درود. خواستم که بنویسم اما نمی توانم. مادربزرگ را ظهر دیدم. نشسته بود و آب می نوشید. صحبت کوتاهی داشتیم. بعد از ظهر دیگر بیدار نشد. خدای بلند مرتبه همه ما را بیامرزد. آمین.
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
- بازدید : ۱۳۸
تعداد نظرات این پست ۵ است ...
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۷ شهریور ۹۸ ، ۰۰:۴۱
وبسایت
روحشون شاد. خدا بهتون صبر بده.
سلامت باشید. روح فتگان شما هم قرین رحمت باشه. ممنون
خوشبحالتون که دیدین ایشون من حسرت این آخرا ندیدنش خیلی اذیتم میکنه
روحشون قرین رحمت
سلامت باشید. روح فتگان شما هم قرین رحمت باشه. تشکر