میگن دلار ۱۷ هزار تومنی کار سلطان ارز هستش، قیمت سکه ۷ میلیون تومنی هم توسط ارواح سلطان سکه و دوستانش داره هدایت میشه، پراید ۹۰ میلیونی هم که کاشف به عمل اومد کار سلطان خودرو بوده. به این میگن ضربت اساسی و پیاپی.
ابنملجم باس بیاد پیش سلاطین ما لنگ بندازه و دنبک و دایره دست بگیره.
سایپا چهار تا دونه ماشین شبیه به پراید میخواد بفروشه روزی هشت بار اطلاعیه صادر میکنه. تازه اول باید هویت شما مشخص بشه. یعنی یک مرحله پیش ثبتنامه هم قبلش باید بگذرونی. بعد اگه شانس آوردی و اسمت تو قرعه کشی در اومد باقی پول رو بدی و بشینی تا برات یه ماشین تولید داخل برات بسازن.
چی بشه و تحریمهایی که تا دیروز اثر نداشت و از یک وقتی به بعد شد ظالمانه، بزارند که همین فکستنی هم تولید بشه و به دست خریدار برسه. والا من که خیابونها رو نگاه میکنم، پر از ماشین تک سرنشین هستش.
یعنی یک طوری ملت تو این یکی دو سال دارن برای خودرو سر و دست میشکونن که من فکر میکنم تا چند وقت بعد، ایرانیها واسه رفتن تا در دستشویی هم سوار ماشین بشن.
پینوشت:
1- منم مثل آقاى ربیعى توی کنسرت جواد یساری، "صبر ایوب" رو از خداوند متعال درخواست دارم!
شاعر میگه:
ای تو که چشمات همش پر قطره ی بارون میشه
آروم نداری، شبها بیداری
(واسهی پراید)
اگه یه جور دیگه ببینی دنیا رو گلستون میشه
خوشبختی اینجاست تو قلبای ماست
الان کارشناسهای اقتصادی اروپا و آمریکا موندن تو این که چرا تو ایران با افزایش قیمت خودرو، تقاضا هم برای خرید اون هر روز بیشتر و بیشتر میشه. میگن ترامپ شرط کرده اگر برجام دو بخواد برقرار بشه، بند آخرش باید ایرانیها کل دانش نحوه افزایش قیمت خودرو رو در تمامی شرایط بحرانی به آمریکا و اروپا انتقال بدن.
+
علاوه بر اون ترامپ میخواد بخشی از سهام سایپا و ایرانخودرو رو هم خریداری کنه. چون این دو تا ثابت کردن ورشکستگی سگ کی باشه که بخواد سمت اینا بره.
+
در همین راستا میگن خانواده " جان فوربز نش " گفتن ما نوبل "نش" رو به مدیرعاملهای قبلی و کنونی و بعدی این دو شرکت موفق، تقدیم میکنیم.
بله، عرض میکردم، فقط
ما خوبیم، ما بالا
---
خلاصه هر روز اخبار صدا و سیمای ایران و تحلیل کارشناسان دولت و مجلس!
من تا چند سال پیش آخر شب تا کتابهای مورد علاقهام رو نگاه میکردم پلکم سنگین میشد، الان کافیه اپ "یوتوب" رو باز کنم. لود نشده پلکام سنگین میشه.
---
یه دوستی تعریف میکرد برامون، یه بار نصفه شبی به خاطر معده پدربزرگش رو برده بودند اوژانس یه بیمارستان دولتی، بعد از کلی دنبال دکتر گشتن و تهیه نوبت و معاینه و تجویز یک آمپول، دکتر میره از پدربزرگش میپرسه: حاج آقا، آمپول رو زدین، بهتر شدین ایشالا؟
پدربزرگش برگشته گفته: خدا خیرت بده دکتر، همین میخواستم دردم کمتر بشه تا فردا برم یه دکتر درست و حسابی!
---
از شروع قرنطینه خانگی، فامیلهامون منو مقصر قطع رفت و آمد خانوادگی میدونن. الان طوری شده که فقط مونده "حریرچی" یا اون یکیشون تو وزارت بهداشت با اون ابروهای کلفتش بیاد بگه، مقصر اصلی همین نویسنده وبلاگ "گفت و چای" هستش!
---
چند روز پیش یه جایی خوندم که آمار فرزند آوری در ایران بسیار کم شده و جمعیت داره رو به پیری میره، سوالی که پیش میاد اینه که اینا از پسرای مجرد بیکار چه توقعی دارن؟ پسرها برن با دست راست و چپ خودشون ازدواج کنن و یه شکم هم خودشون بزان.
این مسوولین و مدیران که ماهانه بالای چند ده میلیون حقوق میگیرن چرا به کمک آمار مملکت نمیان پس؟
---
بهترین وام در ایران وام ازدواج هستش، به ویژه تو سال های اخیر، من هم اتاقیم رفت مرخصی ازدواج کرد. شش ماه هر بانکی برای وام ازدواج میرفت حتی بهش فرم وام رو نمی دادن. سر نه ماه هم زنش طلاق گرفت. این شد که گفتن، وام ازدواج رو کی داده، کی گرفته؟!!
---
یعنی اطمینان دارم اگر آدم دزدی یک کار محترمانه بود، "نات اونلی" به عنوان فرصت شغلی هرگز به بنده نمیرسید "بات آلسو" هیچ کس هم مرا نمیدزدید.
یعنی یک همچین موجود خوش شانسی هستم من!
یک هایکو:
------
شاه رفت
و کم کم در طول سالیان درازی به جایش
سلطان ارز،
سلطان سکه،
سلطان قیر،
و حالا از همه تازهتر
سلطان خودرو،
آمدهاند
و چه بسا
سایر سلطانهای در دست احداث نیز
روزی خواهند آمد
و روزی هم خواهند رفت
فقط این وسط قیمت اجناس مصرفی ملت است که دیگر هیچ وقت به قبل برنمیگردد.!!!
------
پینوشت:
1- این نوشته هیچ معنای خاصی ندارد پس از آن سو برداشت نفرمایید.
2- لازم به یادآوری است که سلطان بیکاری نسل دهه شصت میباشد.
3- سلطان دماغ هم به صورت مشترک میرسد به "مهران رجبی" و آقای "جهانگیری" در دولت "حسن روحانی".
4- سلطان ویروسها هم فقط کووید نوزده
5- عنوان سلطان ماسک و دستکش هم میرسد به گوینده خبر "ماسکش"
6- هر جور حساب کنید "ماسکش" به تنهایی برنده بهترین فحش دوران کوید نوزده میباشد.
7- دلم تنگ شده برای لمس اشیا ناشناس در سطح شهر و روستا!
8- از سلطان اینترنت میخواهم اینقدر سرعت اینترنت مرا دستکاری نفرماید.
9- از سلطان کاغذ، سلطان قند و شکر، سلطان حبوبات، سلطان رب گوجه و سایر سلطانهای در دست احداث خواهش دارم تا هر چه سریعتر خودشان را به دادگاه حسابرسی از سلاطین معرفی نمایند.
توی این مملکت، یعنی ایران، سال هاست که ارزش پول ملی در حال کاهش هست. یه کم قلمبه سلمبهتر بخوام بگم، قیمت کالا و خدمات در ایران سال به سال، گاهی ماه به ماه و گاهی روز به روز و گاهی ساعت به ساعت در حال ورم کردن است.
تورم، گل واژه ای که حالا به لطف بعضیها، عموم ملت ایران دست کم یک بار اون رو شنیدن یا به کار بردن. بله، این طوری هست که بعد از چهل سال تولید خودروی چهل سال پیش، به جای بالا بردن فناوری همون خودرو، چه در امکانات رفاهی و چه در تجهیزات ایمنی، سال به سال با کاهش قطعات و کیفیت خدمات، سعی در پسرفت مستقیم به سمت قهقرا داشته و مهمتر این که همان خودروی پسرفتهی بدون ایمنی را گرانتر به مردم میدهیم.
تا همین چند وقت پیش به این صورت بالا بود که نوشتم، از دیروز بنا بر این شده که همین روند بالا را با قرعه کشی به مردم بدهند. آن هم در صورتی که نصف کل بهای خودرو را یک هفته یا بیشتر باید به حساب خودروساز واریز کنند. فرض کنید شخصی به نام "کلنگ" بخواهد یک فروند خودروی "آفتابه پلاستیکی" خریداری کند. دوباره فرض کنید بنا به شانس کلنگیاش تا دوازده ماه، اسمش در هیچ کدام از دوره ها بیرون نیاید و به قولی برنده (!!!) نشود، یعنی سال بعد با همان مقدار پول که در داد و ستد با خودرو ساز بود و عملا قابل سرمایه گذاری نبود، مواجه است اما با کلی ارزش ریالی کمتر، میپرسید چرا؟ خب به همان دلیل نوشته شده در بند نخستین این یادداشت.
---
حالا یک عده میآیند و میگویند کار، کار انگلیس است، یا آمریکا یا اسمش را نبر!
نخست، مگر ما در خودرو خودکفا نبودیم؟!
دوم، فرض که خودکفا نبودیم و بعد از حل مشکل های فراوان از جمله کندن کوه و هزار تا کار مثبت دیگر، همهاش ده درصد وابسته مانده بودیم و چهل سال، زمان کمی برای خودکفایی صد در صدی بود. خب، یکی بیاید و تضمین بدهد که فرض، تا 50 سال آینده ما در همین ده درصد خودکفا خواهیم شد. البته برای وعده دادن همیشه مسوول هست!
سوم، ................ خاله بازی نیست. (خودتان ...... را با کلمه مناسب و دلخواه پر کنید)
هر چی نوشته بودم پرید، چون ذخیره نکرده بودم و برق یهو رفت، کل خاطره رفتن به مسافرت پارسالمون رو باید از نو بنویسم، دیگه حوصلشو نداشتم، گفتم به جاش چند تا بند کوتاه بنویسم دست کم عقده ای از دنیا نرم.
---
خیلی کوتاه از این چند مدت:
---
از دیدگاه رسمی کشورم، بزرگترین دیکتاتور و ظالم در دنیا، کسی نیست جز آمریکا، حالا شما برو وسط اتوبان همت، یهو داد بزن مرگ بر دیکتاتور، اول میان خودت رو کت بسته میبرن!
---
یادم میآید یک بار رفته بودیم مسافرت، تا سه روز داشتم ماکارونی میخوردم، آن هم چون کسی آن را نمیخورد، میگفتند بخور، ما که میخواهیم بریزیم دور، چه فرقی میکند، تو بخور. حالا حساب کن، ماکارونیاش نه رنگ داشت، نه مزه داشت، نه حتی بو داشت، اصلا ماده نداشت، یه تاقار ماکارونی خام بود که فقط در آب جوش پخته بودند!
---
سیل، زلزله، سقوط هواپیما، قیمت بنزین و نفت و دلار و یورو، الان هم که کرونا، خود خدا شاهد هستش که اگه بعدش هر چه زودتر رستاخیز رو برپا نکنه، باید به آگاهی شما عزیزان برسونم که مملکت ما "ایران" در مرحله قبل از نهایی حذف میشه و به فینال نمیرسه. به گمونم به احتمال زیاد از آسیا کره شمالی صعود کنه و از اروپا آلمان.
---
شنیدید لابد، ایران خیلی وقت پیش دستگاه کرونایاب ساخته و آزمایشش هم کرده. اما حیف که به خاطر تحریم ها هیچ کشوری نمیتونه اونا رو از ما بخره و خودش رو نجات بده.
---
چی کار میکنن این آمریکایی ها؟ قسطی ماشین میدن به ملت که همه ماشین دار بشن و کره زمین رو آلوده تر کنند. اون هم فول آپشن؟ باید بیان از ایرانی ها یاد بگیرن، هر کی تو ایران ماشین میخواد باید یه مختصر پولی بده و یه ثبتنامی هم بکنه تا بعد از قرعه کشی اگه اسمش دراومد، بقیه پولش رو واریز کنه، بعد دو سال بشینه تا ماشینش بیاد. بعد که اومد تا یک سال هم بهش سند نمیدن. خدا وکیلی ما چه جوری محیط زیست رو حفظ میکنیم اونا چطور دارن داغونش میکنن.
----
بعد از حمله اشتباه به هواپیمای اشتباهی، در اثر یک اشتباه دیگر، یک ناوچه به یک ناوچه دیگر شلیک اشتباه کرده. "خدا همشون رو بیامرزه"، خدایا خودت کمکمون کن. این طوری که پیش بره، دیگه چیزی از ما باقی نمیمونه.
---
رییس جمهور عزیز جناب "روحانی" چند وقت پیش ناز فرموده بودند و از احتمال رفتن و قهر کردنشان گفته بودند. نمیدانم کدام شیر پاک خوردهای از آن وسط مسط های مجلس داد زد: "سمیه نرو، اگه بری جات خالیه"