کارگری گوشه میدان با بیل و کلنگش خوابش برده بود، بس که چشم انتظار کسی مانده بود که برای کار پی او باشد. "پرزیدنت" پیش تر گفته بودند که کسی از پیروزی های دولت نمی گوید. اگر هم بگوید با صدای رسا و به صورت قاطع نمی گوید.
بلند و رسا می گویم:
ای خاک عالم ..... حیف خاک عالم. حیف...!
پرزیدنت روحانی گفت: ابر به پایین نگاه می کند اگر کویر بود، نمی بارد، برای چه ببارد ...
خدا به ایران نگاه می کند و حسن روحانی را در حال سخنرانی می بیند، رو به ملایکه خطاب می آید که: کمی صبر به مردم ایران ارسال فرمایید با مقداری ابرهایی که به پایین نگاه نکنند، ترجیح با ابرهایی باشد که کور باشند.
نامه ای به فرزند نداشته ی خودم:
درود. حالا که این پست را می خوانی پس لابد وجود داری. شاید آن زمان ما به بورکینافاسو مهاجرت کرده باشیم. شاید سیب زمینی شده باشد کیلویی دویست هزار میلیارد تومان. شاید پسر احمدی نژاد رییس جمهور ایران باشد. شاید تورم هنوز زیر ده درصد است. اما قیمت ها سالی دست کم دو برابر شده باشند، شاید هنوز برجام یک اجرا نشده است. هر چه باشد و نباشد، از این اطمینان دارم که هنوز:
1- هنوز هر چه که گران بشود، مردم همچنان در صف های طولانی برای خرید ساعت ها سر پا می ایستند.
2- هنوز هر انتخاباتی که می شود، انتخاب بین بدترین ها و خ*ترین هاست!
3- هنوز بیش از آن چه فکرش را بنمایی آب در ایران هدر می رود.
4- هنوز در میدان انقلاب می شود با چند میلیون تومان مقاله آی اس آی به رزومه ات پیوست کنی.
5- هنوز برای ایران زود است که مردمش را آگاه نامید، پس بدان و آگاه باش.
یک خبرگزاری مجازی نوشته: با وجود آنکه حذف نردهها در نمازجمعهها را میتوان یک قدم مثبت و رو به جلو تلقی کرد اما سوال اینجاست اگر گفته میشود جمعیت امروز نماز جمعه نسبت به اول انقلاب کاهش داشته است آیا این کاهش جمعیت صرفا ناشی از نصب نردهها بوده یا انتقادات دیگری هم مطرح است؟
بنده در مقام پاسخ به این پرسش نیستم اما از آن جایی که دماغم را تا کنون در هر سوراخی فرو برده ام، در این مساله نیز فرو خواهم برد.
هیچ انتقاد دیگری مطرح نیست، شاید برخی آقایان و بانوان معلوم الحال بخواهند دوباره شیطنت کرده و همه چیز را به مسوولان همیشه در پشت نرده ربط دهند، اما تنها دلیل کاهش جمعیت امروز، استکبار جهانیست که با اختراع کاندوم و کلی قرص و دوا جلوی افرایش جمعیت را گرفته است. به نظر این بنده ی کلنگ باید جلوی روش های ضد بارداری را گرفت تا مردم دوباره به مسوولان برگردند.
پرشس: استاد کلنگ، چطور می شود سریعتر جمعیت را افزایش داد؟
پاسخ: پرسش خوبی بود، یکی از آن ها حل مشکل افزایش جمعیت در صد روز است.
پرسش: می شود کمی بیشتر توضیح دهید؟
پاسخ: خیر
پرسش: فکر نمی کنید فقط دارید حرف مفت می زنید؟
پاسخ: خیر
پرسش: آیا روی کلمه ی "خیر" قفلی زده اید؟
پاسخ: خیر و شبتان هم به خیر!
1- می گویند تا پیش از این در جهنم ایرانی ها، یک روز قیر کم بود و یک روز دیگر قیف نبود. یک روزی هم که هر دو تایش جفت و جور بود، مسوولش نبود. با اعدام سلطان قیر، می توان امید داشت که در آن دنیا، ایرانی ها دیگر بیش از این دنیا سر در گم و چشم به راه نخواهند بود. اگر آنجا هم قیرها را هاپولی نکنند!
2- یک آقایی گفته اند که ما در چهل سال به اندازه چهارصد سال پیشرفت کرده ایم. یاد آن داستان افتادم که سال ها پیش دو نفر می روند تهران و یک فولکس قورباغه ای می خرند، برمی گردند طرف شهر خودشان. نزدیک شهر ناگهان، فولکس شان خاموش می شود و هر کاری که می کنند، دیگر روشن نمی شود. یکی از آن ها به دیگری می گوید: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش شده؟ آن یکی دیگر درِ کاپوت را باز می کند و نگاهی به آن می اندازد. بعد با کمال تعجب می گوید: بیا که بدبخت شدیم، ماشین موتور ندارد. خلاصه اولی پیاده می شود و می رود یک نگاهی می اندازد و می گوید: برو از صندوق عقب، ابزار بیاور تا خودم یک طوری درستش کنم. دومی می رود درِ صندوق عقب را باز می کند، یکهو داد می زند: بیا که موتور را پیدا کردم اما به گمانم از تهران تا اینجا را دنده عقب آمده ایم!
3- پس از اعتراضات خس و خاشاک گونه ی جمعی از دانشجویان در برخی از قسمت هایی که از قبل توسط دشمنان مردم ایران مشخص شده بود، مردم همیشه خودجوش و آگاه، ضمن ابراز هم دردی با مسوولان مظلوم دانشگاه علوم تحقیقات، در پیامی به سران کشورهای دشمن فهماندند که دیگر نمی توانند با ارسال اتوبوس چپی و بی ترمز مردم ما را بیش از پیش داغ دار نمایند. در همین جهت شرکت سایپا با شعار "همیشه مطمئن" افزود: زین پس جهت رفع نیاز دانشگاه ها قرار است که نوع جدیدی از پراید اتوبوس را به خط تولید خود بیافزاید تا هر گونه نگرانی را جهت انتقال دانشجویان دیگر شاهد نباشیم.
4- در ادامه بند سه لازم است یاد آور شوم که چندی پیش در یک جابجایی کم نظیر تعدادی گورخر نیز از خطر انقراض تدریجی جان سالم به در بردند و شکر خدا به صورت غیرتدریجی و آنی همگی منقرض شدند که خودش بسی مایه افتخار است.
5-
6- بند پنجم سکوتی بود که گمان می کنم آدم ها بدهکار گورخرها بودند.
7- می پرسند که بوی بدی که در تهران می آید، بوی چیست؟ برخی متخصصان عقیده دارند مربوط به تری است که دولت های نهم تا کنون هر روز دارند به تهران می زنند. البته خب این باید بخشی از منشا بود باشد، باقی را شما در دیدگاه بیان دارید! :))
نماینده مردم به مردم گفته: خلایق هر چه لایق. لایقمان که توی نماینده باشی وای به حال نالایقمان. راستی، تو نماینده که هستی؟ تماینده ی مردمی که در ظاهر به هر دلیلی به تو رای داده اند یا نماینده ی تربیت نداشته ی ذاتی ات؟
جناب پرزیدنت دوباره از خودشان ماده در نمودند و گفتند که صدا و سیما فکر می کند که تعریف از دولت مکروه است، نخست این که مکروه خودش جای پرسش دارد، به نظر نگارنده این متن که من کلنگ باشم، اگر چیزی ورای حرام هم وجود داشت، از آن کلمه باید جای مکروه استفاده می شد، دوم هم باید بگویم کدام تعریف؟ شیب؟ بام؟
برادر، پرزیدنت، عزیز دل میلیون هایی که به شما رای دادند، کجای کار هستی؟ شاید شما فکر می کنید باید برایتان در نوشابه هم وا کنیم؟!
به نظر من تنها چیزی که باید برای دولت باز کرد یک بسته "ایزی لایف" خانواده است که باید به هر وزیری یکی یک دانه داد.
پرزیدنت در جایی گفته بود که بیست و سی، نه، شیش، این ها فقط تا تلنگ چیزی در دولت، در برود آن خبر را با صدای بلند جار می زند و پیروزی های دولت را می سپارند به آن خانمی که برای ناشنوایان خبر اجرا می کند.
اما از نظر من، همین تی لی فی زیون مایه ی ننگ، فقط دارد از دولت فخیمه جناب روحانی دفاع می کند. شما فکر کن، اگر واقعی رسانه میخواست وضعیت موجود را به درستی نشان دهد، خیل بسیار رای دهندگان تا کنون خشتک ها به سر کرده و راهی کویر لوت یا کالاهاری می شدند.
در زیر میخواهم بخشی کوچک از پیروزی های دولت را، آن گونه که پرزیدنت می خواهد جار بزنم:
یک - انتصاب شایسته و به جای داماد ایشان در پست هایی همچون مقامات شهری، استانی و کشوری
دو - تشکیل یک چیزی به اسم برجام که بعد از چند سال روح آن مورد تجاوز بدخواهان قرار گرفت! به گفته خودشان.
سه - افزایش ارزش سایر اقلام به جز جان آدمیزاد، نگارنده این متن چندان خبری از افزایش دیه آدمیزاد در ایران ندارد اما به گمانش در این زمینه ما تحریم ها را به راحتی دور زده ایم و به حول و قوه الهی روز به روز قیمت آدمیزاد در این ملک پایین تر می آید.
چهار - علی البرکه ال... که آمار نا امیدی و خودکشی و خودسوزی و بیکاری روز به روز بیشتر می شود.
پنج - قیمت کالاها چند برابر شده و اما هنوز نرخ تورم اعلامی توسط دولت زیر ده درصد است، که این خود، سزاوار دریافت نوبل اقتصاد است، چون ریاضیات را در یک حرکت گوزپیچ کرده است.
-----
پی نوشت:
1- نگارنده دست کوتاهی دارد و نمی تواند همه پیروزی های دولت را بر شمارد، چنان که اگر همه سیاهی جهان هستی جوهر شده و تمام کره های عالم هستی دفتر مشق شود، باز هم نمی توان پیروزی های دولت پرزیدنت روحانی را نوشت.
1- جانم برایتان بگوید که، کارد دیگر مغز استخوان را هم رد کرده است. مشکل نبود عقل کافی برای اداره کارهای کشوری چنان پیچیده شده که "پرزیدنت" روحانی دیگر علاقه ای به سخنرانی کردن ندارد. هر چند که به نظر می رسد باید وارون این مطلب باشد، مگر تنها کار روحانی سخنرانی کردن نیست؟
2- نماینده سراوان به یک دربانی توهین کرد. قرار شد دربان را اخراج کنند، بعدش هم رییسش را با تیپا بیاندازند بیرون و برای فینال هم وزیر اقتصاد را استیضاح نمایند، من ماندهام چرا از برکناری رییس جمهور و مقام بالاتر هنوز سخنی به میان نیامده است!!
3- تی لی فی زیون ایران روزی ده بار جلیقه زردهای فرانسه را نشان ندهد، روزش شب نمی شود، حالا تو بگو کارگران شونصد تپه اعتراض کردند، فردایش خبر نشان می دهد که همه اش فتوشاپ بی بی سی بوده است.
4- بعد از سلطان جنگل جناب شیر، سلطان چای، سلطان فولاد، سلطان سکه و سلطان بابک زنجانی، سلطان قیر نیز به جمع باقی سلطان ها پیوست. به این ترتیب ایران همچنان با کلی اختلاف در تولید سلطان رتبه نخست دنیا را دارا می باشد.
5- جناب سعدی می فرمایند:
دل عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی