الان نزدیک به یک هفته است که شب‌ها باران می‌بارد اما چون من همانند سنگ می‌خوابم و توپ هم بیدارم نمی‌کند، نمی‌فهمم که دارد می‌بارد. صبح فردا که از خواب بیدار می‌شوم هوا آفتابی آفتابیست و  تازه از نشانه‌هایش متوجه می‌شوم که بله، دیشب هم باریده. خوب که فکر کردم دیدم، ای دل غافل، عینهو وضعیت مملکت ماست. کسی نمی‌داند که دقیقا چه کسی در حال شاش*دن به هیکل ماست، فقط هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم و وضعیت جدید را می‌بینیم، از نشانه‌هایش می‌فهمیم که بله، یک شخصی داشته به سر تا پای ما می‌شاش*ده.

لابد شنیده‌اید می‌گویند: "طرف فرق ا*ن و گوشت کوبیده را نمی‌داند و ...." من مانده‌ام آخر آن طرف چقدر باید کر بو و کور باشد که فرق این دو محصول گرانبها و متفاوت را نداند، اما این بار به چشم خودم دیدم که در تلویزیون یک کارشناسی داشت می‌گفت: "دز دوم یا سوم واکسن می‌تواند با واکسن دیگری به راحتی و بدون هیچ گونه عوارضی، جابجا شود" اینجا بود که متوجه شدم این آدم صد در صد نمی‌داند که دارد ا*ن می‌جود و از سر کر بویی و کوریست که می‌جود و اصولا به نظر خودش به دنیا آمده است تا بجود!

شانس هم نداریم. می‌ترسم امشب که خوابیدم آنقدر ببارد که سیل جاری شده و مرا با همان تخت پیزوری زه‌وار در رفته‌ام سر داده و تا سر حد مرز به پیش ببرد و برساند به خاک کشور دوست و همسایه افغانستان. البته آنقدرها هم بد نمی‌شود. دست کم انجا دیگری کسی چیزی نمی‌جود. خیلی که بخواهند به مردم سخت بگیرند، یک گروه خرابکاری با چند تا بمب ساده ماجرا را پایان می‌بخشد. خلاص، راحـــــــــــت. 

----

پی‌نوشت:

1- هر چهار سال یک بار چند تن با نام نامزد ریاست جمهوری می‌آیند طوری از وضعیت موجود شکایت می‌کنند که انگاری حال و روز امروز مملکت نتیجه دولتی است که از مریخ آمده. خب همین شکایت‌های این چند روز اخیر را که رییس جمهور قبلی هم داشت. والا به پیر به پیغمبر هر کسی هم که انتخاب شود، دست آخر می‌گویند به گردن شما ملت است که به فلانی رای داده‌اید. انگار نه انگار که آن شورای مثلا نگهبان اول او را احراز فرموده است.

2- طرف بعد از چهل سال مدیریت و حقوق و مزایای مدیریتی و وام‌های معیشتی مدیریتی و مهندسی کردن اقتصاد، نتوانسته به گفته خودش برای خانواده‌ی خودش مسکن تهیه کند، هنوز رییس جمهور نشده می‌خواهد به خدمت همه طوری برسد که ملت چهار ساله خانه‌دار شوند. البته با این اوضاع بیکاری و بی‌پولی بیشتر جوانان سال‌های سال است که خانه‌دار شده‌اند و به شغل شریف خانه‌داری می‌پردازند.

3- تنها کسی که تو ایران هنوز مقصر هست منم، چون تنها کسی هستم که با نوشته‌ها و عملکردم باعث نارضایتی مسوولین محترم مملکت شدم. مردم کمی عملکردتون رو بهتر کنید تا دولت هم کمی خوشحال بشه. د  هه، این که نشد عملکرد.

4- با این وضعیتی که نامزدهای انتخابات (ببخشید، انتصابات) ریاست جمهوری دارند مسایل تاریخی رو قهوه‌ای می‌کنند، می‌ترسم سری بعد یکی از اون وسط بگه فناوری نانو در ایران پیش از اسلام هم استفاده می‌شده. مثل نانو پنیر، نانو گوچه و بقیه انواع مخلفات با نانو!

5- فقط کم مونده نامزدها بگن: "من قول میدم زیاد نگو*زم تو اوضاع مملکت" وگرنه کار از پیشرفت و توسعه خیلی وقته هست که گذشته. ما هنوز خوابیم.

6- واقعا آمریکا بیاد از ایران یاد بگیره. یادم هست یک ماه طول کشید تا آرای آمریکا رو بشمارند. اما تو ایران خودمون، با این که مثلا هفتاد هشتاد درصد نمی‌خواهند اصلا رای بدهند، رییس جمهور بعدی از همین حالا معلوم شده.

7- با توجه به سخنرانی بعضی‌ها، من موندم که خدا خودش خسته نشد بس که ما ایرانی‌ها رو امتحان کرد؟ خداجون، میشه کمی هم بری ژاپنی‌ها و چینی‌ها و مابقی ملت‌های دنیا رو امتحان کنی؟

8- دوره زمونه‌ی سختی شده، هزینه خرید صندلی ماساژ توی ایران از ماشین بابا من بیشتر شده اما به قطع یقین ماشین بابای من تو هر نوع آسفالتی، بیشتر از اون صندلی ماساژتون میده.

9- در آخر هم یک بنده‌ی خدایی گفته اگر رای ندهید مسلمون نیستید. خواستم بگم، حتی از کسی که تک دل کریم را بریده بود هم؟ اگر این طوری است که پس: "وای وای وای، کریم تو مسلمون نیستی. تک دل من بریدی"

+ خیلی خسته ام. می‌روم که بخوابم. شب به خیر.

  • بازدید : ۸۳
۳ موافق

تعداد نظرات این پست ۴ است ...

۲۰ خرداد ۰۰ ، ۰۱:۰۷

تنها چیزی که مطمئنم اینه هیچ جوره نمیتونم خودم به کری و کوری بزنم و رای بدم 

من هم همینطور. باید ببینیم باقی مردم همیشه در صحنه چه خواهند کرد!
۲۰ خرداد ۰۰ ، ۱۰:۳۱

ایشالا روز انتخابات هم همگیمون کلهم خوابمون ببره فرداش بیدار بشیم نفهمیم چه خاکی سر این مملکت اومده

خدا از دهنت بشنوه. البته هیچ بعید نیست این سری به هر ترتیب بعد از برگزاری آمار مشارکت به بالای صد در صد برسد!
۲۰ خرداد ۰۰ ، ۱۸:۰۲

یعنی این اسلام ما شده چماق تو سر خودمون!

هر غلطی میکنن به اسم اسلامه!

دلم میخواد حرف بد بزنم:)))) ولی خب قباحت داره:/

اگه مسلمونی اینه، ما نیستیم

گندم بانو جان، شما تاج سر هستید. چماق بخورد توی سر همان ها که لیاقتشان هم همان چماق است. امیدوارم همگی در برابر پروردگار یکتا تسلیم باشیم نه در برابر ظلم.
۲۱ خرداد ۰۰ ، ۱۴:۳۷

فهمیدم باو

واسه همین ایموجی خنده گذاشتم XD

ولی اونو با "ع" مینویسن

فکر کنم به خاطر رعایت حال وبلاگنویسان بوده...

حالا بیخیال :""")

اصل مطلب دردناکه :'

تازه در پست بعدی هم کلی درموردش نوشتم!