یک چند باری هم با اتوبوس به مسافرت‌های بین شهری رفته‌ایم. این چند بار که می‌گویم تا به حال در حدود هشت تا نه سال شمسی طول کشیده است! در چند تا از همین مسافرت‌های بین شهری چند باری خواستیم کالایی را از فروشگاه‌های بین راهی خرید کنیم. نمونه بارز آن همین آب معدنی‌هایی که بعدها مشخص شد نام نهادن آن‌ها با کلمه‌های "آب آشامیدنی" هم از سرشان زیاد بوده. خلاصه سرتان را درد نیاورم یادم هست به عنوان نمونه یک بار، یک بطری کوچک آب، در حالی که در حدود کمتر از پانصد تومان قیمت رویش چاپ شده بود را، با قیمت هزار و پانصد تومان می‌شد تهیه نمود.

خب آدم این طوری ناراحت می‌شود به ویژه که هشت نه سال تو راه باشد. حالا ما تا قیام قیامت هم بگوییم که این حذف قیمت‌ها از روی کالاها مشکوک می‌زند، چه فایده؟ حرف من و شمای مصرف کننده که خریدار ندارد. دارد؟ پس قربان دستت عمو قیمت چاپ کن، شما همان قیمتت را دیگر چاپ نکن. دست کم آدم می‌داند که در مقابل هر چه که فروشنده می‌گوید چاره‌ای ندارد. خلاص!

پی نوشت:

1- روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید!    حالیا ....

2- ای کسانی که به این وضعیت اعتراض دارید، با رویش ناگزیر تورم سالانه چه کار می‌کنید؟

3- شادترین برنامه صدا و سیما الان تبلیغات چند نوع خاصی از پفک نمکی است. وجدانی، سیما را بردارید. همان صدا برای همه برنامه‌هایتان کافیست. الکی هم بیست میلیارد بیست میلیارد خرج سریال روی دستتان نمی‌ماند!

  • بازدید : ۵۴۲
۵ موافق

تعداد نظرات این پست ۱۵ است ...

۱۰ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۵۱
وقتی که رو اجناس قیمت بود فروشنده می گفت این قیمت قدیمشه ،گرون شده!
حالا که می خوان قیمتو بردارن نمی دونم دیگه چه وضعی شه :|
چی میخواد بشه! دیگه این جمله ی این قیمت قدیمیشه رو نمیشنوید! خلاص :))
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۰
اون وقت اعلام کردن بخاطر رقابته والا تا دیروز رقابت روی جنس با کیفت بهتر و صد البته قیمت پایینتر بود حالا ک کیفت همونه و حتما ی عده قیمت رو میبرن بالا، دیگه تورم کارش از بالا رفتن گذشته داره محو میشه اون بالا بالاها
تا یک جایی به گردن تورم بود حالا دیگر نوبت به عوامل مدرن تر مانند رقابت رسیده است. :)
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۱۶
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام **** **** **** *** *** *** **** ****** *** *** میتونی ** ** ***** *** *** **** ****** *** پول دربیاری
***** *** *** *** ***** ***** **** ***** **** *** ** ****** *** ******** ******* ** ********* *** ** ***
************************
علیک سلام به روی اسپمی ات! بله که می توانم پول در بیاورم ! چه حالی می دهد با کامنت دیگران جمله سازی تمرین کنید! این جور خل وضعم ها !!!!
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۰۵:۳۸
چه خوب باهات حساب کرده! 1500 تومان میشه کمتر از 50 سنت  کانادا!!! دادا اینجا آب آشامیدنی از کمتر از 1.5 دلار نداریم تازه بین راه و تو بار و وقتی بهت فشار میاد تا 5 دلار هم باهات حساب میکنن! دادا زندگی میکنین خداییش!!! بچسبین اون 1500 تومان رو که خدایی نکرده یهو دلاری حساب میکنن باهاتون گفته باشم
ففر جان این اتفاق ما دوره دلار 900 تومانی بود. یادش به خیر! حالا کاری نداریم که آب با نام بامشادکولا تا حالا مجوز از جایی مجوز گرفته یا نه چرا که نه مهر استاندارد داشت و نه وزارت بهداشت ! باز هم خوب حساب می کرند !!؟
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۰۹
سلام
واقعا دوستان راست میگن.قبلنا میگفتن از نظر کیفیتی کالاها رقابت دارن حالا قیمتو حذف کنن فروشنده ای با انصاف تره که قیمت کمتری بفروشه...خدا به خیر کنه..نکنه حدف قیمت از دستاوردهای برجام؟پسا برجام؟پیشا برجام؟حین برجام؟خلاصه همون جام؟هست؟
اصولا مغازه های داخل پمپ بنزین های بین راهی همچین از آدم میتیغن انگار که بخوان بگن که مثلا مگه این چیپسای تاریخ گذشته  وماستای ترش ما از بنزین کمتره؟یا بلد نیست گرون بشه؟
این هیچی اینم میگفتی که جدیدا چن ساله واسه توالت های بین راهی هم یکی رو گذاشتن که از 200 الی 800 تومن میگیره برای توالت رفتن...
لابد چن وقت دیه هم اگه یه نماز تو مسجد بخوای بخونی باید به دربونش پول بدی..یا کلا ازت میپرسن چن تا نماز میخوای بخونی و میگن هر نماز 500...خخخخخخخخخخخخخخخ
خلاصه اگه یه روز بیای پست بذاری که کارت هوا توزیع داره میشه که مردم برن تو یه باجه هایی کارت بزنن و دبه ببرن ومث بنزین توش پر هوا کنن وببرن برای خانوادشون که نفس بکشن،من تعجب نمیکنم.

چه بگویم که نگویم بهتر است! به قول مدیری در قهوه تلخ: آه خدای من. آه
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۱۵
چه میشه کرد :)) 
جز مسافرت به " گاف . الف"  :|

حالا اینارو ول کن !
باورت میشه من یه خواستگار داشتم 
مغازه دار بود؟؟ واه واه واه :|

ا وا! پری بانو شما هم؟! :))
باز خوب است شما یک خواستگار داشتید، الان توی خانه ما قحطی خواستگار است! یک آب آشامیدنی فروش هم پیدایش نمی شود. :)) هی روزگار.

۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۵۶
حالیا...
گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید ....همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست ....
(هوشنگ ابتهاج)
تبلیغ "پوشک مرسی " از همه شون بهتره ^_^
باید بگویم این غزل یکی از مورد علاقه ترین شعرهای من است. زنده باد آقای ابتهاج. :)
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۰۶
من این غزل رو شنیدم. یعنی یه آهنگه که یه خانوم میخونه. چقدر خوبه! نمیدونستم که شعر مال کی هست!
این غزل رو هوشنگ ابتهاج ملقب به ه الف سایه سروده اند. بسیار زیبا و دلنشین است برای من.
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۳۳
چیزی برای گفتن ندارم! فقط در پاسخ به ففر
منم اگه درآمد ماهیانم 3000 دلار باشه 1.5 دلار که سهله 5 دلار میدم یه اب معدنی نیم لیتری میخرم دادا!
نمیدونم چرا قیاس مع الفارق میکنن هی قیمتا رو به دلار تبدیل میکنن میزنن تو سرمون! 
فریال خانم تا حالا که قیمت داشت مگر هنگام خرید چه گلی بر سر ما زده بودند! قیمت ها با تورم بالا می رفت! از این به بعد هم همین خواهد بود!
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۱۹
خخخخخ 
خب میتونیم مسافرتو بریم ولی اب معدنی نخریم ... بهتر نیس؟
قیمتم چاپ کنن رقمی که دلشون بخواد چاپ میکنن نه رقمی که ما میگیم
پس چاره ای نیس جز سکوت
دیگه من یه بار هفت هشت سال پیش آب خریدم الان همون هی پر و خالی می کنم :)) شوخی کردما !
۱۰ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۴
دوست عزیز فریال(نقطه سر خط)
بنده شوخی عرض کردم(نقطه سر خط)
اینجا شما بخوای 3000 دلار در آمد داشته باشی باید مثل تراکتور کار کنی حالا کاری به کسوراتش که حدود 37 درصد میباشد ندارم(نقطه سر خط)
بنده اصلا گردنم از مو بارکتر کی جسارت کردم دلار تو سر خودم و دوستان بزنم(نقطه سر خط)
مشکل نوشتن در دنیای مجازی اینه که تن صدای شوخی رو نمیشه پخش کرد (نقطه سر خط)
در آخر با فریال موافقم 

درد نامه:
شاید این رو اینجا مینویسم چون میدونم خواننده زیاد داره. فریال باعث شد که این رو بنویسم.
وقتی ایران زندگی میکردم درآمد من به دلار امروز بیشتر از 3000 دلار بود. دزدی نمی کردم کاسب هم نبودم به دلایل کامل شرعی  و قانونی درآمدم این بود و پول تخصصم رو میگرفتم. با در آمد 3000 دلار در ایران در ماه نمی تونی یک ماشین در خور 3000 دلار بخری . خونه و آپارتمان هم پیشکش. نمیگم پول کمیه ولی وقتی تو با یک ساختار اقتصادی کاملا فشل و بیمار روبرو هستی مساله تو دیگه نقدینگی نیست. 
خواستم عرض کنم خدمت دوستان که  مساله در آمد 3000 دلار نیست . مساله من پول نبود. مساله من شخصا یک چیز های دیگه ای بود. البته اقتصاد و توان خرید و و و همه مهمه و نمیشه ازش چشم پوشی کرد به قول آقایون شکم گرسنه که دین و ایمون نداره. هرچند در کشور من نه شکم گرسنه دیگه دین و ایمون داره نه شکم نیمه سیر و نه شکم سیر.
ممکنه به خیلی ها بر بخوره ولی این رو میگم مشکل من انسانیت بود. آدم بودن. مثل آدم زندگی کردن. مثل آدم رفتار کردن. مثل آدم زندگی کردن نه از دید خانه و ماشین و پول و و و مثل آدم بودن یعنی وقتی توی ترافیک گیر میکنی نکشی لاین کنار و فحش ناموسی بدیم به هم . توی صف نزنیم. اگر یک خانم ازما یک آدرس پرسید بهش شماره تلفن ندیم. اگر کسی کمکی خواست سریع منتظر عوضش نباشیم. بابت هر چیزی طلبکار نشیم از هم . بتونیم لبخند بزنیم. مرد و زن برای این که با هم به رختخواب برن آفریده نشدن! این رو بفهمیم. بتونیم به پلیسمون اعتماد کنیم نه که تا پلیس میاد استرس بگیریم. بتونیم به دادگاه اعتماد کنیم نه که تا اتفاقی می افته مجبور بشیم رشوه بدیم. بتونیم وقتی میریم بیمارستان تنمون بابت هزارتا مشکل نلرزه. توی شلوغی دست مالیمون نکنن. ادم بودن یعنی این که فرض نکنیم همه دزد و خیانت کار و جانی هستن مگر این که خلافش ثابت بشه. آدم بودن یعنی وقتی خواهرت یا همسرت خواست استخدام بشه با هر لباسی که رفت برای استخدام کارفرما یک داستانی سرش پیاده نکنه و نقشه هایی نکشه. آدم بودن به ریال و دلار نیست. ریال و دلار مهمه. باید باهاش ادامه حیات داد ولی با ریال و دلار میشه مثل آدم زندگی کرد یا یک جور دیگه.
دوستایی که اینجا گاهی شوخی ها و کنایه های من رومیخنن از این رسانه ، ما هایی که مجبور شدیم به هزار و یک دلیل فرار کنیم اینقدر سختی کشیدیم تک تک مون ،سرما دیدیم ،شبا تنهایی گریه کردیم، با ریال پشکل نشان هزینه های دلار نشان پرداخت کردیم و هنوز هم آدم نشدیم. هنوز هم پشت سر هم حرف میزنیم. هنوز هم برای هم صفحه میزاریم . هنوز هم باعث طلاق و جدایی دیگران میشیم. با این که دلار در میاریم. خیلی ها هم دماغشون رو میگیرن بالا به داخل کشور میگن پیف پیف ما که از شما نیستیم . خیلی ها  هم کلا یادمون رفته هیچ گهی نبودیم هنوزشم هیچ گهی نیستیم فقط موقعیت جغرافیایی عوض شده وگرنه همون داستان داره تکرار میشه.
در خاتمه باید عرض کنم مشکل جای دیگه است. من میدونم مشکل کجاست ولی خسته شدن از گفتنش. خسته شدم از تکرارش. از نوشتنش. 
آدم خسته میشه خیلی وقتها. خیلی .
ابتدا باید همه با هم بگوییم "تکبیر" ! :))
به قول معروف اینجا دخل و خرج ها با هم هم خوانی ندارد جدا از آن مشکلات فرهنگی و اجتماعی و ...
ففر جان شما که شیشه غم را کوبیده ای به سنگ و در بلاد یخی هستی! آخر این ها را اینجا می نگاری نمی گویی این کلنگ را با وبلاگش با هم گل می گیرند! :)

۱۱ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۹
افرین به این میگن اقتصادی
بله.
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۱۷
آقای ففر عجب متنی نوشتی...
در سکوت کامل و با یه قیافه ی متعجب وشرمنده متنتو خوندم.ومتاسفانه هیچ جاش ایراد نداشت...
بفرمایید عجب پستی آپ نموده اند! شما هم خسته نباشید. :)
۱۱ بهمن ۹۴ ، ۰۳:۴۷
شرمنده
حق با شماست
خواهش می کنم. صاحب اختیارید ففر جان.

همچنان پرچم ذکور بالا :))
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۳۰
نوشته اقا ففر رو از شما بیشتر دوست داشتم .متاسفانه همش عینه حقیقت بود.خدا ظهور اقا امام زمان رو نزدیک تر کنه
به وبلاگ ایشان هم سری بزنید. :)