بعضی وقت ها هم کمی فکر می کنم. مثل دیروز، توی خیابان یک آهنگ شنیدم. از ماشین یک بنده خدایی توی ترافیک به گوش می رسید. دوستان کمی به محتوای برخی از شعرها و ترانه های این آهنگ های داخل ماشین که توجه کنید می فهمید که خود خواننده و ترانه و موسیقی متن و تنظیم و تهیه کننده و استودیو و خانواده ی محترم رجبی و .... این همه که زحمت کشیده اند، خودشان هم نمی دانند چی ساخته اند! به یک نمونه از این ترانه ها که دیروز توی خیابان از داخل یک ماشین به گوشم رسید توجه نمایید:
ناری، ناری، ناری، علیرضا روزگار و .... یک سری های دیگر را معرفی می نماید و بعد دوباره به قاعده یک ساعت می گوید ناری، ناری، ناری، ناری
بعدش آن وسط ها یک سری سوال مطرح می کند:
ناری جان شما مگر اناری دارید؟
آهای ناری کجا هستید؟
چرا دل ما را می سوزانید؟
ناری جان فیزیک کنکور را چند زده اید؟
ناری جان نهار چی پختی عزیزم؟
ناری خانم، لیگ برتر چه تیمی اول شده الان؟ و....
سپس یک آقایی با یک صدای خسته ای می آید می گوید ناری ناری ناری، دماغ من ناری، جان من ناری، زندگی من ناری،
بعدترهایش یکی با لهجه عربی همان بالایی ها را بلغور می کند و بعد دوباره از اس سر ناری ناری ناری، چقده بلایی ناری.... یکی هم آن وسط مسط ها طوری که انگار صدایش از ته چاه در می آید می گوید:
آهای ناری کجایی؟
تو یار بی وفایی. نـــــــــــــــــــــــــاری
آخرش هم ناری به دستمال توی گلدان های بهار تبدیل شده و آهنگ به طرز معجزه آمیزی پس از نود دقیقه تمام می شود اما ترافیک همچنان پابرجاست! خدایا توبه.
- بازدید : ۳۷۶