.... "حسامالدین آشنا" در توییتی نوشت: «چراغ بنزینش روشن شده بود. گفت تمام شد؛ 10 لیتر زدم 30 تومن، ولی باهاش 26 هزار تومن کار کردم. جماعت زیادی از راه مسافرکشی با ماشین شخصی زندگی میکنند یا به کمک آن بهعنوان کار دوم، زندگیشان را اداره میکنند.»
----
شاید بعضیها بپرسند که ایشان کیست؟ ایشان در دولت دوازدهم به عنوان رییس مرکز بررسیهای استراتژیک و مشاور رییسجمهور جناب دکتر "روحانی" هستند. برای من پرسشی وجود دارد که چطور که ایشان پیش از گرانی به این امور ملت آگاهی نداشتند و پس از آن دلسوز حال ملت برآمدند؟ این بود که با خواندن این خبر و در نظر گرفتن هوش و ذکاوت سرشار جناب "آشنا" به یاد حکایتی از خواجه نظامالدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی افتادم که به شرح زیر است:
مردی در خم نگریست و صورت خویش در آن بدید. مادر را بخواند و گفت: در خمره دزدی نهان است! مادر فراز آمد و در خم نگریست و گفت: آری، فاحشهای نیز همراه دارد!
-------
پینوشت:
1- مگر توییتر فیلتر نیست مرد مسلمان؟ پس برای چه کسی توییت میزنی؟ تازه یک هفته که اینترنت هم قطع بود؟ لابد برای جمیع رانندگان شخصی در جمهوری اسلامی ونزویلا یا شاید هم برای جمهوری اسلامی کره شمالی!
2- حکایت آخر و عاقیبت وبلاگ نویسی چون "گفت و چای" بی شباهت به این حکایت نباید باشد. باشد که عقل در سرش افتد و زبان به دهان گیرد. این شما و این هم حکایت:
مردی ترسایی، مسلمان شد محتسب فرمود که او را ختنه کنند چون از این کار سرباز زد و خواست دین ترسایی پیشه کند گفتند که مرتد شده و بایستی سرش را برید هنگام مرگ از او پرسیدند که مسلمانی را چون یافتی گفت دینی عجیب است هرکس که به دین ایشان در آید سر ک*رش میبرند و چون بخواهد از دین ایشان خارج شود سر خودش میبرند.
- بازدید : ۱۱۹
تعداد نظرات این پست ۲ است ...
مردی را که دعوی پیغمبری میکرد نزد معتصم آوردند متعصم گفت شهادت میدهم تو پیغمبر احمق استی گفت آری از آنکه بر قوم شما مبعوث شدهام و هر پیامبری از نوع قوم خود باشد. اندر حکایت ما و برخی روسای جمهور ما!
مردی زنی بگرفت به روز پنجم فرزندی بزاد مرد به بازار رفت و لوح و دواتی بخرید او را گفتند این از بهر چه خریدی گفت طفلی را که پنج روزه زایند سه روزه مکتبی شود