تا چند روز دیگر اگر خدا بخواهد در خانه خواهم بود. امسال با این که روزگار سخت تر می گذرد اما می بینم که تلاش من هم بیشتر شده است. دنبال یک لقمه نان از این سوی دنیا به آن سوی دنیا می روم. اما هر کجا که بروم، تنها خانه است که دم سال تحویل می چسبد. امیدوارم همه تندرست باشند. هوس خانه تکانی کرده ام. هوس این که وسط های کمک به مادرم در آن واحد که قربان صدقه ی قد دیلاق و جثه ی یوقورم می رود ناگهان با چارواداری و بد و بیراه به علت این که حواسش را پرت کرده ام، مرا از خانه پرت می کند بیرون.
هوس این که ده بار هر روز بگوید به خودت برس و من نرسم. هوس این که ماشین فکستنی یمان را هر روز ببرم جلوی تعمیرگاه ممد آچار و شهرام روغنی. هوس این که به فسقلی های فامیل کتاب و فلش کارت و مدادرنگی عیدی بدهم. کادو خانواده را بپیچم لای کاغذ کادو و ناگهان بگذارم روی سفره هفت سین. هوس این که یک روز آفتابی خنک بزنیم به دل طبیعت و یک دلی از عزا در آوریم.
هوس تکاندن خاک فرش و خوردن فحش و فضاحت به همراه خاک فرش، هوس یک دست پخت ایرانی و خانگی بعد مدت ها، هوس تعمیر لوازم از کار افتاده خانه و خراب تر کردن آن ها، هوس تنظیم کردن آنتن هوایی و غیر هوایی! خلاصه هوس ایستادن در صف نان و این جور چیزهایی که هر روز برایتان اتفاق می افتد و برای شما بسیار پیش پا افتاده است.
---
پیشاپیش آمدن بهار مبارک


  • بازدید : ۱۳۰
۲ موافق

تعداد نظرات این پست ۳ است ...

۱۷ اسفند ۹۷ ، ۱۰:۵۷
کی از ایران رفتید که هنوز صف نون بود؟
الان گوشت و شکر و تخم مرغ صف شده :))
احتمالا الان باید ایران باشید, پس رسیدن بخیر :)
سلام. نه هنوز نیامده ام. ممنون از شما
یعنی کلی صف جدید هست که باید در آنها بایستم!!! خدا به خیر کند. 
۱۷ اسفند ۹۷ ، ۱۳:۳۰
تازه اول صف وایسادنهامونه! سال 98, سال کوپن الکترونیکی خواهد بود!
درود. وای! شانس هم ندارم من! امیدوارم سختی های مردم سرزمینم به زودی از بین بروند.
۱۸ اسفند ۹۷ ، ۰۳:۱۰
یعنی میرسه یه روزی که دلم برای اینا تنگ بشه 
چرا که نه. اون موقع شما هم سی و پنج سال رو رد کردی.