای کشور، انگاری قطره های خون را می شود در بخش هایی دیگری نیز به کار برد. پیشنهاد می شود تا زین پس سازمان انتقال خون برای چنین مواقعی مقابل درب اتاق اساتید جهت دریافت خون همیشه آماده باشد. یه کم دیگر بگذرد نمره ها هم این طوری اعلام می شود: چند شدی؟ دوازده قطره و نیم!

پی نوشت:

1- شما هم شنیده اید بعضی ها کیلویی نمره می دهند؟ یعنی منتظر می ایستند دم در اتاق تا ببینند هر کسی چند کیلو خون از خودش می ریزد؟

2- اخبار می گفت یک آقای به عنوان "شاه مازندران" دست گیر شد! این مازندرانی ها چقدر به تولید "شاه" علاقه مند هستند؟

3- مالــــــــه شامــــــــــــــــــــه چیست؟ یک چیزیست که هر دفعه من درب یخچال را باز می کنم از سایر نقاط خانه به بنده ابلاغ می شود، حتی اگر چیزی از یخچال بر ندارم، بدتر از آن وقتی هایی است که وقتی در یخچال را باز می کنم داخل آن از کویر لوت هم خالی تر باشد. آن وقت است که می شود آش نخورده و دهن سوخته!

  • بازدید : ۳۰۸

تعداد نظرات این پست ۱۹ است ...

۰۶ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۳۴
3.خب مال شامه دیگه :))))دست نزنید خب :))
حالا این به کنار، سر خود مراسم پرشکوه شام هم می خواهم یک لقمه بردارم، باز هم می گوید: مالـــــــــــــــه شامـــــــــــــــه!!! میگویم بابا همین شام است دیگر! می گوید همینه که هست!
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۲:۴۹
سلام کلنگ

وای یادمه یه زمان دوران ابتدایی 19 که میشدیک گریه میکردیم که چرا بیست نشدیم..عقلمون نمیرسید رگ بزنیم دیگههههههههه
حالا فک کن مکالمه ی دو نفر تو زمان حال(دو تا دانشجو):
-چیه چرا گریه میکنی؟
-چون 19 شدم.
-ئهههههههههه چرا؟
-خونمو واسه بیست شدن تو درسای دیگه دادم.واسه این درس 1 قطره کم اومد..

پی نوشت: اصولا آقایون علاقه ی وافر به ناخونک زدن به سیب زمینی سرخ کرده دارن...
نزن برادر من.دست نزن.مال شامه..........چی تا شام خیلی مونده؟
خیله خب مال ناهارههههههه
کم خونی هم یک قوز بالا قوزی است.
نه توی خانه ما فرقی نمی کند! بعد از خود شام هم که بروی سر وقت یخچال، کلا هر چی باشد مال شام است!
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۵۴
حرف نمره رو نزن که این ترم دل سوخــــــــــــته ای دارم! 
اگر این پستو زودتر میذاشتی شاید هفته پیش به سرم می زد، ازین دست اقدامات کنم!
استادی(دانشگاه شریف) که در طول ترم هر روز، روزی دو بار ایمیل می زنه: بچه ها فلان مقاله علمی در این سایت منتشر شد! فلان چیز کشف شد! فلان تکنولوژی ارتقا یافت! ؛ یعنی دست به ایمیل زدنش خوبه!!
شب امتحان در حالی که همه دانشجو ها مستاصل بودند که این حجم فرمول و مطلب قابل حفظ که هیچی، قابل هضم هم به زور هست! بیاید به استاد ایمیل بزنیم امتحان اپن بوک باشه! 
ایمیل ها زده شد، ولی جوابی دریافت نشد! صبح ، دو ساعت قبل امتحان در گروه تلگرام هم کلاسی ها، یک نفر اعلام می کند که استاد را دیده و استاد گفته: حرفش را هم نزنید! امتحان کلوز بوک است! 
و وقتی بنده(بدون کتاب) به سر جلسه رفتم، دوباره استاد مذکور اعلام می کنه امتحان اپن بوکه!! گفتنی است که هم کلاسی ای کتاب که هیچی! جزوه شم نیاورده بود! این بود شرایط کاملا یکسان استاد در جلسه امتحان!
میخوام بپرسم: الان که من این درس رو افتادم! نشان دهنده اینه که نسبت به اون دانشجویی که پاس شده لیاقت کمی داشتم و لایق پاس شدن نبودم!؟ 
چه لذتی داره انداختن دانشجو؟ من درکی ندارم واقعا! اگر استاد بشم به حق هم باشه، شاید دلم نیاد دانشجو رو بندازم، چه برسه به نا حق! چه برسه دانشجوی دود چراغ خورده و بی خوابی کشیده! هدفت چیه؟ اجر اخروی برای خودت جمع می کنی!؟ به هر حال اون دنیا می بینمت!!
این یکی از سوالاتی است که توی برنامم گذاشتم که وقتی برای اعتراض به رویکرد این استاد در نمره دهی پیش معاون آموزشی رفتم ،بپرسم! 
ببخـــــــــــشید که طولانی شد! خدا خیرت بده به خاطر این پست:D دنبال جایی برای فریاد می گشتم!
پ.ن:
1- هنوز صحت و سقم حرف آن دانشجو در گروه تلگرام هم در دست بررسی است! هر چند دیگه چه فرقی به حال - من بدبخت افتاده!
2- حتی اگر آن دانشجو هم دروغگو بوده باشد، اینکه هم چین چیزی رو استاد مذکور ایمیل نکرده، جای سوال داره ، و اندر فضائل استاد باید بگم: که دانشجویی زنگ زد براش جزوه آوردن، ده دقیقه بعد شروع امتحان دوستش با جزوه رسید، ولی استاد نذاشت جزوه رو بهش بده!!!

از این بلاها بر سر من هم آمده بود. بسیار ناراحت از سر جلسه برگشتم و حت آن واحد ها را افتادم اما همیشه فکر می کردم واقعا چرا بعضی از اساتید این همه بی شعور هستند!
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۰۰
خنده دار بود
امیدوارم که راست گفته باشید. :)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۰۹
بد نبود یه لبخند زدم
حالا شد! مطمئن هستید؟ (الان می رسه به گریه و این حرف ها)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۵۰
نخیرم .اونقدرام به دلم نشست .یکم بیشتر خلاقیت به خرج بدین .یکم معنوی و عرفانی بنویسید
عرفانی!! من؟! مگر آمدیده اید وبلاگ  شیخ کلنگ انصاری !
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۰۹
فقط یه پیشنهاد دادم این کاره نیستین ننویسید .همین جوری به انتقاداتون ادامه بدین
بله! به روی چشم :) می رویم که ادامه بدیم .......
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۱۸
خوبه .یکم هم از ارزش های جامعه بنویسید معلومه سنتون خیلی بالاست درسته؟؟از انتقاد ها و حرس خوردناتون اینو میگم
یک چیز تو مایه های هفتاد و خورده ای!
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۳۹
واقعا پس میتونم بهتون بگم پدربزرگ؟؟ههه
راحت باشید :))
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۴۸
اینروزا اینطوریه که هرچی جیب بابات پرتر نمره بیشتر حالا کیلو کیلو خون پیشکش 
اما فکر نمیکنم دانشجوهای امروزی انقد به نمره اهمین بدنا
تا چند وقت دیگر دانشگاه ها هم مثل ابتدایی می شوند. خیلی خوب، خوب، متوسط نیاز به تلاش در ترم بعد!
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۰۳
موافقم شاید یه روزیم برسه اصن دانشگاه دلبخواهی باشه بعد با نمره بیستم مدرک بدن
چقد عالی میشه ها
می خواهید اصلا بگوییم قرصش رو بسازند؟ یک دانه می اندازی بالا یکسره دکترا تقدیم کنند :))
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۳۹
اینطوری که عالیه شما پارتیمون میشید؟ 
درخواستمونو بیان کنید 
بله گفتیم بچه ها دارند می سازند. آماده شد اول خودم تست می کنم. :)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۹
بعله اول خودتون تست کنید اگه یه وقت اشتباه عمل کردو همه درسارو افتادید من در امان باشم 
چه سرعت عملی
چشم. تضمینی امشب بخورید فردا دکتر می شوید. :)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۵۷
بی بلا. خب من قرصو ندارم که بخورمو دکتر شم
مگه اختراع شده؟ من گفتم بعد از اختراع! حالا حالا ها باید صبر کنیم. ما تازه میمون پرتاب کردیم فضا، یک هزار سالی طول می کشد!!!!
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۰۴
شما یک جوری پز بچه ها را دادید منم فک کردم که قرصو واسم میفرستید فردا
نه این بچه ها از بچه های بالا هستند این ها بیشتر در کار بالا بودن هستند تا قرص و دوا ! :))
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۰۸
اها از اون لحاظ ولی اگه بالان که دستشون به همه جا میرسه  شمام که پارتی مایید 
نه مشکل اینجاست که اینقدری بالا هستند که دست من هم بهشون نمیرسه ! :))
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۰۰
نه با شرافت بهتر از ده با ارفاق استاد...
موافقم. حرف حساب که جواب ندارد! چرا می زنید حالا. :))
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۲۹
پس خیلی بالان بیخیالشون شدم
لامذهب ها انگاری کفترند! می پرند بالا بالا
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۴۰
خخخخخ اونا میرن بالا ما پایین 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی