توی این مملکت، یعنی ایران، سال هاست که ارزش پول ملی در حال کاهش هست. یه کم قلمبه‌ سلمبه‌تر بخوام بگم، قیمت کالا و خدمات در ایران سال به سال، گاهی ماه به ماه و گاهی روز به روز و گاهی ساعت به ساعت در حال ورم کردن است.

تورم، گل واژه ای که حالا به لطف بعضی‌ها، عموم ملت ایران دست کم یک بار اون رو شنیدن یا به کار بردن. بله، این طوری هست که بعد از چهل سال تولید خودروی چهل سال پیش، به جای بالا بردن فناوری همون خودرو، چه در امکانات رفاهی و چه در تجهیزات ایمنی، سال به سال با کاهش قطعات و کیفیت خدمات، سعی در پسرفت مستقیم به سمت قهقرا داشته و مهمتر این که همان خودروی پسرفته‌ی بدون ایمنی را گران‌تر به مردم می‌دهیم.

تا همین چند وقت پیش به این صورت بالا بود که نوشتم، از دیروز بنا بر این شده که همین روند بالا را با قرعه کشی به مردم بدهند. آن هم در صورتی که نصف کل بهای خودرو را یک هفته یا بیشتر باید به حساب خودروساز واریز کنند. فرض کنید شخصی به نام "کلنگ" بخواهد یک فروند خودروی "آفتابه پلاستیکی" خریداری کند. دوباره فرض کنید بنا به شانس کلنگی‌اش تا دوازده ماه، اسمش در هیچ کدام از دوره ها بیرون نیاید و به قولی برنده (!!!) نشود، یعنی سال بعد با همان مقدار پول که در داد و ستد با خودرو ساز بود و عملا قابل سرمایه گذاری نبود، مواجه است اما با کلی ارزش ریالی کمتر، می‌پرسید چرا؟ خب به همان دلیل نوشته شده در بند نخستین این یادداشت.

---

حالا یک عده می‌آیند و می‌گویند کار، کار انگلیس است، یا آمریکا یا اسمش را نبر!

نخست، مگر ما در خودرو خودکفا نبودیم؟!

دوم، فرض که خودکفا نبودیم و بعد از حل مشکل های فراوان از جمله کندن کوه و هزار تا کار مثبت دیگر، همه‌اش ده درصد وابسته مانده بودیم و چهل سال، زمان کمی برای خودکفایی صد در صدی بود. خب، یکی بیاید و تضمین بدهد که فرض، تا 50 سال آینده ما در همین ده درصد خودکفا خواهیم شد. البته برای وعده دادن همیشه مسوول هست!

سوم، ................ خاله بازی نیست. (خودتان ...... را با کلمه مناسب و دلخواه پر کنید)

  • بازدید : ۵۲
۲ موافق