من تا چند سال پیش آخر شب تا کتاب‌های مورد علاقه‌ام رو نگاه می‌کردم پلکم سنگین می‌شد، الان کافیه اپ "یوتوب" رو باز کنم. لود نشده پلکام سنگین میشه.

---

یه دوستی تعریف می‌کرد برامون، یه بار نصفه شبی به خاطر معده پدربزرگش رو برده بودند اوژانس یه بیمارستان دولتی، بعد از کلی دنبال دکتر گشتن و تهیه نوبت و معاینه و تجویز یک آمپول، دکتر میره از پدربزرگش می‌پرسه: حاج آقا، آمپول رو زدین، بهتر شدین ایشالا؟

پدربزرگش برگشته گفته: خدا خیرت بده دکتر، همین می‌خواستم دردم کمتر بشه تا فردا برم یه دکتر درست و حسابی!

---

از  شروع قرنطینه خانگی، فامیل‌هامون منو مقصر قطع رفت و آمد خانوادگی میدونن. الان طوری شده که فقط مونده "حریرچی" یا اون یکیشون تو وزارت بهداشت با اون ابروهای کلفتش بیاد بگه، مقصر اصلی همین نویسنده وبلاگ "گفت و چای" هستش!

---

چند روز پیش یه جایی خوندم که آمار فرزند آوری در ایران بسیار کم شده و جمعیت داره رو به پیری میره، سوالی که پیش میاد اینه که اینا از پسرای مجرد بیکار چه توقعی دارن؟ پسرها برن با دست راست و چپ خودشون ازدواج کنن و یه شکم هم خودشون بزان.

این مسوولین و مدیران که ماهانه بالای چند ده میلیون حقوق میگیرن چرا به کمک آمار مملکت نمیان پس؟

---

بهترین وام در ایران وام ازدواج هستش، به ویژه تو سال های اخیر، من هم اتاقیم رفت مرخصی ازدواج کرد. شش ماه هر بانکی برای وام ازدواج می‌رفت حتی بهش فرم وام رو نمی دادن. سر نه ماه هم زنش طلاق گرفت. این شد که گفتن، وام ازدواج رو کی داده، کی گرفته؟!!

---

 

  • بازدید : ۴۸
۴ موافق