این طور که روز به روز قیمت نفت کاهش می یابد تا زمان نهایی شدن رفع تحریم ها، تقریبا ایران باید بابت فروش هر بشکه نفت خام، چند دلار هم به خریدار بدهد. (آقا قربان دستت، بفرما، این هم سه دلار به ازای هر بشکه، امر دیگری نیست؟ پسر شانس آوردیم، الان دریای شمال، به ازای هر بشکه نفت، چهار دلار داد، همین که سه دلار معامله را جوش دادیم، جای شکرش باقیست!)

دلمان خوش است توافق کرده ایم. یعنی وقتی بعد از توافق کاری پیش می آید که کشورهای دیگر، هر چقدر هم بدنام یا گم نام، با ما رابطه یشان را قطع می کنند باید مثل "سیامک انصاری" که یکی از عمده کارهایش در سریال های "مهران مدیری" زل زدن است، زل بزنیم توی دوربین! ناخواسته به یاد سریال "دایی جان ناپلئون" افتادم. "محمدعلی ورشوچی" کجایی که یادت به خیر. خلاصه این ها از عواقب همین عکس هایی است که در اینستا گرام پست شده: من و سفارت خانه در حال سوختن، یهویی!

پی نوشت:

1- محمدعلی ورشوچی بازیگر نقش "آسپیران غیاث آبادی" در سریال "دایی جان ناپلئون" بود. خدایش رحمت کند.

  • بازدید : ۶۶۱
۵ موافق

تعداد نظرات این پست ۱۳ است ...

۲۲ دی ۹۴ ، ۲۲:۲۲
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

سلام خیلی وبلاگ زیبایی دارید، خیلی لذت بردم از وبلاگتون، *** **** ****** ** ***** ***** **** ** ** ******* **** ** ****** ****** **** ***** ****** ***** ******
***** ***** **** ****** ** ***** *** * **** * *** ** ***** ****** **** ** ***** **** ****** ** *** **** * **** **** * ****** ***** ****** ** ****** ****
*****************************

چقدر ستاره!
۲۲ دی ۹۴ ، ۲۳:۰۳
همین جوری پیش بره واقعا هم باید پول بدیم بابت نفتامون !!!!! 
آن هم با بشکه، که خودش از نفت گران تر می افتد!
۲۲ دی ۹۴ ، ۲۳:۱۲
زل می زنیم
می ترسم زل بزنیم یک عده خودجوش بیایند دوربین را هم آتش بزنند!
۲۳ دی ۹۴ ، ۰۰:۳۴
ی روزی میرسه ک تازه ذوق هم میکنیم این بشکه ها رو رایگان بردارن
خودتان را ناراحت نکنید تا تحری ها رفع شود آن قدر نفت می خرند که پس از آن دیگر کسی نیاز به نفت نداشته باشد!
۲۳ دی ۹۴ ، ۰۱:۱۹
واقعا که آدم میمونه باید چی بگه به این اوضاع مملکت...
نباید بگه! باهاس زل بزنه یه جا!
۲۳ دی ۹۴ ، ۱۸:۲۵
فعلا که باس گفت:من و تفنگداران ناو آمریکایی یهوویی

خخخخخخخخخخ...ا ببشخید زنگو اشتباهی زدیم شرمنده.
برداشتند بردن کجا این قدر راحت لمیده بودند برای خودشان؟! آخر این چه دستگیر کردنی بود! یک هشدار می دادید و همان جا بدرقه می کردید دیگر!
۲۳ دی ۹۴ ، ۲۱:۱۷
آره واقعا...
انگار که اونا بگن ببخشید زنگو اشتباهی زدیم مام بگیم عب نداره زنگ بالا رو بزن.خخخخخخخخخ
چه جالب. :))
۲۴ دی ۹۴ ، ۱۷:۳۵
جالب بود :دی
:))
۲۵ دی ۹۴ ، ۱۰:۵۰
سلام خوبی کلنگ؟
نیستی؟
باز رفتی سراغ دباغی سوژه های چرم اصل؟
خخخخخ
بله!؟
۲۵ دی ۹۴ ، ۱۵:۵۹

و خب  باید گفت یکی از مزیت هایی که این اتفاقات دردناک و عجیب غریب دارند ، اینه که ملت برمیدارن جک هاشو میسازن و یه عده ای رو سرگرم میکنن در واقع صنعت جک ما توی این چندسال پیشرفت عجیب طورانه ای رو داشته !!!

بله، ملت جک در صحنه که همیشه آماده اند حالا هم لابد نوبت مجمع الجزار کومور است!
۲۵ دی ۹۴ ، ۱۶:۳۰
هیچی بابا منظورم این بود رفتی دنبال سوژه  توپو ساخت وپرداخت ولقمه پیچ کردنش؟
آها، بله :))
۲۵ دی ۹۴ ، ۱۶:۳۱
با دوست عزیزمون رها بسیار موافقم.
خوب است دیگر، شما دوستان اینجا برای یکدیگر پیام رد و بدل می کنید!
۲۵ دی ۹۴ ، ۱۸:۰۴
کلنگ؟حسود شدی؟
من؟ حسودی؟!! شیب؟ بام؟