با نام و یاد خالق هستی، مردم سرزمین عزیزم، ایران، درود.  هر جا هستید پاینده و سلامت باشید. باید بگویم در شرایط کنونی که یک همه گیری کشنده در ایران و سایر کشورهای دنیا بروز کرده، تاسف خوردن کاری را درست نمی کند. وقتی ریاست یک جمهوری به صورت غیرمستقیم می گوید کاری از دست من و مثل من برنمیآید، بهتر نیست تا کار را به کسی بسپارد که داوطلب جمع و جور کردن کارهاست؟ دست کم شاید انسان دیگری بتواند تنها یک تن را بیشتر نجات دهد. من نمی فهمم این چه خودخواهی و چه نادانی بی انتهاییست که در دنیا پیشرفته ی امروزی کسی که می داند جایگاه نادرستی را اشغال کرده، از آن کناره گیری نمی کند؟ هر کسی می تواند در جایگاه کنونی خودش کمکی باشد برای کاهش همه گیری یک بیماری.

فرض کنید به صورت محال و بدون تشبیه، تا چند ماه دیگر هر چه دکتر و پرستار در بیمارستان ها هست با هم فوت کنند و بیشتر از نود درصد مردم سرزمینم ایران، مبتلا به این ویروس شوم گردند. آیا اگر بین یک تا هشت میلیون تلفات بدهیم که بیشتر آن را سالمندان، پزشکان و پرستاران تشکیل بدهند، آیا دولتمردان می توانند در صورت زنده بودن ادعا کنند که بهترن عملکردشان را نشان بقیه داده اند؟ اگر نمی دادند چه فرقی می کرد؟

پس چاره چیست؟ عقل می گوید چاره کار در افزایش دانایی و امر اجباری به رعایت نکاتیست که تا کنون جز وسواس یا چیزهایی از این دست نام بر آن نمی نهادند.

باید به مردم یاد داد که به صورت اجباری ماسک بر صورت بگذارند تا در صورت هر گونه سرفه از انتشار حداکثری ویروس جلوگیری کنند.

باید به مردم یاد داد هر چه بیشتر در اماکن عمومی از هم فاصله بگیرند به نفع همه است.

باید به مردم یاد داد در صورت فهم بیماری خود تا بازگشت کامل سلامتی و تایید عدم احتمال انتقال در قرنطینه شخصی باقی بمانند.

باید به مردم یاد داد تنها برای ضروریات بیرون رفت و با بیشترین فاصله از دیگران کارهای خود را پیگیری نمایند.

 

هر زمانی که مردم ما یاد بگیرند که به اجبار باید از هم دور باشند، فروشنده ها تماس دیگران را با اجناس خود به نزدیکی  صفر برساند، خریداران مواد خریداری شده را ضد عفونی کنند، مواد ضد عفونی به راحتی و با قیمت پایین تر از گذشته در اختیار مردم قرار بگیرد، برنامه ریزی در حمل و نقل توسط دستگاه های مربوط برای رعایت فاصله حداکثری برای رفاه مردم ایجاد شود. یارانه ای نقدی با ماهیت یارانه فاصله گذاری هوشمند به مردم پرداخت شود (جهت کمک هزینه خرید تجهیزات بهداشتی)، شاید بتوان گفت که کسی یک راه حلی به ما داده است. اما تا زمانی که این بدهیات به مردم دیکته نشود و به آن ها نرسد، تنها پشت تریبون رفتن و گفتن این که نمی توان بیش از این کاری کرد، دردی از کسی دوا نمی کند.

دو ماه از نخستین مرگ و میرهای این ویروس شوم می گذرد، برخی هنوز فقط صبح ها از خواب برمیخیزند تا شب فرا برسد. مدیریت جهادی شما را هم دیدیم، مدیر جهادگر. به عقیده نویسنده، کسی که کاری از دستش برمیآید اما آن را انجام نمی دهد، از یک فروشنده جز گرفته تا فلان مدیر رده بالا، به مانند کسی است که در کشتی نشسته و در حال سوراخ کردن کشتی است با این دلیل که این مکان متعلق به خودم هست و به دیگری ارتباطی ندارد.

هم وطن سالم یا بیمار من، بیماری شما تنها به شما یا خانواده ات مربوط نمی شود، کوتاهی رییس جمهور این کشور همان قدر ضربه به دیگران می زند که کوتاهی شما.

خواهش می کنم به یکدیگر رحم کنید.

در دوره شیوع بیماری ویروسی کویید نوزده در ابتدای سال 2020 میلادی در کشورم هستیم. در میان دیدگاه های مردم کشورم در یک خبرگزاری، که درباره ناتوانی دولت در کنترل انتشار ویروس کویید نوزده نوشته بودند به دیدگاهی برخورد کردم که برایم خنده دار بود و بسیار عجیب. این متن کامل آن دیدگاه است:

-------

"رضا" گفته:

-------

" لطفا به نحوی از ستاد بحران کشور و حوادث غیر مترقبه، نتیجه عقد قرارداد با روحانیون رو در خصوص کاهش بلایای طبیعی جویا شوید.
هر قراردادی حسن انجام کار یا عدم ایفای تعهدات دارد.
الان عدم ایفای تعهدات را چگونه باید اجرا کرد؟
ضمنا قرار بود روحانیون در بیمارستان ها حضور پیدا کنند تا تقویت روحی و روانی باشد.
امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست
فردا که بیایی به سراغم، دیگر چه سود "

-------

چون باورم نمی‌شد که چنین قراردادی عقد شده باشد آن را جستجو کردم و به این لینک با این عنوان رسیدم:

"امضای تفاهمنامه با حوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی"

-------

مردم عزیز کشورم ایران، باید بنویسم اگر قرار بر این بود که مردم دنیا در مقابله با بلایای طبیعی در همه کشورها آموزش ببینند، بهتر این نبود که آن نوع خاص از آموزش را از اهل فن همان رشته دریافت می‌کردند؟! آخر این چه تفکریست که یک قشر خاص، از پس همه امور باید بر بیاید. خب اگر این طور است، دیگر چه نیاز به اقتصاد دان و پزشک و مهندس و علوم پایه بود؟

در پایان پرسشی دارم، از همه کسانی که این جمله را می خوانند عاجزانه تقاضا دارم تا برداشت خود را از این جمله بنویسند. این جمله:

" .. از حوزه علمیه برای به کارگیری نقش معنویت در کاهش بلایای طبیعی استفاده خواهیم کرد ...."

-------

 

 

وزیر راه گفته کرونا با پروازهای چین نیومده. داشتم با خودم فکر می کردم پس چه جوری اومده؟

الف- با اتوبوس اومده

ب- با تاکسی اومده

پ- با اسنپ یا اوبر اومده

ت- پیاده زمینی راه افتاده و چهل پنجاه روز تو راه بوده تا برسه

---

وزیر بهداشت گفته من نمیدونم اونایی که ماسک هزار تومنی رو ده هزار تومن میدن به مردم کی هستن؟

الف- اونها مردمی هستند که آمریکا اونها رو تربیت کرده

ب- اونها مردمی هستند که عامل صهیونیست ها هستند

پ- اونها مردمی هستند که همیشه در صحنه حاضر هستند

ت- اونها مردمی هستند که مردم نیستند

---

رییس جمهور گفته فساد و بی تدبیری چگونه باید در ایران ریشه کن شود؟

الف- آمریکا از صحنه روزگار محو شود

ب- اسراییل از صحنه روزگار محو شود

پ- کل غرب یکجا فرو بپاشد

د- شرق هم با غرب فرو بپاشد!

---

سخن گوی دولت گفته عکسی منتشر شده که مردم برای خرید ماسک در صفی طولانی ایستاده اند، برای حذف صف چه کار باید کرد؟

الف- روی ویروس ها کار فرهنگی انجام دهیم تا پخش نشوند

ب- روی چینی ها کار فرهنگی کنیم که مورچه خوار و خفاش و مانند آن ها را نخورند

پ- روی مورچه خوار و خفاش کار فرهنگی کنیم که دم دست آدمیزاد نباشند

ت- روی غذای ایرانی کار فرهنگی کنیم که برود چین بشود غذای چینی ها!

---

 

یک خبرگزاری مکش مرگ ما یک سرخط زده "سوال شما از رییس جمهور چیست؟". چون هیچ وقت دیدگاه‌های وزین اینجانب آنجا نشر نشده، پس من پرسشم را به جای آنجا، همینجا می‌پرسم:

پرسش: جناب رییس جمهور "روحانی"، ریاست جمهوریتان واقعا همین است یا دارید ادا در می‌آورید؟!

 

داشتم خبرها رو مرور می کردم که دیدم در چین حدود شصت میلیون نفر در قرنطینه قرار گرفتند. ترسیدم. شصت میلیون نفر خیلی زیاد هست برای قرنطینه. فکر کنید ما در ایران روی هم هشتاد میلیون نفر هستیم. البته اگه به دلایلی مثل بلایای طبیعی و غیرطبیعی زودتر از قرنطینه شدن زنده بمونیم و نمیریم!

این که استرالیا سوخت، در چین یک استان به ویروس کشنده آلوده شده، در یمن و عراق و سوریه و افغانستان و ونزویلا، وضعیت بد امنیتی وجود داره و ایران شرایط بدی به لحاظ اقتصادی داره. احساس می کنم ناامیدی رو میشه به وضوح در جامعه ایرانی دید. تو این وضعیت، دلم دور هم بودن رو مثل چند سال پیش با خانواده می خواد، مثل دور هم بودن دور سفره ی افطاری و بعدش یک شکم نیمه پر که آماده دیدن سریالی مثل "خانه به دوش" و دیدن این که "ماشاالله" قصه ما می تونه با معصومیت دخترهاش و بی شیله پیله بودن پسرش و قناعت همسرش و غیرت خودش یک زندگی خیلی معمولی تر از معمولی رو جلو ببره.

نمی دونم چرا هیچ حسی برای دادن جواب تلفن دوست های قدیمی که بهم زنگ میزنن رو ندارم. تازگی ها دم غروب زل می زنم به کنج آسمون آبی، به یه تیکه ابر سرد زمستونی و دوست دارم فقط نگاش کنم. بدون هیچ فکری توی سرم. فقط برای مدتی رها باشم از شر بدی های این دنیا.

کاش آدم ها بیشتر مهربان بودند.

کاش همه آقاهای مملکت ما "ماشاالله" بودند. کاش همه آقازادها، "علی" و "نرگس" و "سحر" بودند. کاش هیچ "اصلان" و آقای "بیات"ی وجود نداشت، کاش هیچ خواهری با خواهرش مثل "ناهید" و "نسرین" چشم و هم چشمی نداشت. کاش هیچ وقت هیچ کسی از سر حسرت، هیچ ماستی را توی قیمه ها نمی ریخت. کاش یک باغیرتی مثل صاحب تولیدی کفشی پیدا می‌شد و به "ماشاالله" و "احمد" کمک می کرد. این کاش ها می توانست واقعیت داشته باشد تنها و تنها اگر مردم جامعه من بیشتر از خودشون، به همدیگر اهمیت می دادند. چیزی که متاسفانه به هیچ نسلی آموزش داده نشد و همه منتظر بقیه شدند. بیایید از خودمون شروع کنیم. تا وقتی زنده ایم وقت داریم.

گاهی شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، به ویژه اگر روزی رییس جمهور کشوری مثل ایران شدید. این که در پایان دوره ریاست جمهوریتان بفهمید یک جای کار دموکراسیتان می لنگد. دقیق همان طور که "هاشمی"، "خاتمی"، "احمدی نژاد" در انتهای دوره یشان یا پس از اتمام آن، نگاهی تیز بر روند جاری انتخابات بعد از خود داشته‌اند، حالا جناب "روحانی" هم همان نقدها را در سخن دارد. طوری که اینجا می‌گوید:

" ....

رییس‌جمهوری اظهارداشت: البته خداوند خالق ما هست و ما بر سرنوشت خودمان حاکم هستیم که آن هم امر خدا و دستور خداست. ما بر خود حاکمیت داریم و حاکمیت ملی را کسی نمی‌تواند نقض کند. البته انقلاب مشروطه از مسیر خود منحرف شد و استبدادگران مسلط شدند و بعد انتخابات تشریفات شد.

وی با بیان اینکه انتصابات بزرگترین خطر برای دموکراسی و برای حاکمیت ملی است روزی است که انتخابات تشریفات شود جای دیگری انتصاب فرمایند، بعد مردم پای صندوق بروند تشریفات انتخابات را انجام دهند. خدا نکند چنان روزی برای کشور ما پیش بیاید.

...."

---

چند پرسش پیش می‌آید، اما برای من مهم‌ترینش این است که چرا بین همه این عزیزان، همیشه وقتی کار رو به انتهاست، یاد زدن چنین حرف هایی می افتند؟ پرسش دوم این که مگر نه این که خود نتیجه‌ی دقیق همان انتصاباتی هستند که حالا منتقدش شده اند؟

این ها را ننوشتم که بگویم با این جور صحبت ها موافقم یا مخالف. تنها خواستم بگویم در چه کشور متناقض و پاردوکسیکالی روزها از پی روزها میگذرند و آدم ها از پی آدم ها می آیند و می روند و مردمی که فکر می کنند همه‌شان به نوعی نابغه‌ای هستند در فرهنگ و هوش و استعداد و علم که مانندش در کشور نیست و دارند حیف می‌شوند و وقتی پای صحبت تحصیل کرده‌هایش می نشینی می گویند فلان کاندیدای مجلس بهتر است، چون گفته بهمان مقدار بودجه آورده برای شهرمان خرج کرده اما هنوز نمی داند که از نماینده اش چه باید بخواهد یا وظیفه نماینده اش در مجلس چیست؟

آقا یا خانم نماینده یا مردم، برای مردم تاسف خوردن کار بیهوده ای است. کار دادن و ایجاد شغل هم کار بیهوده ایست. کمک کردن و لطف کردن هم کار  نادرستی است، تا وقتی که به آن ها آگاهی، سواد و فرهنگ درست رفتار کردن، درست زندگی کردن و درست اندیشیدن را آموزش نداده اید. تنها جمعیتی را به دور خود جمع کرده اید که به عدد تعداد آن‌ها خودتان را صاحب مشروعیت بدانید.

عقب ماندگی علمی و فناوری در عصر جدید می تونه یک کشور رو به همراه ملتش به درماندگی و فقر و فلاکت سوق بده. هفته پیش فرمانده یک کشور به دلیل بی کفایتی در کار عملیاتی که بخش بزرگی از اون ناشی از عقب ماندگی در فناوری هست توسط یک ابرقدرت به شهادت رسید. در مراسم تدفین ایشان به دلیل نبود رعایت مسایل ایمنی بیش از پنجاه نفر دیگه فوت شدند و به فاصله نه چندان زیاد بر اثر یک اشتباه یک هواپیمای مسافربری با کل سرنشینانش با ضدهوایی منهدم شدند. مهم نیست که تابعیت چه کشوری رو داشته باشی. وطن همیشه مثل مادر می مونه و همیشه قلبت برای وطنت باید بتپه. اگر این طور نباشه باید از خودت بپرسی که چه بلایی سرت اومده.

بس نیست این همه فلاکت؟ امکان داشت من یا تو هم تو اون پرواز باشیم. در عجب این موندم که اگر دشمن با من دشمنی دارد، هدفش همین است، خودی چرا با من دشمنی دارد. کجا هستند این خبرگزاری های داخلی که تا دیروز داشتند با جدیت تمام همه دنیا را متهم می کردند و افتادن هواپیما را صد در صد به از کار افتادن موتورش ربط داده می دادند؟ کسانی شبیه من در این سال ها به طور گسترده از مملکت خارج شده اند. تنها پرسشی که در فرودگاه می شود این است که، "این چیست که در چمدان یا کیف شماست و دارید با خودتان می برید؟" ای کاش می پرسیدند که ای آدم، ای انسان، تو چرا داری می روی؟

تو همه راز جهان
ریخته در چشم سیاهت …

 

سردار فرمانده، قاسم سلیمانی

بدرود فرمانده. بدرود

1- مشکل مورد نظر پیش از آغاز ریاست جمهوری "روحانی" وجود داشته است یا خیر؟

الف- بله: تقصیر "احمدی نژاد" است.

ب- خیر: تقصیر "ترامپ" است.

-----

2- مشکل مورد نظر سیاسی است یا اقتصادی؟

الف: سیاسی: تقصیر "احمدی نژاد" است.

ب: اقتصادی: تقصیر "ترامپ"، "بابک زنجانی" و سلطان "سکه" است.

-----

3- مشکل مورد نظر در مدت صد روز حل می شود یا خیر؟

الف: بله: در تخصص دولت ما هست که در صد روز حل شود.

ب- خیر: تقصیر "احمدی نژاد" است.

-----

4- مشکل با مذاکره حل می شود یا خیر؟

الف: بله: قطع به یقین با مذاکره حل خواهد شد.

ب- خیر: تقصیر "احمدی نژاد" است.

-----

پی نوشت:

1- «حسین مرعشی» عضو شورای مرکزی حزب اشرافی کارگزاران در مصاحبه با روزنامه شرق: نتیجه مدیریت انقلابی، فقر و بدبختی است.

 

یه خبرگزاری یه متن بلندبالایی گذاشته که اگه کمتر از نصف واجدین شرایط مردم ایران در دوره پیش رو برای انتخابات مجلس رای بدند، کلی بد میشه و مثل همیشه اونی که فقط به فکر منافع شخصیش هست میره مجلس!!!
چند تا پرسش برام پیش اومده. می‌پرسم:

1- اگر این تعداد که گفتن، در هر حوزه رای نده، چه جوری نماینده برنده میشه؟

2- اونی که رای میاره مگه نه این که، نه تنها این دوره و بلکه باقی همه دوره ها پیش از ورود به انتخابات توسط خودشون تایید صلاحیت میشده؟ پس اگه فقط به فکر خودش هست و صلاحیت نداره چرا تایید شده؟!

3- یعنی تا پیش از این دوره ملت رای ندادند که اون فرد بی لیاقت انتخاب شده؟

4- یا این هایی که رای میدن تا فرد بی لیاقت انتخاب بشه، جزو مردم نیستند؟

5- چه جور هستش که هر دوره بعد از رای گیری با قدرت تمام اعلام میشه که مجلس تشکیل شده و در راس امور هست و به جای این که مردم از برآیند کارکرد اون راضی باشند و به همین جهت در دوره بعدی رای بدند، باید بعد چهل و اندی سال، یک خبرنگار در یک مطلب سخیف با دلایلی شبیه به گل به خودی، سعی در جمع آوری مردم پای صندوق رای داشته باشه؟

6- فرض کنید کمتر از نصف واجدین شرایط برن و رای بدن، (پس سیاست های فعلی حکومتی رو یا قبول دارند یا در جهت اصلاحش قدم بر میدارند)، در این صورت چرا نگران کسانی هستند که شرکت نکرده (یعنی براشون مهم نیست) و جزو گروه بالا نیستند؟ چطور نویسنده اون متن به این نتیجه رسیده افراد دسته اول که دلسوز تر هستند کاندیدای بی لیاقت تر رو انتخاب می کنند؟!! و چرا به جای این که با عمل به این گروه دوم انگیزه داده بشه، همیشه سعی دارند دستوری یا تهدید آمیز برای شرکت در انتخابات مجبورشون کنند؟

-----

پی نوشت:

1- یک آمار از درصد مشارکت مردمی در انتخابات مجلس در دوره های مختلف در این چهل سال اخیر در اینترنت دیدم، برای شهر تهران بیشینه میزان مشارکت، چیزی حدود شصت درصد بوده و میشه میانگین ادوار رو نزدیک به پنجاه درصد در نظر گرفت.  حدس من این هستش که این دوره در تهران زیر پنجاه درصد مشارکت خواهند داشت.