فرض کنید کمی زمان بگذرد، نزدیک به یک قرن بعد، آخرین جلسه دادرسی "ب ز" بزرگ ترین متهم نفتی ردیف اول ایران!
به حول قوه الهی جلسه شانزده هزار و سیصد و پنجاه و هفتم متهم ردیف اول نفتی آقای "ب ز" صبح امروز در حالی پایان یافت که از بازداشت آن مرحوم در حدود نود و پنج سال می گذرد. با توجه به ابعاد بسیار پیچیده ی این اختلاس نفتی، دکلی، بانکی، بورسی، شرکتی و از دست رفتن سه فروند قاضی، پنج فقره دادستان و فوت شدن سایر متهمان ردیف دوم به بعد، و به علت باقی ماندن تحریم های آمریکا به همراه اتحادیه اروپا، پایان یافتن سلسله جلسات این دادگاه، کسب یک موفقیت بزرگ و حماسی برای کشور عزیزمان می باشد.
فرض کنید کمی دیگر نیز بگذرد، نزدیک به صد و پنجاه سال بعدتر، پایان تحریم ها نزدیک است!
رییس جمهور وقت آمریکا نیز در حالی که از ادامه گفتگوها با ایران سخن می گفت، از اتحادیه اروپا خواست تا پایان هفته جاری نیز برای رفع تحریم های نفتی و پولی ایران صبر نمایند. لازم به ذکر است که آخرین منابع نفتی و گازی ایران در حدود چهل و پنج سال پیش به اتمام رسیده بودند. اما این تحریم ها همچنان به قوت خودشان باقی هستند! رییس جمهور وقت ایران نیز دوباره بر لزوم این که ایران هیچ نیازی به رفع تحریم ندارد، تاکید کرده و از آمریکایی ها خواست تا کمی منطقی تر باشند!
دولت چین هم چنان به روابط غیرنفتی خود به ایران ادامه می دهد که مایه بسی خوشحالی می باشد. در همین راستا چند شهر کوچک و چندین باب روستا نیز از چین وارد شدند تا در مکان مورد نظر در ایران نصب گردند. لازم به ذکر است که این چند شهر و روستا تا ده سال خود دارای آب، برق، گاز بوده و با شش دست سکنه کامل به ایران صادر شده اند!
فرض کنید خیلی خیلی بگذرد، مکان: آن دنیا، جهنم!
اولی: داداش، شما که تا فینالش زنده بودی، قبل از اومدن چی شد؟ تحریم ها لغو شدند؟
دومی: والا ما بیشتر حواسمون به رشته کوه البرز بود که شبیه پنبه ریش ریش شده بود اما تا قبل از اون قرار بود فرداش، تحریم ها رو بردارند!
اولی: پس خدا رو شکر، لغو شدند؟
دومی: آره، بیشترش واسه این طول کشید که آمریکا و اروپا تقریبا دیگه این اواخر خالی از سکنه بودند. کسی نبود بره سازمان ملل، زیر سند لغو رو امضا کنه. خلاصه با هزار بدبختی، یکی از خودمون قرار بود بره اون ور بعد از تغییر تابعیت، زیر سند رو امضا کنه، اما اجل مهلت نداد و دیگه بعد از قیامت همه اومدن فعلا این دنیا. راستی این ور چه خبره؟ این همه دود چیه اینجا؟
اولی: چیزی نیست، اینا مال عذاب جهنمه. من موندم چرا این آمریکایی ها و اروپایی ها هر پنج ثانیه یه بار میمیرن! هیچ دقت کردی، این دود و دم نصف تهرون خودمونم نیست. اون اواخر با ماسک شیمیایی می اومدیم بیرون. باز هم به این آفریقایی ها، دست کم هر سی ثانیه یک بار می میرند و دوباره زنده می شن. هی روزگار، ایرون خودمون یادش به خیــــــــــــــر !!
پی نوشت:
1- محمد نبودی ببینی، این طوری که سریال "کیمیا" نشان می دهد، خرم شهر را "کیمیا اینا" آزاد کردند به غیر "شوهرش اینا"!
2- بزار منطقی فکر کنم، اگه پی نوشت شماره دو بودم، باید در مورد چی می بودم؟ ....!!
3- این بچه دو ساله هایی که با ماشین حساب اول شماره می گیرند بعد می گذارند دم گوششان تا با آن صحبت نمایند، این ها همان هایی هستند که فردا بزرگ شوند، روی سقف ماشین می نشینند بعد با چوب آن را می زنند می گویند: پیشده، حرکت کن!
4- پنگوین ها زانو ندارند؟ این چه طرز قدم زدن است آخر؟ لات محله ای؟ شاخی؟ چی هستی الان؟ شیر را کتک زده ای یا یوزپلنگ را ترکونده ای؟ بابا لات، بابا بترکون!
- بازدید : ۵۳۰
تعداد نظرات این پست ۷ است ...
بخش های جنگی سریال کیمیا دیگه ته افتضاحیه !!!! :/
صداقتم آرزوست!!!!!! :/