در کشوری خیالی چنین است روزگار:

---

رفاه می‌خواهد، جمع کند برود

موسیقی می‌خواهد، جمع کند برود

آب می‌خواهد، جمع کند برود

نان می‌خواهد، جمع کند برود

کوفت می‌خواهد، جمع کند برود

درد می‌خواهد، جمع کند برود

...

فقط اگر چیزی نمی‌خواهد و یک چیزی هم دستی هر روز می‌دهد، بماند، آن هم به شرطی که قول بدهد بچه‌ی خوبی باشد و هر وقت که گفتیم، جمع کند برود!

---

شانس آوردیم که خیالی است. پروردگارا شکرت.

  • بازدید : ۸۰
۴ موافق

تعداد نظرات این پست ۱ است ...

۲۵ آذر ۰۰ ، ۱۲:۲۹

تازه اون موقعی که گفتن جمع کنید برید اگه میرفتیم بازم برنده بودیم چون اونموقع دلار سیزده تومن بود نه الان که دلار سی تومنه:)

جوری میشه که عوارض خروجی که باید به خود دولت بدیم بیشتر از خرج چند سال زندگی تو مملکت میشه و نه میشه رفت، نه میشه موند. فقط میشه فوتوسنتز کرد!