با سلام و درود به ارواح موجود در کارتن شهر ارواح، و با آرزوی تعدیل در قیمت بنزین و گازوییل و با کسب اجازه از پیشگاه رفیع رستوران گردان برج میلاد باید به اطلاع شما سروران گرامی برسانم که آب کم است، بـــــله، می دانم که این جمله تکراری است اما واقعیست.
و اما این که چرا بنده ویرم گرفته که در مورد آب بنویسم، داستانش از اینجا آغاز می شود. من چند وقت پیش، وسط گرمای بینهایت تابستان رفته بودم که نان بخرم. ناگهان یک چیزی را توی خیابان دیدم که خیلی اذیتم می کرد. یک خانم تقریبا میان سالی را دیدم که با شلنگ آب آمده بود و در حال شستشوی آسفالت جلوی پارکینگ خانه یشان بود، طوری که آب همه ی آسفالت توی خیابان را برداشته بود و همین طوری سعی داشت تک تک آشغال های کف زمین را با آب جابجا کند. اصلا اگر آشغالی بود، شاید داشت برای میکروب ها و باکتری ها دریاچه مصنوعی درست می کرد، من که چیزی نمی دیدم، شاید هم داشت گرد و خاک های آسفالت را می گرفت که به گل تبدیل کند تا ماشین ها آن را دوباره بپاشند به در پارکینگ خودشان! یعنی به این فکر می کردم که چرا نمی فهمد تا کمتر از یک ساعت دیگر همه ی آن آب ها بخار می شوند و تازه ماشین هایی که با سرعت از خیابان رد می شوند دوباره با خود گرد و خاک می آورند یا از طریق هوا تا ساعاتی بعد آن جا به صورت خودکار خاک می گیرد! اصلا چرا باید با فشار آب آن جا را تمیز کند؟ "فهم" به درک اسفل السافلین، هیچی توی آن کله لامصب بود یعنی؟ دماغی، آب کله پاچه ای، بناگوشی، آشغالی، آهنگ های حسین مشما زاده ای، چیزی؟

امروز یک خبر خواندم که یک عضو هیات علمی در اصفهان گفته "دولت، آب تولید کند". این خبر را داشتم با صدای بلند می خواندم، گوجه فرنگی زیر دست مادرم به حرف آمد، از جایش بلند شد و یکی خواباند توی گوش من!
گیرم که فرض محال در حجم انبوه و با قیمتی بسیار پایین و روشی دوستدار محیط زیست، آب تولید کردید، با رویش ناگزیر بی شعورهای آب هدر بده چه می کنید؟ آخر عقل توی کله آدمیزاد را که نمی توانند تولید کنند یا بسط و گسترش دهند. البته خبر را که تا آخر بخوانید ایشان یک جمله کلیدی می گویند که باید داد با خود طلا بنویسند بزنند بر سر در کل این مملکت، ایشان گفته اند: "چگونه می‌توان در این جامعه درجه فهم موضوعات را بالا برد؟"

با استعانت از محمدعلی کِ لِـــــــی و مدد از بانو جنیفر لارنس می خواهم شیوه های "بالا بردن فهم موضوعات را" در چند گام اساسی بیان نمایم:

گام نخست:
با توجه به این که قدرت لایزال ریال در برابر دلار همیشه مانند قدرت استاد اسدی در مقابل لیونل مسی در فوتبال بازی کردن می باشد، بیایند و در تلویزیون و رادیو و روزنامه ها، بیان دارند که شهروندان و ساکنین محترم ایران، زین پس هر چقدر که پول آب برایتان آمد باید به جای ریال باید آن را به دلار پرداخت نمایید، پایان خبر هم یکی با صدای امام جمعه یک جایی بگوید، "والسلام علیکم ورحمة الله وبرکآته"

گام دوم:
مردم هم که بی وقفه  با گفتن "یا ابلفضل" به سمت خانه هایشان در حال دویدن هستند، بگویند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسراییل، مرگ بر انگلیس و ...." و همین طوری که دارند می روند دک و دهان استکبار را گچی نمایند.

تمام شد، دیدید چه خوب حل کردم مشکل را. خب این طوری دست کم آب توی جوق خیابان نمی ریزند یا شاید هم بریزند، چون از اساس در فهمیدن مطالب مشکل وجود دارد ولی پس از اولین موعد پرداخت آب بها، همه چیز را خوب می فهمند.

پی نوشت:
1- فکر کردید حواس خودم نبود، کسی که بی وقفه  "یا ابلفضل" می گوید چه طور باید "مرگ بر ..." بگوید!
2- چنانچه دوستان پیشنهادی دارند بفرمایند، می دهیم بیایند بررسی تان بنمایند!
3- خودم می دانم جوق آب غلط است، درستش هم جوخ آب هست، والسلام علیکم ورحمة الله وبرکآته

  • بازدید : ۵۱۹
۴ موافق

تعداد نظرات این پست ۸ است ...

۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۷:۰۸
من یک پیشنهاد دارم
اجازه هست بگویم؟
بفرمایید
۰۸ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۳
یه اصل کلی هست میگه
ادم نفهم رو شاید به فهموندش، ولی کسی که خودشو به نفهمی زده رو اصلا نمیشه!
بله
داشتی
فردا همین ضرب المثل میشه!
یک مقداری با نوع جمله بندی و نگارش افعال مشکل دارم ولی به حات کلی بفهمیدم!
۰۹ مهر ۹۴ ، ۰۹:۳۰
منم موافقم با بالا بردن پول آب , همین بنزین تا قبل اینکه سهمیه بندی شه و بعد هم قیمتش بره بالا هی تبلیغ  " عه عه عه مهندس چرا بنزین تموم شد ... حروووووووم شد سرعت که بالتر بره تا 125بره ..."
پخش میکردن مردم به چیزشونم نبود اما الان قطره های بنزینو رو هوا میزنن
والا
تمام
یا ابلفضـــــــــــــــل ( من در حال دویدن به سمت خانه)
۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۹:۳۴
هی میخام پیشنهاد بدم ولی کسی نیست تحویل بگیرش
از این پیشنهاد همین کلمه اش را هی می دهید، خبری از متنش نیست ظاهرا!؟
۱۵ مهر ۹۴ ، ۱۶:۳۱
حق با توست...
پیشنهادم این است که قالب وب را عوض کنید
خیلی کسل کننده ست

به زودی. من زیاد حال و حوصله این چیزها را ندارم. مگر بچه های فامیل یک تکانی به سر و شکل اینجا بدهند
۱۵ مهر ۹۴ ، ۱۶:۳۳
البته این را هم میدانیم که در این روزگار کنونی هیچ پیشنهادی اجرایی نمیشود...
ولی گفتیم که گفته باشیم دیگر...{گل}
می سپارم یک خوشگلش را ردیف کنند البته آن ها از من کمی تنبل تر هم هستند. اگر خودت چیز خاصی مد نظر داری بسم ال...
۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۵:۵۴
دمت گرم دیگر...
تا ما از قالب شما انتقاد کردیم درجا مقابله به مثل کردی دیگر...
باشد...یادمان می ماند
داریم برایت
چه ربطی دارد. داری موز را به عتیقه ربط می دهی ها. گفته باشم
۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۲۰
گفته باشی که گفته باشی.....مثلا گفته باشی چه اتفاقی میفته ؟؟؟هاااااااااااااا؟
الان دارم چادرمو دور کمرم میبندم بیام برات
خخخخخخخخ
بیایی برام؟ من رفتم سفر فرنگ. الان خونه عمه فرنگیس اینا هستم. کسی خونه نیست!  :)))