اگر چه دردسر میدهم، اما چه میتوان کرد که نشخوار وبلاگنویس، ارسال پست است. وبلاگنویس پست هم که نفرستد دلش میپوسد. ما یک رفیق داریم اسمش "جمعیت غیور فارسی زبانهای موجود در شبکههای بیناموسی اجتماعی خارجی" است. این "جغفزمدشباخ" که همان مخفف اسم این رفیق ماست، بیشتر از چند سال است که موی دماغ ما شده است و در روزهای کنونی ول کن قضیه کپی برداری پوستر نمایشگاه کتاب نیست. میگویم کبلایی! تو از همه مسایل کتاب و کتابخوانی نمایشگاه کتاب، فقط چسبیدهای به کپی بودن پوستر و کیفیت بد سیبزمینی سرخکردهها در مقابل قیمت بالای آنها و صف طولانی "فستفود"ها و دیگر هیچ!
آخر سر هم یک "حسنی میآیی بریم حموم" میخری و میاندازی روی زمین و مینشینی رویش و "کورنداگ" متعالیات را میل مینمایی. عزیزمی، باز هم به قربان غیرت تو "جغفزمدشباخ" بروم که با این همه درگیریهای روزانه که فرصت مطالعه را از شما گرفته، یک گوشهی چشمی هم به پوستر نمایشگاه کتاب انداختید.
پینوشت:
1- صحبت از کتاب "حسنی" پیش آمد، یاد "فرزادش" افتادم. پیشنهاد میشود دیدگاههای این لینک را مشاهده بنمایید.
2- نکتهای که بنده از "فیلم پشتصحنهی تمرین فرزاد حسنی و جمشید" دریافت نمودهام این بود که بیایید با تمرین قبلی توهین کنیم نه به صورت بداهه و هردمبیل، با تشکر از صدا و سیمای پندآموز و مهربان که از کتاب هم یار مهربانتری است.
3- بدون هیچ ربطی اینجا را همین طوری مطالعه بنمایید.
- بازدید : ۴۲۴