چالش از طرف نیــ روانا را قبول کردم.

1- من در قلبم، غمی تلخ دارم.

2- من در روحم، کودکی شیرین دارم.

3- من در جانم، عشقی ژرف دارم.

4- من در باورم، پروردگاری یکتا دارم.

دعوت می‌کنم از هیچ، خمارمستی، ذهن زیبای من، سریال زندگی من

اطلاعات بیشتر و شرکت در این چالش در این لینک.

  • بازدید : ۱۹۸
۶ موافق

تعداد نظرات این پست ۱۵ است ...

۱۲ آبان ۹۹ ، ۲۲:۱۶

با درود فراوان، چون طبق قانون چالش نمی شد توضیح اضافی را در خود چالش نوشت، پس تصمیم گرفتم که بقیه‌اش را اینجا بنگارم!

نخست این که همه شما عزیزان دل از طرف من دعوت هستید اما چه کنم که از میان قرعه کشی نام این چهار جوان بلند بالا در آمد، البته هنگام قرعه‌کشی، چند وبلاگ هم درآمدند که خب دیگر نمی نویسند. به هر ترتیب، امیدوارم دوستان فکر نکنند، اینجا هم مثل قرعه‌کشی بانک یا ایران‌خودرو یا سایپا هست! اینجا از آنجا هم بدتر است :))

اما سعی کردم پاسخ‌هایم کوتاه باشد و منطبق بر خود واقعی من کلنگ. برای آن دسته عزیزانی که این دیدگاه را به عنوان ادامه مطلب می‌خوانند درود دوباره می‌فرستم و در صورتی که زیر همین دیدگاه نظری بنگارند، دیدگاهی نگاشته‌اند! (وات د فاز؟)

من بروم تا حالم از این بدتر نشده است.

بدرود

پی‌نوشت:
1- در کل دنیا کدام یکی دیگر از انسان‌ها مانند من کلنگ است و ادامه پستش را در ادامه دیدگاهش و در بخش پاسخ به دیدگاه می‌نویسد؟
2- خدایی این دار و دسته‌ی مدیریت "بیان" به همچنین موجود تک سلولی و عجیبی که در "بیان" می‌نویسد، نمی‌خواهند یک هدیه کوچک بدهند؟
3- والا من به یک لوگوی اختصاصی بیان هم راضی هستم که کنج وبلاگم باشد :))
4- ای کسانی که هنوز دارید این نوشته را دنبال می‌کنید، به راستی که شما پیگیرترین موجود از میان پیگیرها هستید.
5- هر کسی پیگیر بود، اسمش را بنویسد تا برایش یک جایزه در نظر بگیرم.

۱۳ آبان ۹۹ ، ۰۰:۵۶

ممنون که نوشتید

من تا تهش پیگیر بودم

جایزه هم فلش مموری میخوام 😅

خب، پس شما از پیگیرترین پیگیرها هستید. به قول آقای "کاووسی" در سریال شهر قشنگ " دیجیتالم کجا بود؟!!"، فلش مموری چه قابل دارد. اما اول باید قرعه کشی کنم :)))
۱۳ آبان ۹۹ ، ۰۱:۱۶

عه من 😍😍اولین باره به یه چالش وبلاگی دعوت میشم 😍واقعا خوش حال شدم خیلی ممنونم ازتون 😍

قابل شما را ندارد. امیدوارم سالم و سلامت باشید.
۱۳ آبان ۹۹ ، ۰۱:۱۶

عه من 😍😍اولین باره به یه چالش وبلاگی دعوت میشم 😍واقعا خوش حال شدم خیلی ممنونم ازتون 😍

تکرار همان جمله‌ی "قابل شما را ندارد" (چون کامنت تکراریست!)
۱۳ آبان ۹۹ ، ۰۱:۱۸

خیلی پیگیرانه تا تهش خوندم و اگر بیان برای دادن لوگو نظر سنجی بزاره حتما بهتون رای میدم 

ممنونم از محبت شما.
+
به قول خدابیامرز مادربزرگم، خدا از پیگیری کمت نکنه! بیان با این گرانی سرورهایش را پولی نکند صلوات!
۱۳ آبان ۹۹ ، ۰۸:۱۵

کلنگ عزیز ممنونم از دعوتت اما من چندی پیش صرفاً به بهانهٔ دعوت دوستانم، «دلی» نوشتم و چون «چالشی» ننوشتم طبیعتاً توی این چرخه محسوب نمیشم اما اگه دوست داری اون پست رِو بخونی یه سر به «من نه منم» بزنم :)

ضمناً همهٔ مواردی که نوشتی یه طرف، اون «در باورم پروردگاری یکتا دارم» هم یه طرف :)

این پست شما را از پیش خوانده بودم ولی گفتم شانسم را دوباره امتحان میکنم.
+
واقعا "من که هستم؟" خیلی عنوان جلبی و عمیقیست.
+
زنده باشی
۱۳ آبان ۹۹ ، ۱۵:۲۵

خیلی ممنونم که شرکت کردی 

کلنگ جان بلاگ بیان رو با شخصیت خودت یکسان ندون . وبلاگ‌نویسان بیان همه که به خوبی شما نیستند . یکی از دلایلی که از بیان متنفر شدم و دیگر هیچ وقت هم بهش برنمی‌گردم این بود که تعداد ترول‌های وبلاگ‌نویسش بسیار بسیار زیاد بود به حدی که تهوع آور داشت می‌شد.

برای آدمی مثل من تحمل آدم‌های متوهم مریض خیلی سخته . کلا تصمیم گرفتم که از بیان برای همیشه برم و ارتباطاتم رو با دوستان خاص بیانیم حفظ کنم . در گذشته از همه سرویس‌های وبلاگ‌نویسی وبلاگ می‌خوندم ولی الان بیان رو کامل تحریم کردم و بجز تعداد محدودی از دوستانم هیچ وبلاگی از بیان رو نمی‌خونم

اما کلنگ عزیز باعث افتخارم هست که منت سر من گذاشتی و شرکت کردی . ازت بسیار سپاسگزارم دوست گرامی من . کلنگ عزیز ضمنا هم شما بزرگوار هستی هم نشانی‌ات :)

در لیست آدرست رو قرار دادم و بسیار ممنونم از اینکه به چالش ما احترام گذاشتی و شرکت کردی

درود هاتف جان، تازه دیروز با وبلاگ‌ها و تارنمای شخصی و رسمی شما آشنا شدم. چند پست آخر وبلاگ بلاگفایت را هم خط به خط خواندم. وقت اجازه بدهد به خواندن آن ها هم ادامه خواهم داد. عجیب است که چطور تا حالا نخوانده بودمت، چون اصولا کار من چرخیدن در وبلاگ های فارسی است. به هر ترتیب، نخست این که شما لطف کردی و من کلنگ پیرمرد خسته را شاد نمودی، پروردگار روحت را شاد کند الهی،
دوم، این که، کلنگ ساده و همساده و خسته، هیچ از دعواهای مجازی سرویس های وبلاگی و ترول هایش خبر ندارد. داستان به بیان آمدنم هم در پست هایم هست، دلیل عمده اش خراب شدن حال و روز پرشین بلاگ بود بیشتر.
سوم این که چه منتی عزیز دل برادر، همه اش وظیفه است برای احیای وب فارسی. من باید از شما تشکر کنم، چون بعد از مدت ها حس کردم هنوز هستند جوانانی رعنا و سرزنده که دارند وبلاگ فارسی را زنده نگه می دارند، زنده تر از چیزی که وسط این همه اپلیکیشن اجتماعی و ارتباطی بتوان تصورش را کرد. زنده باد.
چهارم این که ما یک دقیقه آمدیم خودت رو ببینیم و جویای احوال شویم. ممنون بابت همه چیز

۱۳ آبان ۹۹ ، ۱۶:۰۷

چقدر قشنگ نوشته بودین :)

جز یکی از قشنگ ترین « من » ها بود :)

تا اخر هم پیگیر بودم :)

درود بر شما. زنده باشید و خوشحال. یکی طلب شما به جهت خوب پیگیر بودنتان. همانا شما در دسته رستگاران پیگیر خواهید بود :))
شما لطف دارید، قشنگی از مغز خودتان است :)
۱۳ آبان ۹۹ ، ۲۱:۰۵

زنده باشبد و همیشه استوار...خیلی خوب بود 😊

پاینده مانید و پایدار. ممنون از توجه شما. خوش و خرم باشید و لبخند به دل.

خلاقیتتون رو دوست داشتم.

جایزه چی میدین حالا؟

ممنون از لطف شما. جایزه هم می دهیم. چه قابل دارد. :))
۱۴ آبان ۹۹ ، ۲۳:۴۷

لطف داری کلنگ جان

این همه لطف و بزرگواری که نسبت به من و بلاگم ابراز داشتی و این خجالتی که به ما دادی رو چه کنیم ؟؟

خیلی بزرگواری که اومدی و شرکت کردی و خیلی ممنونم که سیاهه های من رو هم لطف می‌کنی وقت می‌گذاری و مطالعه می‌کنی .

و صد هزار مرتبه شکر که خبر نداری چون جز اعصاب خورد کردن هیچ چیزی بیشتر نداره .

خیلی از حضورت و شرکت کردنت ممنونم

درود هاتف جان. من فقط حقیقت رو نوشتم. تا همین چند سال پیش که اوایل ظهور اپ فیسبوک و توییتر و اینستاگرام بود، وبلاگ فارسی آهی در بساط نداشت و کم کم حالا داره دوباره کمی رونق میگیره و کسانی مثل شما که یک تکونی به وبلاگ نویس ها میدند رو باید قدرشون رو دونست.
زنده باشی هاتف جان. بهترین راه مبارزه با ترول ها هم این هست که کلا آن ها را نبینی.
سپاس فراوان آقا هاتف گل.
۱۸ آبان ۹۹ ، ۱۲:۱۹

چه غمی عمیق پشت این لبخند هست

امیدوارم پروردگار همه ما را عاقبت به خیر نماید. آمین.
۲۱ آبان ۹۹ ، ۰۰:۵۶

هاتف عزیز و مهربان، بابت چالش زیبای وبلاگی ات بسیار ممنونم. حال که بادهای غرب و شرق خبر آورده اند که این کلنگ همساده، بخت و اقبالش جفت شش آورده و در قرعه کشی شما برده، دیگر آن کلنگ قبلی نبوده و مدام دارد توی اتاقش، پشتک و وارو می‌زند و شلنگ تخته می‌اندازد.

------

+++ سپاس فراوان هاتف جان، پاینده باشی و سلامت

------

+++ از طرف خودتان و من، کتابی از fidibo به یک دوست که خودت میشناسی، اهدا کن. کتاب شازده کوچولو | اثر آنتوان دو سنت اگزوپری. این دیدگاه به جهت راستی آزمایی آن دیدگاه درج شده است. لابد می‌پرسید کدام دیدگاه، ضمن این که از جانب پروردگار متعال آرزوی شفای هر چه زودتر را برای خودم و دیگران از ایشان خواستارم، باید بگویم، همان دیدگاه خودم در وبلاگ آقا هاتف.

الهی آمیــــــــــــــــن !!!
۲۱ آبان ۹۹ ، ۱۲:۴۹

سلام و درود بر کلنگ عزیز

خیلی ممنونم که به وبلاگ حقیرانه ما هم سر زدی و ما رو خوشنود فرمودی.

کلنگ جان بابا یه کتاب ساده که انقدر شلنگ تخته نداره :)))))

ولی مبارکت باشه . دوست خوبم چشم . به روی چشمم . از طرف شما این هدیه رو به یکی از عزیزان که دوست داشت برنده بشه و در چالش بود ولی برنده نشد تقدیم میشه و بهش گفته میشه که این هدیه از طرف شماست . در هر صورت ممنونم که من رو قابل دونستی و در چالش من شرکت کردی و بدون شک این لطف بزرگی بود . خیلی ممنونم

درود فراوان هاتف جان. امیدوارم که در سلامتی کامل باشی و روزگار شما پر رونق باشد. بسیار خوشحالم که این کلنگ را قابل دانستی و چراغ اینجا را منور فرمودی.
چه کنم که از همان کودکی شلنگم به تخته ام گیر می کرد و حالا هم همان طور است. :)

خیلی خیلی خیلی از شما ممنونم که آیین هدیه دادن کتاب را به نیکویی دوباره زنده کردی. هر جا که هستی دلشاد باشی و سلامت. لطف و بزرگواری همه از آن کسانیست که می خواهند دنیا جای بهتری باشد برای همه.
پیروز و سربلند باشی.
۲۲ آبان ۹۹ ، ۲۳:۱۴

سلام از طریق وب جناب هاتف به اینجا اومدم  

بی تعارف عرض کنم که این بهترین پستی بود از این چالش که من خوندم بیشتر لینکایی که عضو چالش بودن رو خوندم اما مثل این ندیدم  احسنت به شما 

هر چهار جمله فوق العاده بود خصوصاً چهارمی

خوش آمدید. اسمتان را که دیدم به یاد حضرت آدم افتادم. جد مشترک همه ی آدمیان.
باید بگویم الا ای حضرت آدم، درود بر تو و روح بلندت. :))