با استعانت از جناب "سهراب سپهری":

یارانه‌ام کو؟

چه کسی بود صدا زد قطع شد؟

آشنا بود صدا مثل صدای "حیاتی" یا "افشار،

شاید هم "بابان" داشت می‌خواند خبر

پدرم در خواب است

و یعقوب و مراد و قلی و جعفر هم

و شاید همه‌ی مردم شهر در خوابند

نصف شب مگر موقع پخش اخبار است؟

و نسیمی خنک

از حاشیه گل‌منگلی ملافه خوابم را کتک می‌زند

بوی هجرت می‌آید

بالش من پر از یارانه‌های واریز شده است

صبح خواهد شد

و به این سوی چراغ

من با آن‌ها صد و پنجاه تا دکل نفتی خواهم خرید!!

و بعد از آن

نه تنها وام ازدواج بیشتر نخواهد شد

مالیات بر ارزش افزوده هم قرار است به عرش اعلا برسد

قیمت خودرو هم که بسی در زندان بود

روزی آزاد خواهد شد

و صدا در خواهد داد

آهای

من پرایدم،

اندازه پنجاه تا چس‌فیل پنیری قدرت موتور دارم

ولی به کوری چشم استکبار، قیمتم دارد می‌رسد به بوگاتی ویرون

به تماشا سوگند و به آغاز کلام

واژه‌ای در قفس است!

پی‌نوشت:

1- کلنگ همساده پسر با یاری "حکیم عمرخیام"

یک چند به یارانه خود شاد شدند

صد چند ز شادی‌اش بر باد شدند

پایان سخن شنو که اکنون قطع است

چو آب برآمدند و چون باد شدند

2- کلنگ همساده پسر با کاپی‌برداری از ابوالنجم‌احمدبن‌قوص‌بن‌احمددامغانی معروف به "منوچهری"

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است          بی‌پولی دولت، ز تهران چه وزان است

هر سال که باشد سنه‌ی رشد تورم          کو دولت تدبیر که گفتی نگران است؟

3- دیس ایز رییلی بلانگ تو می!

گر تو با احمق نمایی جر و بحث

جان خود را طی نمودی در عبث

  • بازدید : ۳۸۷
۸ موافق

تعداد نظرات این پست ۱۱ است ...

۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۴۷
خیلی باحال بود 
خیلی.. ;))))))
مرسی :)))))
درود بر مدیر جوان، مهندس گران، باحالی از خودتان است. :))
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۱۳
وای عالی بود..عالی :)))
ممنون از حضور شما.
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۲۰
احسنت ! (با لحن حضار در مجلس) 
:)
کدام مجلس؟ اگر مجلس شورای اسلامی را می فرمایید که ... هی روزگار!
هی روزگار چی؟ هیچی بابا، الان برادر فتا می آید دوباره داستان می شود!
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۲۸
یارانه ام آرزوست :/
از قدیم گفتن یارانه رو کی داده، کی گرفته! اینا همش رسمه.! :))
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۴۵
یاد مرد هزار چهره افتادیم
حالا چرا هزار چهره؟ نمی شود یاد پسر کلنگ چهره بیافتید؟! :))
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۴۲
خیلی هم عالی:)
با اجازه کاپی شد .
خیلی ممنون خانم فـــــــ عزیز،
کاپی چی شد؟ چرا کاپی؟! کجا کاپی؟ ای داد، ای بیداد، آی کاپی! :))
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۳۴
عه این اسم کذایی رو از رو خودم برداشتماااااا
جای خاصی نیست، تو گروه تلگرام:[
بله خانم فـــــ. پوزش مرا بپذیرید. ولی اگر شما دوره بعدی در مسابقه شرکت کنید بنده حتما به شما رای خواهم داد :))
به قول این اجنبی جماعت: بیگ فن. :))
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۰۲
نمیدونم چرا هیچوقت از لفظ یارانه خوشم نمیومد !
از لفظ رایانه چطور؟ آخر در بعضی سخنرانی ها به جای یارانه، رایانه می دهند! :))
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۷
سلام خوبی؟
خیلی وقت بود به وبم نمیاومدی.خیلی مشعشع فرمودیییییییییی.
این یکی از باحال ترین پستهات بود.تاحالا شعری نذاشته بودی.انقد هم قشنگ به وقایع روز ربط داشته باشه
واقعا که ایول داری.ازین قسمت واقعا خوشم اومد:

قیمت خودرو هم که بسی در زندان بود

روزی آزاد خواهد شد

یعنی از نظر شعری عالی بودا.هرچند بعضی جاها قافیه ووزنشو رعایت نکرده بودی
اما عالی بود در کل
کلا قافیه را با هجده چرخ زیر گرفته بود! باز به لطف شما که می گویی بعضی جاها! :))
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۲
عالی بود افرین ...
با طنز حقایق تلخی رو گفتی ک ادم خنده ش میگیره:))
سپاس از حضورتان. من به لبخند هم راضی هستم. :))
چنین کلنگ قانعی هستم من.
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۰۶
مصیبت عظمی
من نگفتما...
دولتی ها گفتن
ای نور ببارد بر آن جای آن دولت! :)
گفتم نور ببارد، برادر فتا چرا خون خودتان را رنگی می نمایید؟