در دهکده ی ما مجری های تلویزیونی حالا دیگر برای خودشان جایی دست و پا کرده اند. هر کدامشان یک سبک و سیاقی دارند برای خودشان، راستش بدم نمی آید که کمی از صابون کلنگی یمان را بمالانیم بر اعضای جانشان تا ببینیم کف می کند یا که قرار است طبق معمول دهن ما کف کند. زیاد سرتان را درد نمی آورم، تنها اولین جمله هایی را که به ذهنم برسد می نویسم. هیچ قصد و غرضی در کار نیست. پیشاپیش از این عزیزان زحمتکش عذرخواهی می نمایم که از دیدگاه من این گونه به نظر می رسند، فهرست زیر به ترتیب الف و ب می باشد!

آزاده آل یعقوب (خاله نرگس): یک دهان که یک آدم به آن متصل است
احسان علیخانی: دارای دکترین بدبخت و بیچاره و گمراه یاب، ترکیبی از فرزاد حسنی و خانم مارپل
امیرحسین مدرس: حس انداختن یک صد تومنی پاره توی صندوق صدقات قراضه
محمدعلی اینانلو: یک سبیل که به آن مغز ماهی متصل نموده باشند با صدای بوق تریلی
رامبد جوان: یک معده پر از خنده های زورکی
فرزاد حسنی: یک کیسه چارواداری و بد و بیراه به همراه یک زنبیل حسادت
شهاب حسینی: دبلیو دبلیو دبلیو دات من خیلی ادب و ادبیات بلدم دات آی آر، لطفا مرا دوباره اتو بزنید، اتویم به هم ریخت
مرتضی حیدری: من خیلی درس خوانده ام اتساین جی میل دات کام
جواد خیابانی: سلام، بازی بین ما و آن ها و کثافت عجب گلی زدند به ما جلو جلو بردیم ژاپن رفت از کره جنوبی به امید دیدار
رضا رشیدپور: یک چانه با چاله که دارد با ته لهجه ی تیش تیش مامانی ها می گوید من خوبم، وای مامانم اینا
حسین رفیعی: غیر قابل فهم
سید کاظم احمدزاده: بعد از ظهر گرفته ی یک روز کسالت بار و بی نهایت خسته کننده، که سرت دارد از درد منفجر می شود
بهرام شفیع: نامبرده از اجداد صبح جمعه کانال دو می باشند با صدای اگزوز پیکان
محمود شهریاری: رقص باباکرم هنگامی که شکم روش داشته باشی
محمدرضا شهیدی فرد: عصا به حلق، اتو بو مو، شانه به ریش
ژیلا صادقی: صاحب رکورد در گشایش طول و عرض دهان در کسری از ثانیه
محمد صالح علا: چرا اینقدر شانه زدن کار مشقت باریست؟ سلطان ژولیدن
علی ضیا: من یک دوست پسر مناسب هستم، موی کوتاه، روی زیبا، قد بلند، به و به و به
ایرج تهماسب: یک کودک درون نود ساله به اضافه ی یک سبیل و سر تاس
عادل فردوسی پور: دکترین ربط موز به شقیقه!، فقط من همیشه راست می گویم بقیه مثل ...گ دروغ می گویند
مجید قناد: فسیل جام جم، سنگواره ی برنامه کودک در دوران حجر
آزاه نامداری: جواد خیابانی خانم ها
اقبال واحدی: فیک (تقلبی) آلبرت انیشتین 
هومن حاجی عبدالهی: یک نگاه غازوارانه
پی نوشت:
1- به درخواست خوانندگان ما دلمان می خواهد موز را به شقیقه ربط بدهیم!

  • بازدید : ۶۰۳
۳ موافق

تعداد نظرات این پست ۱۶ است ...

۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۱۶
کلنگ بی ادب شدی ها
از حروف: گاف-واو- ز - بیش از حد داری استفاده میکنی ها
گفته باشم ها
کلنگ ها
:)
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۱۸
ولی در کل عالی بود مخصوصا عمو قناد و واحدی
من همیشه میگم خدایا این واحدی شبیه کیه؟؟؟خخخخخخخخ
ایراد قبلی اصلاح شد
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۱۹
مرررررض
میخندی؟
ویرایش شد خب! رفرش کن دوباره بخوان!
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۰
نه...خوشم اومد ازت
انتقاد پذیری
بیشتر اهل پاک کردن صورت مساله هستم!
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۲
والا از نظر من داری حیف میشی بوخودا
خعععلی استعداد داری

خب فعلا که این وبلاگ من دو تا خواننده بیشتر ندارد. یک تبلیغی کمکی چیزی! این لینک ما در وبلاگ شما هم که هنوز همان قدیمیه هستش که! آخر ملت را می فرستید صفحه خالی بخوانند که چه بشود؟
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۶
اوووووو یس
متشکرم از یادآوریتان
:-)
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۷
فی الفور ترتیب اثر داده خواهد شد سرورم
بدهید بانوی ترتیب آن را ! 
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۹
بدهید بانوی آن یعنی چه؟؟
یعنی ترتیب آن را بدهید، به صورت درهم!
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۵:۳۴
عملیات با موفقیت انجام شد سرورم
با تشکر فراوان. این شد یک چیزی
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۶:۱۳
البته خودت هم باید بیشتر وقت بگذاری و به بازدید وبلاگ ها بروی
خودت میدانی که اینجا قانون صله ی رحم نمو زیادی دارد
هر رفتی یک آمدی دارد
بــــــــــله، چرا میزنی؟
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۶:۲۹
احمذ زاده یه رفیق داره اکثرا با هم برنامه اجرا میکنن یه صدای بم و خاصی داره اسمش یادم رفته ...
ترکیب اون دوتا باهم خیلی خنده داره
مخصوصا وقتی به احمد زاده گیر میده
محمود شهریاری نیست احیانا؟
۰۶ مهر ۹۴ ، ۱۶:۴۱
بچه که زدن ندارد قربان شکلت شوم...
۰۶ مهر ۹۴ ، ۲۰:۵۴
آره اسمش تو لیستم بود که :)) رو اعصابم بودااا هی فکر میکردم وااااای اسمش چی بود ^_^
بـــــــــــــــــله. این اون همین همون بود!
۰۷ مهر ۹۴ ، ۱۵:۳۳

ذهنیتی که نسبت به مجری های تلویزیون دارم اینه که همگی دارند رو اعصاب ملت تک چرخ می زنند .

مخصوصا مجری هایی که صبح برنامه دارند !

چون خیلی مصنوعی اجرا می کنند و اگه دقت کرده باشی یه جوری تن صداشون رو بالا می برند که مثلا خیلی پر انرژی اند . و ...

راستی چرا از پرشین بلاگ رفتید ؟ و چرا کلنگ همساده ! چرا بیل همساده نه ؟ :)))

من که خیلی وقت است که بسیار کم تلویزیون می بینم، نه این که نبینم. کمی صبح. کمی شب برای خبر. از کجا فهمیده اید که از پرشین بلاگ آمده ام؟ پرشین با کامپیوتر من نمی شاخت. هنگ می کرد. فکر کنم با افزونه های فایرفاکس مشکل داشت. مخصوصا اد بلاک پلاس و جاوا اسکریپت.
شاید یک روزی بنویسم که این کلنگ همساده ما از کجا آب می خورد. این داستان کلنگ همساده ما اوج پست هایم خواهد شد یک روزی
۰۷ مهر ۹۴ ، ۱۵:۵۳

تو به روز شده های پرشین می دیدمتون .

چند باری هم میخواستم پیام بذارم . اما تنبلی م می اومد .

کلا تو پیام گذاشتن تنبلم .

الان شما دومین نفری هستید که بعد از دو سال و چند ماه پیام نذاشتن دارم براش پیام میذارم .

یعنی اینقدر تنبل :)

خوب است. یک چیز عین همین که من الان هستم! :) 
۰۳ آذر ۹۴ ، ۲۳:۲۲
یک مجری هم جدیدا شبکه سه داره، برنامه مردم چی میگن. به نظر من به شدت لوسه و میخاد ادای کسی مثه علی ضیا( که خودش ادای یه دوستان دیگه ای رو درمی آورد) رو در بیاره.

دیگر صدا و سیما شده پیست دوچرخه سواری. دوستان همه یک تک چرخی می زنند! جای ما هم خالی!!