در روایت است که روزی از همین روزها
دکتری خوب و رویایی از میان دکترها
آن که پیشتر داشت با هولوکاست مشکلها
در اهواز سر داده این چنین سخنرانی را:
هشتاد میلیون بیشتر میفهمند یا شما؟
چون کلنگنامه به این جا رسید حاجی قصهها
آن که بود پای محکم نامزدی در انتخابات سرتاسر دنیا
گفت که یا تکذیب میکنی حرفهایت را
یا که با بر و بچهها میتکذیمیبتان به امید خدا (دوباره به قول مهران مدیری: مـــــــــــــــادر جـــــــــــان!)
تا نشر شایعاتی دیگر روز و شب همهی شما به فنا (به قول عروسکی از مجموعه کلاه قرمزی به نام دیوی یا دیبی)
---
---
پینوشت:
0- عنوان نوشته را با وزن یک فیلم هالیوودی به نام "خوب، بد، زشت" بخوانید و اگر وقت شد آن را برای یک بار هم که شده ببینید، هر چند که خیلی از شما تا حالا چند بار باید آن را دیده باشید.
---
1- ویژگیهای شخصیتی دیوی:
1- 1- دیو هنوز کودک است و بسیار ماچی به طوری که ملتمسانه از دیگران میخواهد که ببوسندش.
1- 2- او که همهچیز را وارونه میفهمد، وارونه نیز عمل میکند، به عنوان مثال اگر بگویی بنشین میایستد و اگر بگویی بایست، مینشیند. همینطور هر کاری که بگویی نکند را میکند و بالعکس.
1- 3- یکی از مشهورترین جملههای او «ازت متنفرم» است که با احساسی عمیق میگوید و منظورش این است که «دوستت دارم».
1- 4- او آب زیاد دوست دارد و تنها هم آب میخورد. با این وجود هر بار که آب میخورد کمی آب میخورد ولی تعداد دفعاتی که آب میخورد زیاد است.
1- 5- از دیگر ویژگیهای دیو خندیدن شدیدش است که منجر به غلتیدن بر روی زمین میشود.
1- 6- در قسمتهای آخر کلاهقرمزی ۹۳ او از خودش رفتاری تازه نشان میداد که بر اساس آن گردنش را ۱۸۰ درجه میگرداند و عقبعقب راه میرفت.
---
2- ویژگیهای شخصیتی سایر موجودات موجود در پست:
2- 1- دکتر دیگر کودک نیست، بلکه دکتری شده است برای خودش.
2- 2- دکتر همه چیز را مستقیم میفهمد، خودش یک نفره هم میفهمد. به عنوان مثال اگر وضعیت ملکت به لحاظ اقتصادی فاجعه باشد ایشان با آمار نقطه به نقطه از اقتصاد چین و آمریکا و کل اتحادیه اروپا جلو میزنند. همچنین ایشان از دیگران هم میخواهد که در توییتر ایشان را فالو نمایند.
2- 3- یکی از مشهورترین جملههای او را نمیشود تکی اینجا نوشت، باید آنها را در یک کتاب کوچک گردآوری نمود. از جمله این جملهها:
2- 3- 1- وقتی کشورهای غربی شاهد رشد و پیشرفت ایران بودند هر روز یک قطعنامه تهیه کردند و در شورای امنیت علیه ما صادر کردند. من امروز به آنها میگویم آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامهدان شما پاره شود. (آذر ۱۳۸۶)
2- 3- 2- بعضی ها قیافه روشنفکری میگیرند اما به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند. (آبان ۱۳۸۷)
2- 3- 3- در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیینکننده اصلی بودند حالا ۴ تا «خس و خاشاک» در این گوشهها یک کاری میکنند. (خرداد ۱۳۸۸)
2- 3- 4- می گویند قطعنامه می دهیم، خوب قطعنامه بدهید، آن قدر قطعنامه بدهید که بشود چهار هزار تا، بابا دیگر آن ممه را لولو برد ... اون که عددی نیست، گنده تر از اون هم عددی نیستند؛ بگذارید این جمله را بگم که آن ته چیزی که آنها را می سوزاند چیست؟، بابا جان! آب را بریز همون جایی که می سوزد. چرا آب را جای دیگری می ریزید؟ ( امرداد ۱۳۸۹)
2- 3- 5- آن زمان ملت ایران درسی به آنها داد که تا ابد آنرا فراموش نخواهند کرد؛ حالا که پشم و پیل همه آنها ریخته است. اگر خیلی عرضه دارید، اوضاع کشورهای خود را جمع و جور کنید و به ملتهای خود برسید؛ شما نمیتوانید آب بینی خود را بالا بکشید. (آبان ۱۳۸۹)
2- 3- 6- شما باید کسری جمعیت خود را جبران کنید. ماشاالله قدیمیها خیلی بهتر از شما در این باره کار میکردند. (اردیبهشت ۱۳۹۱)
2- 4- او اسفندیار رحیممشایی را خیلی دوست دارد و عاشق رییس جمهور شدن است. او دو دوره چهار ساله رییس جمهور ایران بود اما به اندازه دو دهه سفر استانی، قارهای و سازمان مللی رفت است.
2- 5- از دیگر ویژگیهای دکتر، به شدت خنداندن مردم داخل و سایر ملل موجود در دنیا و بیگانگان فضایی است، به حدی که برخی احتمال سقوط شی نورانی را در آسمان ایران به دلیل خنده بیش از حد راننده شی نورانی دانستهاند.
2- 6- در آینده شاید دکتر بتواند گردنش را 360 درجه بچرخاند و با مغزش راه برود و با پایش فکر کند، هیچ چیز بعید نیست!
---
3- ویژگیهای تصویری شخصیتهای موجود در پست:
ایشان جناب "دیوی" هستند. به نقل از جناب دیوی: دلم برای کامنتهای "مودی" گشاد شده است. کجایی "مودی"؟
و برویم برای عکس بعدی، این شما و این هم ...:
خب، حالا کمی باید کور سوی امید را به نوشته بیفزاییم تا در پایان راه نجات را به شما بنماییم، میرویم که داشته باشیم ....
ایشان هم نفس هالیوود هستند، چی؟ ایشان کجای پست حضور داشتند؟ خب معلوم است، این دیگر چه جور پرسشی است؟ ایشان در تمام مدت در ذهن نویسنده پست داشتند با آهنگ "شش و هشت" بندری از خودشان حرکات موزون در میکردند. پس چه فکر کردهاید شما. نویسندهای که "جنیفر لارنس" هنگام نوشتن در ذهنش نباشد، نویسنده نیست، کاپی نویسنده است.
---
4- این قدر این شاخه آن شاخه پریدم که خودم هم نفهمیدم قرار بود چه بنویسم و از ابتدا به چه منظوری تایپ کردن را شروع کردم، شاید باورتان نشود اما من هم شدهام مثل برخی دکترها که تا میکروفن میبینند حرف و سخنرانی از معدهیشان میآید بیرون، تا چشمم به صفحه کلید میافتد، لاطایلات است که جاری میگردد! برای شفای هر چه سریعتر کلنگ بیشتر دعا بفرمایید.
- بازدید : ۴۴۰
تعداد نظرات این پست ۲ است ...

سلام. سال نو مبارک.