امروز قلبم برای نخستین بار برای مردم سرزمینم فشرده شد. تا حالا فقط ناراحت میشدم اما امروز به حال مردم سرزمینم غصه خوردم. فیلمی دیدم از ازدحام ورود افراد بیگانه به کشورم که به دلیل سقوط ارزش پول ایران به هر ترتیبی شده میخواستند به ایران وارد شوند و ...

همکاران بیگانه ام در اینجا به حال ما می خندند. در نظر آن ها، اگر کسی از هم وطن آن ها به هر دلیلی آسیب ببیند بیشتر سایر مردم باید در حکم کمک به او با هم یکصدا شوند اما ایران حال و روزش به جایی رسیده که هر که سعی می کند زودتر از دیگری خودروی فکستنی داخلی، دلار آمریکا یا طلا و ... بخرد. آنجا روزگارانی ایران بود. حالا دیگر ایران بیشه شیران نیست. 

----

1-جنگ جنگ است، تفاوتش آنجاست که روزگاری این ملت جان میدادند تا خاک ندهند اما حالا چه شده که به فکر هم وطن خود نیستند؟ 

  • بازدید : ۱۹۷
۲ موافق

تعداد نظرات این پست ۴ است ...

۰۵ مهر ۹۷ ، ۰۰:۰۲
اینکه هنوز داریم با این وضع زندگی میکنیم و از پا نیوفتادیم یعنی هنوز بیشه شیرانه.
هرچند که ناخالصیش بالا رفته...
امیدوارم که همینطور باشه
۰۵ مهر ۹۷ ، ۰۸:۴۶
حیف جوونی ما که تو این وضعیت داره تباه میشه 
حیف
۰۵ مهر ۹۷ ، ۲۰:۵۴
فقط میتونم بگم متاسفم برای شرایطی که داریم...
امیدوارم هر چه زودتر به روزهای خوب برگردیم. 
۰۶ مهر ۹۷ ، ۰۵:۵۶
باید این حرف ها رو نشر بدیم تا شاید کمی به هوش بیایم....
باید برای دیگران تا جایی که میشود همدلی و همکاری با اقشار دیگر جامعه را شرح داد. باید کاری کرد که مردم به احترام یکدیگر کارهای خلاف منفعت عمومی انجام ندهند. باید از اطرافیان خودتان شروع کنید.