خب کلنگ همساده‌ی پسر هم دل دارد، مقوا و کارتون که نیست، گاهی برای خودش یک دهان آواز می‌خواند. به‌ویژه زیر دوش آب که افکت دیوار و شرشر هم به آن اضافه می‌گردد. اما این که روزی بیاید که بخواهد جان و مال و ناموس ملت را با برگزاری کنسرت لهو و لعب موسیقی بلزاند، هرگز! 

چه معنی می‌دهد؟ لوس بازی هم حدی دارد. از قدیم گفته‌اند دهان استکبار را هر وقت گچی نمایید، تازه است. برای نمونه چند وقت پیش آقایی در در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی به عنوان یک گزارشگر آزاد پس از این که مقدار متنابهی با میکروفن ور رفت، سرانجام آن را از یکی از نقاط بدنش بیرون کشید و رو به دوربین اعلام داشت که چرا به جای عکس مرد عنکبوتی که این همه خشن است، پشت جلد دفترهای مشق کودکان عکس انرژی هسته‌ای را نمی‌چاپند که این همه صلح‌آمیز هم هست؟

خب فردا پس‌فردا کار می‌کشد به چاپیدن عکس انفجارهای اتمی و موشک و بمب و خمپاره و تیر و تفنگ روی جلد دفتر و کتاب. هر چند که صنعت چاپیدن در این مملکت بر خلاف سایر صنایع پیشرفت فراوانی داشته است و اکنون به جایی رسیده‌ایم که علاوه بر لیوان و تی‌شرت می‌توانیم روی هر صندوق و بانک و سهام جایی عمل چاپیدن را به خوبی انجام دهیم. برای نمونه آخرین فناوری صنعت چاپ را بر روی صندوق ذخیره فرهنگیان پیاده‌سازی کردند، که تعهد بالای دست‌اندرکاران این حوزه را نشان می‌دهد.

از صنعت چاپ و چاپیدن و این قسم سوسول‌بازی‌ها که بگذریم، می‌رسیم به هنر والای "لغو". در راستای لغو "کنسرت" و "کنسرو" و از این قسم "کنسریجات" همین بس که وزارت ارشاد کلی دنگ و فنگ درست کرده تا کنسرت برگزار نشود، حالا اگر آمد و گوش شیطان کر و چشم دشمن کور، یکی دو تا خودی با هزار سلام و صلوات یک مجوز برگزاری کنسرت گرفتند، خلاصه باید یک مقام مسوول و آگاه وجود داشته باشد تا این گونه مصادیق لهو و لعب را لغو نماید. به حمد و قوه الهی که تا کنون در این امر نه تنها در بین کشورهای همسایه پیشرو بوده‌ایم که بنا بر آمار جهانی نیز با اندکی اختلاف پس از سیاره مریخ که در آن تا کنون هیچ کنسرت زنده‌ای اجرا نشده است، کشور ایران در رتبه‌ی دوم این فهرست جهانی قرار گرفته است که مایه‌ی بسی شگفتی است. چرا که با اندکی تلاش در چند دهه‌ی اخیر می‌توانستیم به راحتی سایر سیارات را پشت سر گذاشته و پیروز بلا منازع این عرصه باشیم!

...

پی‌نوشت:

1- حالا که بساط لغو داغ است، بگذارید تا بنده هم از جانب خیل کثیر کلنگیان تقاضایی نمایم: دستم به دامان بزرگان لغو این آبادی، شما را به ارواح طیبه‌ی هر کسی که قبولش دارید، دستور بفرمایید این کنسروهای سرد لوبیا را نیز از فهرست غدای هفتگی بعضی دانشگاه‌ها و پادگان‌ها لغو نمایند. بنا بر آخرین آمارهای جهانی و دانشگاهی و پادگانی، با افزایش تولید برخی گازهای گل‌خانه‌ای و خوابگاهی!!، علاوه بر گرم‌تر شدن کره‌ی زمین، زندگی برخی از گونه‌های جانوری از قبیل دانشجویان و سربازانی که در هفته بیش از سه وعده کنسرو لوبیای سرد میل می‌نمایند، نیز با خطر انقراض روبرو شده است.

  • بازدید : ۳۹۶

تعداد نظرات این پست ۷ است ...

۰۶ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۳۳
پست طنز بود ولی من به دلیل اینکه میبینم این همه کنسرت لغو میشه خیلی ناراحت میشم. نه تا حالا کنسرت رفتم، نه خواننده ام(!) نه نوازنده ام و نه هیچی.. ولی واقعا مسخره و خجالت آوره.
به نظر می رسد تازه این قسمت خوب ماجرا باشد!
حالا فکر کنید برای مثال یک روزی همه سینماها را ببندند یا روزی برسد که تمامی اعضای صدا و سیما مرد باشند یا روزی که همه ی سریال ها و فیلم های تلویزیونی را مرد جماعت بازی کنند یا روزی که به کل صدا و سیما هم تعطیل شود!
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۱۶
:|
?
۱۴ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۵۹
آخه بخندیم به این پست یا گریه کنیم؟!!!!!!!

یا گریه کنیم !

۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۲۵
کلنگی کجایی؟ دقیقا کجایی؟

عسلوله !!؟

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۱
کنسرت چیست دیگر بروید مداحی و نوحه خانی گوش کنید تا شاد شوید این اشکها همه از شوق است . کلنگ جان همساده زنده ب گور کردن بهتر نیس بنظرت؟
با پ نوشتت موافقممم شدید
تمانا خانم بنده تسلیم هستم :)
۰۶ مهر ۹۵ ، ۱۲:۵۱
سلام فقط  میتونم بگم متاسفم ،
ممنون از حضور شما :)
۱۰ مهر ۹۵ ، ۱۸:۵۳
سلام
واقعا از دستت عصبانی ام
واقعاااااکه:(
چرا خب؟ !

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی