امروز که چه عرض کنم، بس که دیر شد، حالا به قول آن گزارشگر معروف تلویزیونی در فردا به سر می بریم! بله داشتم می گفتم، دیروز رفته بودیم خرید. یخچال خانه که هزارم بزنم به تخته، فقط شن و ماسه کم دارد تا به صحرای کالاهاری تبدیل شود. یعنی اگر جا داشت اکسیژن و نیتروژن و سایر گازها هم در آن یافت نمی شدند!

رفتیم سر وقت پیاز، هیکل، ورزشکاری، انگاری تا قبل از این که از زیر خاک برداشت شود، روزی سه ساعت پشت بازو کار می کردند، آدم می ماند این ها سالم و طبیعی هستند یا به زور قرص و دوا و آمپول و پودر و بزرگ کننده و سفت کننده هایی که در ماهواره تبلیغ می کنند این همه، گنده منده، شده اند!

حالا خوب است تا هفته پیش این ها را می دادند کیلویی هزار و خرده ای، الان پول باشگاه رفتن پیازها و هزینه ایاب و ذهاب و خورد و خوراک و پول دانشگاهی که پیازها رفته اند را هم می کشند روی قیمتشان، سرجمع امروز پیاز به قیمت کیلویی سه هزار و خرده ای کمتر پیدا نمی شد. حالا خانم دکتر هفته پیش در برنامه "کدوی سلامت" می گفت هر چه بزرگ تر باشند کود بیشتری مصرف کرده اند.

قدیم به طرف می گفتند سیب زمینی یعنی تو هیچ کاری از دستت بر نمی آمد یا یک چیزی تو همین مایه ها، اما امروز یعنی دیروز، به چشم خودم یک سیب زمینی دیدم اگر شاخ به شاخ به کامیون می زد، کامیون چپ می کرد.

قارچ رو تا همین چند سال پیش می دادند کیلویی هزار یا دو هزار، امروز یک سری قارچ بود انگاری همین حالا از کلاس شنا آمده بود بیرون، طفلی را سرمای سیاه زمستان انگاری برده بودند استخر، هر یک دانه اش یک کیلو پای مشتری آب می خورد. با این همه آبی هم که داشت کم کم با حول و قوه پروردگار، از "قارچ" داشت به "پارچ" تغییر شکل می داد. اون هم کیلویی دوازده تا پانزده هزار تومان.

قدیم ها که هیچ کسی از جمله خود من یادش نیست چله زمستون این همه گوجه فرنگی پیدا نمی شد. یعنی گوجه فرنگی بود در حد به به. قرمز، هیکل، بادی بیلدینگی، خود مانکن، فشن تی وی، رنگ، هیولا، خوشگل، قرمز براق! یه کم وراندازشون کردم، میگم اینا پیوندی هنودانه هستند؟ وارداتی اند؟ از خارج تشریف آوردند؟ توریست هستند؟ چی هستند این ها؟ دوپینگی اند؟ یعنی گوجه فرنگیه در حدی در انظار عمومی تابلو بود، که کم مونده بود گشت ارشاد جهت جلوگیری از به گناه افتادن جوونای ملت، بیاد ورشون داره ببره بازداشت.

قدیم ندیما طرف می خواست قبل از خوردن غذا تعارف تیکه پاره کنه، می گفت: غذا بخوریم یا خجالت؟ حالا تو دوره زمونه قرص و آمپول و کودشیمیایی باید گفت: کوفت بخوریم یا کود؟!!

پی نوشت:

1- مرغ خریدیم روی بسته بندیش نوشته بود: بدون مصرف آنتی بیوتیک!! یعنی تا حالا آنتی بیوتیک می زده؟ یه چند وقت همین طوری بریم جلو یه وقت دیدی رو بسته بندی مرغ زده باشه: قبل تر معتاد بوده، الان دو ماهه که از کمپ اومده بیرون، موقع کشتار پاک پاک بوده!

2- یخچال رو که به کل از برق کشیدم، الان یک لوله انداختم توش، دارم به عنوان جارختی ازش استفاده می کنم. این طوری مصرف برقش هم کمتره!

3- خیار نگو، نون ساندویچ از این درازا. باتوم، لوله بخاری، تازه وقتی میخوریش لامذهب وسط خیاره مزه بوق هم میده. ببین علم تا کجاها پیشرفت کرده، خیار بخوری به نیت بوق! {توضیح کلمه بوق: به دلیل قانون حمایت از مصرف کننده کلمه قبلی حذف شد و به جایش بوق قرار گرفت!}

  • بازدید : ۵۷۵
۷ موافق

تعداد نظرات این پست ۱۷ است ...

۱۵ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۲۸
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
اه اه جمع کن اون پاراگراف آخرو...حالمون بد شد نصف شبی! خیار *******!
حالا شما کجا زندگی میکنین که همه ی میوه هاتون ورزشکارن ماشالا؟!
چرا می زنید خب! غذا به این باحالی با طعم مولکولی! :)
میوه؟! پیاز را می فرمایید یا سیب زمینی را :))
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۰۲:۳۲
می گویم شما یک کتاب بنویس اسم و موضوعش هم باشد خاطرات من و یخچال.

گفتی سفت کننده همین الان برو سایت دیجی کالا قسمت جدید ترین محصولات، ببین چه کالاهای خاک بر سری ای آورده.
بعد تو فکر کن یک روز توی بخش نظرات و پرسش و پاسخ این کالاها مردم بیایند چیز بنویسند، چه شود.(برو ببین متوجه منظورم میشوی)
همین الان من فقط مشخصات فنی شان را میخواندم میخواستم منفجر شوم. مثلا نمی دانم فلان چیز برای لذت بری بیشتر.
دو دلم پستی درین رابطه تو بلاگم بگذارم یا نه.
بله دارم یک کتاب تهیه می کنم به نام خاطره های من و کمدی که پیش تر برقی بود و سرد!
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۰۵:۰۵
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
داستان باحال شد... از یخچال خالی رسیدیم یه افزایش دهنده و قطر دهنده و طول دهنده و اینا!!!! دیجی کالا خداییش از این بی ناموسی ها میفروشه!؟!!!!! نامردا! کلی بودجه و وام گرفتم که مصنوعیش رو بفروشن؟!!! عجب!! نامردیه خداییش! مملکت کلا در طبیعیش داره شنا میکنه ! این کلا خلاف کارآفرینی و روحیه مثبت برای اشتغال جوانان است... بگذریم
آقا این مرغ های آنتی بیوتیک ندیده اینجا هم داستانیه! در یک حادثه ای بنده رفته بودم والمارت یک ردیفی بود که نوشته بود "ارگانیک"! خیر سرش .. خدا وکیلی یک عدد مرغ ناقابل درآمد کیلویی 12$!!! یعنی هرچه ***** ***** *** **** ******* *** **** ** ******** ***** *** **** ****** ****** *** **** ** ****** ****** **** **** ****** ******* ***** ** ** ******** **** ******* ** ***** *** ** ** ****** *** *** ******* ****** **** ****** *** **** *** ** *** ***** **** ***** **** ** *** ****** ** **** *** ***** **** ****** **** ** ** *** ******** ****** **** ******* 
ولی اینجا هرچیش بد باشه یخچالت خالی نمیمونه. نامردا مثل اسب مصرف میکنن!! یعنی خوب نیستا! نه این که تایید کنم ! اصلا . تهران یک هایپر استار داشتیم و چندتا شهروند و چند تا رفاه و از این داستان ها! اینجا سر هر کوچه یک والمارت هست و کلی جوجه والمارت! جمعیت کل این کشور یکم بیشتر از یک چهارم ایران! میزان کالا ده برابر ایران! شایدم صد برابر! نمیدونم! تنوع وحشتناک! صد مدل ماکارونی آماده! شصتا برند پیتزا آماده! به هر نفر یک برند میرسه! مثل تراکتور کار میکنن تولید می کنن. میخورن دور از جون پس میدن! دنیا رو به اونجاشون حساب نمیکنن! آقا **** * ** ***** **** ***** *** **** **** **** **** ** ****** *** **** **** **** **** **** ******* *******  **** **** ** ** ***** **** ******* یعنی چی!!!!
ولی خوش میگذره خداییش خدا قسمت همه دوستان بکنه
هزارم بزنم برای شما به تخته دست بنویسی دارید، :)
بابت ستاره ها هم باید بگویم کار است دیگر یک وقت دیدی ریختند اینجا مسدودمان کردند! این چیزها را خصوصی بنگارید ثوابش بیشتر است!!  :)

۱۵ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۳۸
سلام.


نه آقا نفرمایین این باشگاه رفتن، کود و پودر و قرص نفرماین، زشته!
بله، من که گفتم باشگاه رفته اند! شما هم بگو زده! آره و اینا خیلی هم زده!
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۴۲
عاااالی بود ها، خیلی خندیدم :)
اما ما اشکمان در آمد بس که پیاز در دسته فوق سنگین خرد کردیم :)
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۴۴
گاهی اوقات دلم به حال خودمون میسوزه 
حتی نمیتونیم از شر سرخ کردنی و چربی و غیره به سبزیجات پناه ببریم!!!
یک قطعه زمین که بشه درش صیفی‌جات پروش داد، ارزوست!!! 
بعد اینها دو روز هم بمونن سریع خراب میشن، عمری هم ندارند... 
دیگر باید کم کم دولت یک فکری به حال مواد غیرطبیعی بنماید.
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۵۷
ملت چرا اینقد فکرشون منحرفه:|
لابد زده اند به کوچه خاکی!
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۵۸
خخخخخخ این الان یه نوع اعتراض بود دیگه؟
فوق العاده بود کلنگ خان 
واقعا افرین بخاطر هوشتون از یخچال ب عنوان کمد استفاده میکنید خخخ
:)
اعتراض؟ این ها روزمرگی های یک کلنگ است!
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۰۷
چشم
چشمت بی بلا ففرجان. :)
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۱۰
بهتره به همین پیاز و سیب زمینی ورزشکار رازی باشین .البته طمعشون این طور که میگین باید غیر قابل تحمل باشه.هرکسی یه رزقی داره .اینم رزق شماست.ههه قشنگ بود
:)
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۱۲
اها روزمرگی متوجهم
:)
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۰۷
چرا ملت را سانسور مینمایی؟ :|
یعنی واقعا شرمنده ام، از ایشان هم پوزش خواسته ام. از همه پوزش می طلبم. تمام سعی بنده هم بر این است که تا جایی که می شود مطالب خارج از حد متوسط جامعه کنونی ایران نباشد.
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۰۴:۳۶
:)) از اون خیار های مزه بوق یکبار خوردم واقعا داغون بود حال مارم داغون کرد
آدم همزمان 5 تا بادام تلخ بخوره از این میوه های خاکبرسری نخوره ...
آره والا. :))
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۵۹
الان که این پست رو خوندم به پرتغال توی دستم شک کردم. تازه گشته بودم بزرگترینشو پیدا کرده بودم :/
پرتقال ها هم سم پاشی می شوند. این هم از پرتقال جماعت !
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۲۶
راستی کلنگ جان گوجه های اونور هم همین قدر شیمیایی هست یا نه؟
کدوم ور؟ این ور یا این ور؟ :)
مگه میشه نباشه! وسط زمستون گوجه میاد آ (الان دو تا کف دستم به اندازه یک متر از هم دور شده اند !) :))
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۲۸
سلام
اولا که خیلی پست خنده داری بود.مرسی.دوما ما الان یک هفته س میریم تره بار(مث شما پولدار نیستیم از میوه فروشی خرید کنیم)پیاز نیست.شده کیلویی 4 تومن.الان عالیجناب پیاز هستن ایشون.تره بار هم نمیاره.
سیب زمینی ها هم که به قول شما به کامیون بزنه کامیون چپ میکنه.
قارچ ها هم قبلن انقد ظریف وسفید بود بهش میگفتن"قارچ دکمه ای" الان باید بگن پارچ بی دکمه. نه؟
همه چی شیمیایی،هورمونی،آلوده...موندم چطور زنده ایم؟
حالا تازه این مال کسیه که غذای بیرون هم نمیخوره..دیگه وای به حال غذای بیرون خور  ها.

حالا وسط این هیر و ویر شما چطوری پولدار بودن ما را کفش کردید ال.. اعلم! :)
۱۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۵۰
والا اینطور که شما میوه های منکراتی رو کشف ستر کردید و شرح و بسط دادید حتی نمایندگان محترم مجلس وقته نمایش فیلم ساپورت هم نتونستن این کار رو بکنن!!! پیشنهاد می دم حالا که از این دوره ی مجلس گذشت!!! تا رسیدن دوره ی بعدی برید داوطلبانه عضو ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی(به جای اقتصادی) بشید!!
بله بعد از پانصد ششصد دوره که رد صلاحیت شدم، خلاصه تایید می شوم!!